موضوع: "متن"

 انجمن حجتیه

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع)

? از گروه هایی اند که از بیش از نیم قرن پیش، در بحث های مهدویت کانون توجه بوده اند. این انجمن در سال ۳۲ ه.ش با هدف مبارزه با بهائیت (که در دستگاه پهلوی هم نفوذ کرده بود) با تلاش شیخ محمود ذاکرزاده تولایی(حلبی) با همکاری جمعی از متدیّنین راه افتاد. وجود بندی در اساسنامه آنان، انقلابیون پیش و پس از انقلاب را بشدت ناراحت کرده بود: “انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت".

? بیشتر افرادی که توسط انجمن از بهائیت برمیگشتند، توبه نامه ای مینوشتند که متون بسیاری از آن در کتابخانه آستان قدس موجود است. پیش از انقلاب تاییدیه هایی از برخی مراجع داشتند که هنوز به آن استناد میکنند. نیروهای تربیت شده آنان به سه دسته تقسیم شدند: برخی مخالف انقلاب، برخی موافق انقلاب، و برخی بی تفاوت. انجمن حجتیه چند ماه قبل از انقلاب (شهریور۵۷) مواضعش در رابطه با سیاست را تغییر داد و با انقلاب همراه شد. پس از انقلاب از سوی برخی رهبران انقلابی، انجمن بعنوان یک عنصر خطرناک معرفی شد.

? مثلا امام خمینی که روزگاری آقای حلبی را تایید میکرد، به تدریج به حرکت انجمن بدبین شد و حمایت خود را قطع کرد. و آنان پس از کش و قوس ها، در سال ۶۲ ه.ش ضمن بیانیه ای، بطور رسمی تعطیلی خود را اعلام کردند. اکنون که حدود ۳۵ سال از انحلال آنان میگذرد، هر از چندی، برخی جناح ها باز از نفوذ انجمن سخن میگویند.

«خطبه بی نقطه» حضرت امیرالمؤمنین علیّ ابن ابیطالب(علیه السّلام)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام فروردین, 1396

«بسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ»

«خطبه بی نقطه» حضرت امیرالمؤمنین علیّ ابن ابیطالب(علیه السّلام) [نسخه کامل]:

*تذکّر: نقطه‏ هایى که روى‏ “هاء” گِرد (ة‏) میآید، چون در حال “وقف‏” خوانده نمیشود، لذا حرف نقطه ‏دار محسوب نمیگردد.

این خطبه (که مانند خطبه بدون الف، معجزه ادبی آن حضرت است) از مراتب علمى و فکرى مولاى متقیان حکایت دارد، که بدون درنگ و تأمّل، پس از صحبت اصحاب به ایراد آن پرداخته، و در مورد توحید و نُبُوّت و صفات الهى، و سنت و سیره رسول خدا (صلَّى الله علیه وآله) میباشد، و مردم را به تبعیّت از آنحضرت، و خوداندیشی و خودسازى دعوت میفرماید:

