« مخالفت کن تا دیده شوی!جملاتی زیبا ازحضرت علی علیه السلام »

حجاب زهرایی

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام شهریور, 1396

وقتی مروارید زیبایی هایت را به صدف حجاب و عفاف می سپاری، خدا تو را آبی می کند. آنقدر آبی که آسمان به تو رشک می برد

⛔هر روز شالهایتان عقب ‌تر

⛔مانتوهایتان چسبان ‌تر

⛔ ساپورتتان تنگ‌ تر

⛔رژ لبتان پررنگ‌تر میشود

❓دل چند نفر را لرزانده‌اید؟

❓کدام مرد را از همسر خود دلسرد کرده‌اید؟

❓چند پسربچه را به سمت پنهانی دیدن عکس و فیلم مستهجن سوق داده‌اید؟

❓چند جوان را به سمت خودارضایی و زنا سوق داده اید؟

❓اشک چند پدر و مادر و همسر شهید را درآوردید؟

❓چند دختر بچه را تشویق کرده‌اید که بعدها بی حجابی را انتخاب کند؟

❓چند زن را به فکرانداخته‌اید که از قافله مد عقب نمانند؟

❓آه حسرت چند کارگر دور از خانواده را بلند کرده‌اید؟

❓پا روی خون کدام شهید گذاشتید؟

❓باعث دعوای چند زن و شوهر، بخاطر مدل تیپ زدن و آرایش کردن شدید؟

❓چند زوج را بهم بی اعتماد کرده‌اید؟

❓ نگاه‌های یواشکی چند مردی که همسرش دارد کنارش راه میرود، به تیپ و هیکلت افتاد؟

بنده‌ی کدام خداییید؟

چطور؟

?بازهم میگویی، دلم پاک است!

?چادری ها بروند خودشان را اصلاح کنند؟

بازهم میگویی، مردها چشمشان را ببندندنگاه نکنند؟

جامعه چاردیواری اختیاری تو نیست

چند خط را می نویسم احساس می کنم در جلسه ی هیاتمان روضه می خوانم انگار یادمان رفته است از صدر اسلام تا همین جنگ تحمیلی خودمان چقدر خون ریخته شده تا احکام حفظ بماند، ناموس در امان باشد ولی این روزها بعضی چقدر خوب جواب این همه خون ریخته شده را می دهند

آیا شنیده ای وقتی خانم زینب سلام الله علیها وارد شام شد نخستین خواسته و نگرانیش چه بود؟

در فضایی که زینب کانون مصیبت شده است ، خودش داغدار است و مونس دیگران شده ، اگر سکوت کند بغضش در گلو می شکند و اگر گریه کند کودکان هم بی تابی می کنند، در فضایی که حسینش نیست علمدار و علی اکبرش هم شهید شده اند از تشنگی جان به لب رسیده است ولی زینب نه از کسی آبی خواست نه سراغی از برادرش و فرزندانش گرفت اولین دغدغه ی او این بود که نکند چشم نا محرم او را ببیند.

خواهرم تو را چه شده است که اینگونه در خیابان ظاهر می شوی ؟ که گاهی خواهر شرمش می شود آنگونه جلوی برادرش ظاهر شود آیا می دانی هستند بسیاری درهمین کره ی خاکی از دختران و زنانی که برای داشتن حجاب اسلامی از امکانات عمومی محروم مانده اند؟

شنیده ای در کشور آذربایجان دخترانی هستند که گریه می کنند تا اجازه دهند ارثیه ی زینب به دوش گیرند؟ آنوقت امروز در میهن اسلامیم که نهال آن با خون هزاران شهید آبیاری شده است در اوج آرامش، روسری بعضی را بین سرو گردن ، سرگردان می بینیم.


فرم در حال بارگذاری ...