« قاتلین یا خاذلین؟ارامش واقعی منبعش نمازه »

شعر استاد شهریار مخصوص ما طلبه ها

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 29ام شهریور, 1396

​ 

??مناظره ی منبر و دار ، شعری از اُستاد شهریار??

??منبر از پشت شیشه ی مسجد

چشمش اُفتاد و دید چوبه ی دار

عصبی گشت و غیضی و غضبی

بانگ بر زد که ای خیانت کار

تو هم از اهل بیت ما بودی

سخت وحشی شدی و وحشت بار

نرده ی کعبه حرمتش کم بود؟

که شُدی دار شحنه، شرم بدار

ما سرو کارمان به صلح و صلاح

تو به جُرم و جنایتت سر و کار

دار، بعد از سلام و عرض ادب

وز گناه نکرده استغفار

گفت ما نیز خادم شرعیم

صورت اخیار گیر، یا اشرار

تو قلم می زنی و ما شمشیر

غِلظت از ما قضاوت از سرکار

تا نه فتوی دهند منبر و میز

دار کی می شود سر و سر دار

هر کجا پند و بند درماندند

نوبتِ دار می رسد ناچار

منبری را که گیر و دارش نیست

همه از دور و بر کنند فرار

باز منبر فرو نمی آمد

همچنان بر خر ِ ستیزه سوار

عاقبت دار هم ز جا در رفت

رو به دَر تا که بشنود دیوار

گفت اگر منبر تو منبر بود

کار مردم نمی کشید به دار??


فرم در حال بارگذاری ...