«الْحَمْدُ للَّهِ أَهْلِ الْحَمْدِ وَ مَأْوَاهُ، وَ لَهُ أَوْکَدُ الْحَمْدِ وَ أَحْلَاهُ، وَ أسعَدُ الْحَمْدِ وَ أَسْرَاهُ، وَ أَطْهَرُ الْحَمْدِ وَ أَسْمَاهُ، وَ أَکْرَمُ الْحَمْدِ وَ أَوْلَاهُ. الْوَاحِدِ الأَحَدِ الصَّمَدِ، لَا وَالِدَ لَهُ وَ لَا وَلَدَ. سَلَّطَ الْمُلُوکَ وَ أَعْدَاهَا، وَ أَهْلَکَ الْعُدَاةَ وَ أَدْحَاهَا. وَ أَوْصَلَ الْمَکَارِمَ وَ أَسْرَاهَا. وَ سَمَکَ السَّمَاءَ وَ عَلَّاهَا، وَ سَطَحَ الْمِهَادَ وَ طَحَاهَا، وَ وَطَّدَهَا وَ دَحَاهَا، وَ مَدَّهَا وَ سَوَّاهَا، وَ مَهَّدَهَا وَ وَطَّاهَا، وَ أَعْطَاکُمْ مَاءَهَا وَ مَرْعَاهَا، وَ أَحْکَمَ عَدَّ الأُمَمِ وَ أَحْصَاهَا، وَ عَدَّلَ الأَعْلَامَ وَ أَرْسَاهَا. الإلَهُ الأَوَّلُ لَا مُعَادِلَ لَهُ، وَ لَا رَادَّ لِحُکْمِهِ. لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ السَّلامُ، الْمُصَوِّرُ الْعَلّامُ، الْحَاکِمُ الْوَدُودُ، الْمُطَهِّرُ الطَّاهِرُ، الْمَحْمُودُ أَمْرُهُ، الْمَعْمُورُ حَرَمُهُ، الْمَأْمُولُ کَرَمُهُ. عَلَّمَکُمْ کَلَامَهُ، وَ أَرَاکُمْ أَعْلَامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُمْ أَحْکَامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلَالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرَامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً الرِّسَالَة َ، رَسُولَهُ الْمُکَرَّمَ، الْمُسَوَّدَ الْمُسَدَّدَ، الطّـُهْرَ الْمُطَهَّرَ. أَسْعَدَ اللَّهُ الأُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤْدَدِهِ، وَ سَدَادِ أَمْرِهِ، وَ کَمَالِ مُرَادِهِ. أَطْهَرُ وُلْدِ آدَمَ مَوْلُوداً، وَ أَسْطَعُهُمْ سُعُوداً، وَ أَطْوَلُهُمْ عَمُوداً، وَ أَرْوَاهُمْ عُوداً، وَ أَصَحُّهُمْ عُهُوداً، وَ أَکْرَمُهُمْ مُرْداً وَ کُهُولاً. صَلاةُ اللَّهِ لَهُ وَ لِآلِهِ الأَطْهَارِ، مُسَلَّمَةً وَ مُکَرَّرَةً مَعْدُودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الْکِرَامِ مُحَصَّلَةً مْرَدَّدَةً، مَا دَامَ لِلسَّمَاءِ أَمْرٌ مَرْسُومٌ، وَ حَدُّ مَعْلُومٌ. أَرْسَلَهُ رَحْمَةً لَکُمْ، وَ طَهَارَةً لأَعْمَالِکُمْ، وَ هُدُوءَ دَارِکُمْ، وَ دُحُورَ عَارِکُمْ، وَ صَلَاحَ أَحْوَالِکُمْ، وَ طَاعَةً للَّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصْمَةً لَکُمْ وَ رَحْمَةً. إِسْمَعُوا لَهُ، وَ رَاعُوا أَمْرَهُ، وَ حَلِّلُوا مَا حَلَّلَ، وَ حَرِّمُوا مَا حَرَّمَ. وَ اعْمَدُوا - رَحِمَکُمُ اللَّهُ - لِدَوَامِ الْعَمَلِ، وَ ادْحَرُوا الْحِرْصَ وَ اعْدِمُوا الْکَسَلَ. وَ ادْرُوا السَّلَامَةَ، وَ حِرَاسَةَ الْمُلْکِ وَ رَوْعَهَا، وَ هَلَعَ الصّدُورِ وَ حُلُولَ کَلِّهَا وَ هَمِّهَا. هَلَکَ - وَ اللَّهِ - أَهْلُ الإِصْرَارِ، وَ مَا وَلَدَ وَالِدٌ لِلإِسْرَارِ. کَمْ مُؤَمِّلٍ أَمَّلَ مَا أَهْلَکَهُ! وَ کَمْ مَالٍ وَ سِلَاحٍ أُعِدَّ صَارَ لِلأَعْدَاءِ عَدّ ُهُ وَ عَمَدُهُ! اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ وَ دَوَامُهُ، وَ الْمُلْکُ وَ کَمَالُهُ. لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلْمٍ حِلْمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلَّ حُکْمٍ حُکْمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلْمٍ عِلْمُهُ. عَصَمَکُمْ وَ لَوَّاکُمْ، وَ دَوَامَ السَّلَامَةِ أَوْلَاکُمْ، وَ لِلطَّاعَةِ سَدَّدَکُمْ، وَ لِلإِسْلَامِ هَدَاکُمْ، وَ رَحِمَکُمْ وَ سَمِعَ دُعَاءَکُمْ، وَ طَهَّرَ أَعْمَالَکُمْ، وَ أَصْلَحَ أَحْوَالَکُمْ. وَ أَسْأَلُهُ لَکُمْ دَوَامَ السَّلَامَةِ، وَ کَمَالَ السَّعَادَةِ، وَ الآلَاءَ الدَّارَّةِ، وَ الأَحْوَالَ السَّارَّةِ؛ وَ الْحَمْدُ للَّهِ وَحْدَهُ ».

ترجمۀ خطبۀ بدون نقطه: «ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و جایگاه لایق آن است. از برای اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن، و سعادتمندانه ترین ستایش و سخاوت بارترین (و شریف ترین) آن، و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن، و ممتازترین ستایش و سزاوارترین آن. یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی. شاهان را (به حکمت و آزمون خود، بر مردم) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید، بستر زمین را گشود و گسترش داد، و محکم نمود و گسترده ساخت، و آن را امتداد داد و هموار کرد و(برای زندگی) آماده ومهیّا فرمود، و آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت و تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت، و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت. معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و سلام (مایه سلامت)، و صورتگر دانا، فرمانروای مهربان، و پاک و بی آلایش است. فرمانش ستوده است و حریمش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید. کلامش (قرآن) را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود، حلال کرد؛ و آنچه ناروا بود، حرام نمود. بار رسالت را بر دوش حضرت محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند، (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است. خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان درهنگامه ولادت، و فروزنده ترین ستاره خوشبختی و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است، و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار، و درست پیمان ترین، و کریم ترین آنان در نوجوانی و بزرگسالی است. درود خداوند ازآن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی درپی و مکرّر (برای خود آنان) و برای خاندان بزرگوار و دوست داشتنی آنان، درودی ماندگار و پیوسته (برای همیشه)، تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقش و میزانی مقرّر. او را فرستاد تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و برطرف شدن نقاط ننگ (وشرم آور کارها)تان، و تا مایه صلاح حالتان، و اطاعت شما از خدا و رسولانش، و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر) باشد. از او فرمان برید؛ و بر دستورش مواظبت ورزید؛ آنچه را حلال دانست، حلال بدانید؛ و آنچه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند! آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را، و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (و تشویش دلها) و روی آوردن درماندگی و پریشانی به آنهاست، بشناسید. بخدا قسم، هلاک گشتند انسانهایی که اهل حرص و اصرار (بر خواسته های دنیوی و غریزی خود) هستند، و هیچ پدری فرزندی نیاورد که بتواند آنرا پنهان سازد (یعنی: همانگونه، هیچکس نمی تواند نتایج و عواقب کارهای خود را پنهان سازد). چه بسیار آرزومندی که در آرزوی چیزی بسر میبرد که مایه هلاک و نابودی اوست! و چه بسیار مال و سلاحی که (به خیال شخص، برای خودش) آماده گشته، ولی شمارش (آن مال موروثی) و نیروی (ضربت) عمودها(ی آن سلاح بازمانده) نصیب دشمن انسان (پس از مرگ او) میشود! بارخدایا، سپاس همیشگی ترا، و پادشاهی کامل ازآن تو. تو آن خدایی که بجز او خدایی نیست، بردباری او وسیع تر از هر بردباری دیگری است (و گویی همه را در بر گرفته)، وحکم وفرمان اوست که هر حکم وفرمان دیگر را استحکام و راستی بخشیده، و دانش اوست که هر دانش دیگر را پایین (و زیرمجموعه) خود قرار داده است. خدا شما را از خطاکاری حفظ کند و از گناهان روگردان سازد، و سلامتی همیشگی بشما ارزانی دارد، و شما را در راه طاعتش استوار و راستین گرداند، و بسوی اطاعت از دستورات اسلام هدایت فرماید، و مورد رحمت خویش قرار دهد، و دعایتان را بشنود (و اجابت فرماید)، و اعمالتان را پاکیزه سازد، و احوالتان را نیکو گرداند. و (باز) از او میخواهم که سلامتی (دین و دنیای) شما را جاوید بدارد، و سعادتمندی شما را به کمال برساند، و نعمتهای خویش را بر شما پی در پی نثار کند، و حالات شما را (در زندگانی) مایه شادمانی قرار دهد. و ستایش، تنها سزاوار خداوند است».

