« روز خبرنگار گرامی باد | توصیه های به أصحاب رسانه » |
سردار رشید اسلام ((شهید بی سر حسن منصوری))
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 17ام مرداد, 1396شهر در نهم دی ماه سال 1357 موقعیت خاصی داشت. صدای تیراندازی، آژیر گاه و بی گاه آمبولانسها و همهمهی مردم فضایشهر را پر کرده بود. همه جا آمیزهای از دود و آتش بود. مردم مسلّح شده و شهر عملاً در دست آنان بود. نیروهای رژیم، در شهربانی موضعگرفته بودند.
? آن روز قرار بود مردم مجسمهی شاه را سرنگون کنند و اگر ممکن شد شهربانی را هم به تصرّف در بیاورند. ناگهان صدای دو انفجار از محل مجسمه گوش شهر را پر کرد و لحظاتی بعد مجسمه به کمک طنابها، ماشینها و مردم سقوط کرد. همه از یکدیگر میپرسیدند چه کسی ممکناست با آن امکانات ناچیز چنین کار مهم و خطرناکی را انجام داده باشد؟ شجاعت و مهارت آن ناشناس را تحسین میکردند.
?برای من هم این سؤالدر آن روز بی پاسخ ماند. سالها بعد که من در سپاه با شهید منصوریآشنا شدم، از زبان خودش شنیدم؛ یکی از افرادی که در انفجارهای مجسمهنقش مهمی داشته است، او بوده است. آن روزها از این که در کنار یکی ازحماسهسازان نهم دی خدمت میکردم، بسیار خوشحال بودم.
راوی.محمد نوروزی همرزم شهید حسن منصوری
فرم در حال بارگذاری ...