* منابع تحقیق و تطبیق (خطبۀ بدون نقطه): نهج السّعادة (در تکمیل و استدراک نهج البلاغه)، محمد باقر محمودی، چاپ 1418ق: ج1/ص109-111، به نقل از کتاب “مجموعة ادبیّة”، محمد بن عبد القاهر بن المَوصِلیّ الشَّهرزُوری؛ نیز: کتاب “دو شاهکار علوی”، محمد احسانی فر لنگرودی؛ و کتاب “تمامُ نهجِ البلاغة”، سید صادق موسوی، چاپ 1418ق: ص335و336. تحقیق، تطبیق متن و تصحیح ترجمه، از سید احمد سجادی، 21 رمضان 1434ق/ مرداد1392.

«خطبه بی الف» حضرت امیرالمؤمنین علیّ ابن ابیطالب(علیه السّلام)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام فروردین, 1396

 

«بسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ»

«خطبه بی الف» حضرت امیرالمؤمنین علیّ ابن ابیطالب(علیه السّلام)

[نسخه کامل]: این خطبۀ شریفه، که از معجزات آن حضرت در فنّ بلاغت و فصاحت و ادب عربیّت است، و مشتمِل بر مبانی معنوی بس بلند و معانی دلنواز بس ارزشمند است، در برخی از کتب قدماء، از آنجمله در کتاب گرانسنگ “جُنَّةُ الأمانِ ‏الواقِیَةُ وَ جَنَّةُ الإیمانِ ‏الباقِیَةُ” (یعنی: سپر محافظ و امان، و بهشت جاودان ایمان) (صفحات 742- 744) روایت شده است.

این کتاب، معروف به “مصباح کفعمی” و مؤلف آن: شیخ تقىّ الدین ابراهیم بن علىّ کَفعَمى (رِضوانُ اللهِ عَلَیه) است (840 - 905 هجرى قمری) و در باب ادعیه و زیارات میباشد. کفعمی کتاب مصباح را بعد از کتاب معروف دیگرش “البلد الأمین” نوشته و در حقیقت، مصباح، منتخب و خلاصه اى از بلدالامین است. علامه مجلسی (اَعلَی اللهُ مَقامَه) نیز در بِحارالانوار، این خطبه را روایت نموده؛ ولی اختلافاتی با آنچه کفعمی و دیگران روایت کرده اند، دارد؛ و حقیر (سید احمد سجادی) به ناچار، در مواضع اختلاف، آنچه را که با قواعد عربیّت و موازین فصاحت و بلاغت، سازگارتر بوده، ترجیح دادم، و اصل و مبنا را بر بحارالانوار علامه مجلسی(ره) نهادم، و مواضع ترجیح نقل کفعمی(ره) یا دیگران را در [قلاب] آوردم.

پس مجلسی چنین گوید:  وَ نُقِلَ أَنَّ جَمَاعَةً حَضَرُوا لَدَیْهِ وَ تَذَاکَرُوا فَضْلَ الْخَطِّ وَ مَا فِیهِ. فَقَالُوا: “لَیْسَ فِی الْکَلَامِ أَکْثَرُ مِنَ الْأَلِفِ وَ یَتَعَذَّرُ النُّطْقُ بِدُونِهَا!” فَقَالَ لَهُمْ فِی الْحَالِ هَذِهِ الْخُطْبَةَ مِنْ غَیْرِ سَابقِ فِکْرَةٍ وَ لَا تَقَدّمِ رَوِیَّةٍ وَ سَرَدَهَا وَ لَیْسَ فِیهَا أَلِفٌ:

یعنی:   نقل شده که گروهى در محضر امیرالمؤمنین(ع) حاضر شدند؛ سخن از برترى خط بمیان آمد و از آنچه که در خط است. پس گفتند: “در کلمات، حرفى از الف‏ بیشتر نیست و بدون‏ الف‏ نمیشود سخن گفت!” سپس حضرت همان ساعت این خطبه‏ (بدون الف) را بدون‏ فکر و سابقه‏ اى ایراد فرمود و در متن عربی این خطبه‏ الف وجود ندارد:

«حَمِدْتُ مَنْ عَظُمَتْ مِنَّتُهُ وَ سَبَغَتْ نِعْمَتُهُ وَ تَمَّتْ کَلِمَتُهُ وَ نـَفـَذ َتْ مَشِیَّتُهُ وَ بَلَغَتْ حُجَّتُهُ وَ عَدَلـَتْ قَضِیَّتُهُ وَ سَبَقَتْ غَضَبَهُ رَحْمَتُهُ. حَمِدْتُهُ حَمْدَ مُقِرٍّ بِرُبُوبِیَّتِهِ مُتَخَضِّعٍ لِعُبُودِیَّتِهِ مُتَنَصِّلٍ مِنْ خَطِیئَتِهِ مُعْتَرِفٍ بِتَوْحِیدِهِ مُسْتَعِیذٍ مِنْ وَعِیدِهِ مُؤَمِّلٍ مِنْ رَبِّهِ مَغْفِرَةً تُنْجِیهِ یَوْمَ یَشْغَلُ کُلّ ٌ عَنْ فَصِیلَتِهِ وَ بَنِیهِ. وَ نَسْتَعِینُهُ وَ نَسْتَرْشِدُهُ وَ نُؤْمِنُ بِهِ وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیْهِ. وَ شَهـِدْتُ لَهُ شُهُودَ عَبْدٍ مُخْلِصٍ مُوقِنٍ وَ فَرَّدْتُهُ تَفْرِیدَ مُؤْمِنٍ مُتَیَقـِّنٍ وَ وَحَّدْتُهُ تَوْحِیدَ عَبْدٍ مُذعِنٍ. لَیْسَ لَهُ شَرِیکٌ فِی مُلْکِهِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیّ ٌ فِی صُنْعِهِ. جَلَّ عَنْ مُشِیرٍ وَ وَزِیرٍ [وَ تَنَزَّهَ عَن مِثل ٍ] وَ عَوْنٍ وَ مُعِینٍ وَ نَظِیرٍ. عَلِمَ فَسَتَرَ وَ بَطَنَ فَخَبَرَ وَ مَلَکَ فَقَهَرَ وَ عُصِیَ فَغَفَرَ وَ عُبِدَ فَشَکَرَ وَ حَکَمَ فَعَدَلَ وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ لَنْ یَزُولَ وَ لَمْ یَزَلْ،‏ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَ هُوَ قَبْلَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ بَعْدَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ. رَبّ ٌ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ مُتَمَکِّنٌ بقوَّتِهِ مُتَقَدِّسٌ بعُلُوِّهِ مُتَکَبِّرٌ بسُمُوِّهِ، لَیْسَ یُدْرِکُهُ بَصَرٌ وَ لَمْ یُحِطْ بِهِ نَظَرٌ، قَوِیٌّ مَنِیعٌ بَصِیرٌ سَمِیعٌ‏ [عَلِىّ ٌ حَکیمٌ] رَؤوفٌ رَحِیمٌ [عزیزٌ علیمٌ]، عَجَزَ عَنْ وَصْفِهِ مَنْ وَصَفَهُ وَ ضَلَّ عَنْ نَعْتِهِ مَنْ عَرَّفـَهُ. قَرُبَ فَبَعُدَ وَ بَعُدَ فَقَرُبَ یُجِیبُ دَعْوَةَ مَنْ یَدْعُوهُ وَ یَرْزُقُهُ وَ یَحْبُوهُ ذُو لُطْفٍ خَفِیٍّ وَ بَطْشٍ قَوِیٍّ وَ رَحْمَةٍ مُوسَِعَةٍ وَ عُقُوبَةٍ مُوجِعَةٍ. رَحْمَتُهُ جَنَّةٌ عَرِیضَةٌ مُونِقَةٌ وَ عُقُوبَتُهُ جَحِیمٌ مَمْدُودَةٌ مُوبِقَةٌ. وَ شَهـِدْتُ ببَعْثِ مُحَمَّدٍ عَبْدِهِ وَ رَسُولِهِ وَ نَبِیِّهِ وَ صَفِیِّهِ وَ حَبِیبِهِ وَ خَلِیلِهِ، بَعَثـَهُ فِی خَیْرِ عَصْرٍ وَ حِینَ فـَترَةٍ وَ کُفْرٍ، رَحْمَة ً لِعَبِیدِهِ وَ مِنَّة ً لِمَزِیدِهِ. خُتِمَ بِهِ نُبُوَّتـُهُ وَ وَضَحَتْ بِهِ حُجَّتُهُ فَوَعَظَ وَ نَصَحَ وَ بَلَّغَ وَ کَدَحَ. رَؤوفٌ‏ بِکُلِّ مُؤْمِنٍ، رَحِیمٌ سَخِیٌّ رَضِیٌّ وَلِیٌّ زَکِیٌّ. عَلَیْهِ رَحْمَةٌ وَ تَسْلِیمٌ وَ بَرَکَةٌ وَ تَعْظِیمٌ وَ تَکْرِیمٌ مِنْ رَبٍّ غَفُورٍ رَحِیمٍ قَرِیبٍ مُجِیبٍ حَلِیمٍ. وَصَّیْتُکُمْ مَعْشَرَ مَنْ حَضَرَ، بوَصِیَّةِ رَبِّکُمْ، وَ ذَکَّرْتُکُمْ بسُنَّة ِ نَبِیِّکُمْ. فَعَلَیْکُمْ برَهْبَةٍ تُسَکِّنُ قُلُوبَکُمْ وَ خَشْیَةٍ تُذرِی دُمُوعَکُمْ وَ تَقِیَّةٍ تُنْجِیکُمْ قَبْلَ یَوْمٍ یُذهِلُکُمْ وَ یَبْتَلِیکُمْ، یَوْمَ یَفُوزُ فِیهِ مَنْ ثـَقـُلَ وَزْنُ حَسَنَتِهِ وَ خَفَّ وَزْنُ سَیِّئَتِهِ. وَ [لْتَکُن مَسألَتُکُم] مَسْأَلَةَ ذ ُلٍّ وَ خُضُوعٍ، وَ تَمَلّـُقٍ [و شُکرٍ] وَ خُشُوعٍ، وَ تَوْبَةٍ وَ نُزُوعٍ، [و نـَدَمٍ و رُجوعٍ]. وَ لْیَغْتَنِمْ کُلّ ٌمِنْکُمْ صِحَّتَهُ قَبْلَ سُقْمِهِ، وَ شَیْبَتَهُ قَبْلَ هَرَمِهِ، وَ سَعَتَهُ قَبْلَ فَقرِهِ،‏ وَ فَرْغَتَهُ قَبْلَ شُغُلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبْلَ سَفَرِهِ، وَ حَیَاتَهُ قَبْلَ مَوْتِهِ، قَبْلَ یَهِنَ وَ یَهْرَمَ، وَ یَمْرَضَ وَ یَسْقَمَ، وَ یُمِلَّهُ طَبِیبُهُ وَ یُعْرِضَ عَنْهُ حَبِیبُهُ، وَ یَنْقَطِعَ عُمُرُهُ وَ یَتَغَیَّرَ عَقْلُهُ، ثُمَّ قِیلَ: “هُوَ مَوْعُوکٌ وَ جِسْمُهُ مَنْهُوکٌ!”، ثُمَّ جَدَّ فِی نَزْعٍ شَدِیدٍ، وَحَضَرَهُ کُلُّ قَرِیبٍ وَ بَعِیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبِینُهُ وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جَدَبَتْ نَفْسُهُ، وَ بَکَتْ عِرْسُهُ وَ حَضَرَ رَمْسُهُ، وَ یَتِمَ مِنْهُ وَلَدُهُ وَ تَفَرَّقَ عَنْهُ عَدَدُهُ، وَ فُصِمَ جَمْعُهُ وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمْعُهُ، وَ جُرِّدَ وَ غُسِّلَ وَ عُرِیَ، وَ نُشِّفَ وَ سُجِّیَ، وَ بُسِطَ لَهُ وَ هُیِّئَ، وَ نُشِرَ عَلَیْهِ کَفَنُهُ‏ وَ شُدَّ مِنْهُ ذَقَنُهُ، [وَ قُمِّصَ و عُمِّمَ، وَ لـُفَّ و وُدِّعَ وَ سُلـِّمَ]؛ وَ حُمِلَ فَوْقَ سَرِیرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیْهِ بِتَکْبِیرٍ، بِغَیْرِ سُجُودٍ وَ تَعْفِیرٍ، وَ نُقِلَ مِنْ دُورٍ مُزَخْرَفَةٍ وَ قُصُورٍ مُشَیَّدَةٍ وَ فُرُشٍ مُنَجَّدَةٍ وَ حُجَرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فِی ضَرِیحٍ مَلْحُودٍ، ضَیِّقٍ مَرْصُودٍ، بِلَبِنٍ مَنْضُودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلْمُودٍ! وَ هِیلَ عَلَیْهِ [حَفَرُهُ] وَ حُثِیَ [عَلَیهِ] مَدَرُهُ وَ تَحَقَّقَ حَذَرُهُ وَ نُسِیَ خَبَرُهُ، وَ رَجَعَ عَنْهُ وَلِیُّهُ وَ نَدِیمُهُ، وَ نَسِیبُهُ وَ حَمِیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قَرِینُهُ وَ حَبِیبُهُ، فَهُوَ حَشْوُ قَبْرٍ وَ رَهِینُ [قَفرٍ]! یَدِبُّ فِی جِسْمِهِ دُودُ قَبْرِهِ وَ یَسِیلُ صَدِیدُهُ مِنْ‏ مَنْخَِرِهِ، وَ تَسْحَقُ تُرْبَتُهُ لَحْمَهُ، وَ یُنْشَفُ دَمُهُ وَ یُرَمُّ عَظْمُهُ، حَتَّى یَوْمِ حَشْرِهِ، [فَیُنْشَرُ] مِنْ قَبْرِهِ، وَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ، وَ یُدْعَىٰ لِحَشْرٍ وَ نُشُورٍ، فَثَمَّ بُعْثِرَتْ قُبُورٌ، وَ حُصِّلَتْ سَرِیرَةٌ فِی صُدُورٍ؛ وَ جِی‏ءَ بِکُلِّ نَبِیٍّ وَ صِدِّیقٍ، وَ شَهِیدٍ وَ مِنْطِیقٍ، وَ [تَوَلـَّیٰ] لِفَصْلِ حُکْمِهِ [رَبٌّ] قَدِیرٌ، بِعَبْدِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ؛ فَکَمْ [مِن] زَفرَةٍ تُضنیهِ وَ حَسْرَةٍ تُنضیهِ‏، فِی مَوْقِفٍ مَهِیلٍ [عَظیمٍ]، وَ مَشْهَدٍ جَلِیلٍ [جَسیمٍ]، بَیْنَ یَدَیْ مَلِکٍ [کَریمٍ]، بِکُلِّ صَغِیرَةٍ وَ کَبِیرَةٍ عَلِیمٍ؛ فَحِینَئِذٍ یُلْجِمُهُ عَرَقُهُ وَ [یَحفِزُهُ] قَلَقُهُ، فَعَبْرَتُهُ غَیْرُ مَرْحُومَةٍ وَ صَرْخَتُهُ غَیْرُ مَسْمُوعَةٍ [وَ حُجَّتـُهُ غَیرُ مَقبُولَةٍ]، وَ بَرَزَتْ صَحِیفَتُهُ وَ تَبَیَّنَتْ جَرِیرَتُهُ، [وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ] بِسُوءِ عَمَلِهِ‏، وَ شَهِدَتْ عَیْنُهُ بِنَظَرِهِ، وَ یَدُهُ بِبَطْشِهِ، وَ رِجْلُهُ بِخَطْوِهِ، وَ جِلْدُهُ بِلَمْسِهِ وَ فَرْجُهُ بِمَسِّهِ؛ وَ یُهَدِّدُهُ مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ، وَ کُشِفَ [عَنهُ] حَیْثُ یَصِیرُ، فَسُلْسِلَ جِیدُهُ وَ غُلَّتْ یَدُهُ، فَسِیقَ یُسْحَبُ وَحْدَهُ، فَوَرَدَ جَهَنَّمَ [بِکَربٍ] شَدِیدٍ، وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فِی جَحِیمٍ، وَ یُسْقَى شَرْبَةً مِنْ حَمِیمٍ، تَشْوِی وَجْهَهُ وَ تَسْلَخُ جِلْدَهُ‏، [یَضرِبُهُ زَبینـَتـُهُ بِمِقمَعٍ مِن حَدیدٍ، یَعُودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجِلدٍ جَدیدٍ]، یَسْتَغِیثُ فَیُعْرِضُ عَنْهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمَ، وَ یَسْتَصْرِخُ فَیَلْبَثُ حُقْبَهُ بِنَدَمٍ؛ نَعُوذُ بِرَبٍّ قَدِیرٍ مِنْ شَرِّ کُلِّ مَصِیرٍ، وَ نَسْأَلُهُ عَفْوَ مَنْ رَضِیَ عَنْهُ، وَ مَغْفِرَةَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ؛ فَهُوَ وَلِیُّ مَسْأَلَتِی وَ مُنْجِحُ طَلِبَتِی؛ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنْ تَعْذِیبِ رَبِّهِ جُعِلَ فِی جَنَّتِهِ بِقُرْبِهِ، وَ خُلِّدَ فِی قُصُورٍ وَ نِعَمِهِ، وَ [مُکِّنَ مِن] حُورٍ عِینٍ وَ حَفَدَةٍ [وَ طِیفَ عَلَیهِ بِکُؤُوسٍ، وَ سَکَنَ حَظیرَةً مُشَیَّدَةً وَ مَکُنَ فِردَوسَ]، وَ تَقَلَّبَ فِی نَعِیمٍ وَ سُقِیَ مِنْ تَسْنِیمٍ‏، [وَ شَرِبَ مِن عَینِ سَلسَبیلٍ مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ]، مَخْتُومَةٍ بِمِسْکٍ وَ [عَبیرٍ، مُستَدیمٌ لِلحُبُورِ، مُستشعِرٌ لِلسُّرورِ، یَشرَبُ مِن خُمُورٍ، فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ، لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ]، یُشْرَبُ مِنْ خَمْرٍ مَعْذُوبٍ شُرْبُهُ، لَیْسَ یُنْزَفُ لُبُّهُ‏؛ هَذِهِ مَنْزِلَةُ مَنْ خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّرَ نَفْسَهُ، وَ تِلْکَ عُقُوبَةُ مَنْ عَصَى مُنْشِئَهُ وَ سَوَّلَتْ لَهُ نَفْسُهُ مَعْصِیَةَ مُبْدِئِهِ؛ لَهُوَ ذَلِکَ قَوْلٌ فَصْلٌ وَ حُکْمٌ عَدْلٌ، خَیْرُ قَصَصٍ قُصَّ وَ وُعِظَ بِهِ وَ نُصَّ، تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ، نَزَلَ بِهِ رُوحُ قُدُسٍ مُبینٍ، عَلىٰ نَبِىٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ، صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمُونَ بَرَرَةٌ ؛ عُذتُ بِرَبٍّ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ، فَلْیَتَضَرَّعْ مُتَضَرِّعُکُم و لْیَبتَهـِلْ مُبتَهـِلُکُمْ، فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربُوبٍ،لی وَلَکُمْ». 

ترجمۀ خطبۀ بدون الف: «سپاسگزارم کسى را که منّتش بزرگ است، نعمتش بارش تمام دارد، کلامش کامل است، امرش نافذ، دلیلش رسا، حکمش عدل، رحمتش پیشى گرفته بر خشمش. ستایش میکنم ستایش کسیکه اقرار به پروردگاریش دارد، براى پرستش او کُرنِش میکند، رها شونده از گناهش، پذیرندۀ توحید و یکتائیش، پناه برنده از عذابش، آرزو دارنده از پروردگارش آمرزشى را که نجات ‏دهد او را روزیکه سرگرم ‏شود هر کس حتی از فرزند شیرخوار و فرزندانش. طلب یارى می کنیم از او و هدایت می خواهیم از او، به او ایمان داریم و توکل بر او می کنیم. گواهى برایش میدهم مانند گواهى بنده مخلصى که یقین دارد، او را تنها (و بدون شریک) میدانم مانند تنها دانستن بندۀ مؤمن صاحب یقین، او را یکتا میدانم مانند یکتا دانستن بندۀ اقرار کننده. براى او در مُلکش شریکى نیست، در کارهایش سَروَرى براى او نباشد. بزرگتر از اینست که کمک کار و مشاور داشته باشد [و مُنزَّه است از آنکه مثل] و یاور و همکار و مانندی داشته باشد. میداند، ولی راز بپوشاند، نهان است و خبر (از نهانی ها) مى ‏دهد، مالک است و مسلط، نافرمانیش میشود و باز درمیگذرد، پرستش میشود و قدردانى میکند، فرمان میدهد پس دادگرانه حکم میکند، کَرامَت و نیکی میکند، فناپذیر نیست، همیشگى است، چیزى همتایش نیست، او پیش از همه چیزست، بعد از همه چیزست. پروردگاریست که تنها عزیزست، متمکّن و توانا به نیروی خودست، بزرگواری و علوّ او سبب تقدّس اوست، برتری و سُمُوّ او سبب بزرگواری و کبریای اوست، چشمی او را ادراک نکند، نگاهی بر او احاطه نکند، نیرومند و شکست ناپذیر، بینا و شنوا، [برتر و دانا]، مهربان و با رحم، [بزرگوار و آگاهست]، ناتوان از ستایش اوست هر ستایش‏ کننده ای، گمراه شود از تعریفش کسیکه بخواهد او را معرفى کند. نزدیکست پس در عین حال دور از هرگونه ادراکست، و دور از دسترس ادراکست و در عین حال نزدیکست، پاسخ دهد دعای کسی را که او را بخواند و روزى دهد او را و بر او بخشندگی کند، صاحب لطفی است نهان از ادراک، حمله ‏و انتقامی سخت، رحمتى گسترده، کیفرى دردآور. رحمتش بهشتی است گسترده و زیبا و پسندیده، و عقوبتش جهنمی است گسترده و هلاک کننده. گواهى میدهم به برانگیختن محمّد (صلّی الله علیه و آله) بنده و فرستادۀ او و پیامبر برگزیدۀ او و دوست و خلیل او، او را برانگیخت در بهترین زمانها، هنگام فاصلۀ (فـَترَت) فقدان پیامبران و (فراگیری) کفر، از روی رحمت از براى بندگانش و منت نهادن براى زیاد کردن نعمتش. به او نبوّتش پایان یافت، و به او دلیلش آشکار گشت، پس پند داد و نصیحت کرد و رساند و کوشش کرد. (پیامبریکه) به هر مؤمنى مهربان بود، رحیم، و بخشنده، و پسندیده، و دوست، و پاکیزه بود. بر او است رحمت و سلام و برکت و بزرگى و کرامت از طرف پروردگار آمرزندۀ مهربان و نزدیک و پاسخ دهنده و بردبار. وصیّت وسفارش میکنم شما را اى گروهی که حاضرید، بوصیّت وسفارش پروردگارتان، و یادآورى میکنم شما را به سنت و روش پیامبرتان. پس بر شما باد بر ترسى که دلهایتان را آرامش دهد و بیمى که اشکتان را جارى کند و پرهیزگاری و تقوایی که نجاتتان دهد پیش از روزی که آنروز شما را پریشان و گرفتار سازد؛ روزی که رستگار شود در آن، کسیکه سنگین است وزن کردار نیکش و سبک است وزن گناهش. و بر شما باد به درخواست کُرنِش و فروتنى، و تملّق (دوستی ورزیدن با خدا، توأم با پذیرش ذلّت در برابر او) [و سپاسگزاری] و خشوع (نرمی و تواضع در برابر خدا)، و توبه و جدایی و دوری از گناهان، [و پشیمانی و بازگشت بسوی خدا]. و باید غنیمت شمُرَد هریک از شما سلامتیش را پیش از بیماریش، جوانیش را پیش از پیریش، گشایشش را پیش از تهیدستیش، وقت فراغتش را پیش از گرفتاریش، حاضر بودنش را پیش از مسافرتش، زندگیش را پیش از مرگش، پیش از آنکه سست و پیر شود، مریض و دردمند گردد، کَسِل و خسته شود از او پزشک و طبیبش، دوستش از او دورى کند، عمرش بپایان برسد، خردش تغییر کند، بعد گفته ‏شود که: “او بیمارست و بدنش شدیداً نحیف شده!”، سپس در بستر احتضار و جان دادنى سخت و دشوار بیفتد، دور و نزدیک پیش او حاضر ‏شوند، پس دیده اش را با خیرگی به بالا فکنده، نگاهش را مات دوخته، چهره اش عرق کرده، ناله های دردآلودش آرام شده، و جانش در حال از دست رفتن است، همسرش میگرید، دفنش نزدیک میشود، و با مردن او فرزندانش یتیم گردند، و جمعیت اطرافیان او گسسته شوند، و بینایی و شنوایی از چشم و گوشش برود، و برهنه گردد و غسل داده شود و از هر جامه و پیرایه ای عاری گردد، و او را خشک کنند و رویش را بپوشانند، کفنش را برایش گسترده و مهیا گردانند، و تای دیگر کفن را بر روی بدنش اندازند و با آن چانه اش را ببندند (تا دهانش باز نماند)، پیراهن و عِمامه ای نیز برایش قرار داده، او را در لِفافی پیچیده اند، و نزدیکانش با او وداع نموده، بدرودش گفته اند؛ (اکنون) بر فراز تابوت حمل شود، و بر او نماز یا تکبیر بدون سجود (نماز مَیّت) بخوانند، و او را از کاخهاى زرنگار (یا شاید خانه های پر زرق و برق مدرن امروزی!!) و قصرهاى مجلّل و برافراشته (و شاید آسمانخراش ها و آپارتمان های بلند و شیک امروزی!!) و فرشهاى پر نقش و نگار، و (خانه های دارای) اطاقهای بسیار در هر گوشه وکنار، انتقال دهند به درون گوری که برایش کنده اند، که تنگست و از اطراف نیز تنگاتنگ با خشتهایی محکم بر هم چیده شده، احاطه گشته و سقفش را نیز با تخته سنگی (مانند سنگ قبرهای دارای تزیینات امروزی!!) پوشانده اند! و بر او ریخته شده [خاک قبرش]، و پاشیده شده بر او کلوخش، و مسلّم گشته ترس و هراسش، و فراموش شده خبرش. پس‏ دوست و همدم و خویشاوند و رفیق وی از (نزد قبر) او برگردند و همنشینان و دوستانش کسانی دیگر را بجای او برگزینند. و اکنون وی درون قبر است و گرفتار [مکانی تنها و خلوت]! کرمهاى قبر در بدنش می لولند و خون و چرک بدنش از دماغش روان شود و بدنش را خاک قبر کهنه کند، و خونش بخشکد و استخوانش بپوسد، تا روز قیامت و حشرش، [پس او را از قبر بیرون آورند]، و در صور (اسرافیل) دمیده شود، و مردگان خوانده شوند براى برخاستن (از قبر) و برانگیخته شدن (بسوی حساب)، پس در این هنگام گورها زیر و رو شوند، و آشکار گردد آنچه در سینه ها است (نیّت هرکس و اسراری که خود و خدا میداند، فاش شود)؛ هر پیامبر و هر راستگو، و هر شهید و بلیغ سخنور آورده شوند (بعنوان شهود و ناظران بر محاکمه بندگان) و عهده دار قضاوت شود [پروردگار] توانائى که به بنده اش آگاه و بیناست؛ پس بسا ناله ها که اورا رنجور و زمینگیر کند، و حسرتی که فرسوده و نحیفش سازد، در جایگاهی هولناک [و با شکوه] و محلّ تجمّعی بزرگ [و شکوهمند]، در برابر پادشاهى [بزرگوار] که به کوچک و بزرگ (از کردار بندگانش) کاملاً داناست؛ پس در این هنگام، عرقش تا دهانش برسد و اضطرابش او را به تکاپو و ناآرامی وادارد؛ اشکش سبب ترحّم بر وی نشود، فریادش را کسى ‏نشنود، [حجّت و برهانش پذیرفته نگردد]، نامه اعمالش آشکار شود، جرائمش روشن گردد، [و هر عضو بدنش بسخن آید] بر کردار بدش، پس گواهى دهد چشمش به نگاهش، دستش به ظلم و زدنش، پایش به رفتنش (بسوی حرام)، پوستش به تماسّش (به لمس حرام)، شرمگاهش به عمل یا تماسّ (حرامش)؛ او را نکیر و مُنکَر (دو فرشته عذاب) تهدید ‏کنند، پرده اش [از او] برداشته ‏شود هرسو که بچرخد، گردنش به زنجیر و دستش به غُل بسته ‏گردد، و (بر روی زمین، بسوی جایگاه عذاب) کشان کشان و تنها برده شود، با [ناراحتى] سخت وارد جهنم ‏گردد، و پیوسته در جهنم عذاب شود، از آبهاى داغ به او بنوشانند که گوشت صورتش را کباب کند و پوستش را بکـَند، [فرشتۀ عذاب، او را با گرزی آهنین میزند؛ پیوسته پوستش پس از پخته شدن و سوختن، دوباره از نو تنیده میشود]، پناه میخواهد ولی مأموران جهنم از او رو برگردانند، فریاد سر میدهد و توأم با پشیمانى، دورانی طولانی در جهنم درنگ میکند (و اگر کافِر باشد، در آتش دوزخ جاودان و مُخلَّد میماند)؛ پناه میبرم به پروردگار قدیر از بدى هر سرنوشتى، و از او خواهش عفو و بخشش داریم بسان (عفو و بخشش) کسانی که او از آنها راضی گردیده، و مغفرت و آمرزش میطلبیم بمثل (مغفرت و آمرزش) کسانی که (ایمان و طاعت) ایشان را پذیرفته است؛ و تنها اوست رسیدگی کننده به پُرسش من و روا کنندۀ خواهش من؛ پس کسى که کنار شد از عذاب پروردگارش، به قرب او در بهشتش قرار گرفته، و در کاخها و نعمتهای او جاودان مُتنعِّم است، و برخوردار از حُورُالعین (حوریان زیبا، سفیدرو، دارای چشمان درشت، سیاه و جذّاب) و فرزندانشان (به سان غلامان و خادمان بهشتی زیبا چهره) شده، [و جام های (پر از خوردنی لذیذ و نوشیدنی گوارا) پیرامونش بگردانند، و در بارگاهی باشکوه ساکن گردد و در بهشت فردوس(بوستان سرسبز خرّم) جا و مکان گیرد]، در نعمتهای سرشار بسر بَرَد و از آب چشمۀ تسنیم (که از بالای غرفه ها جاری است) سیراب شود، [و از چشمه “سلسبیل” (که آبی زلال و گوارا است)، آمیخته به زنجبیل (خوشبو و معطّر)] و (از کوزه‏هاى) مُهر شده بمُشک و عَبیر (عِطرآگین) بنوشد، [که پیوسته نشاط آفرین و سرور انگیز است؛ او از نوشیدنیهایی (لذیذ) در باغی روشن، با درختانی پربار مینوشد، که هرکس از آن بنوشد، هرگز دچار سردرد (و سرگیجۀ ناشی از مستی) نشود]، از نوشیدنی گوارا او را چشانند که هرگز عقل و هوش وی را (به سبب مستی) نبَرَد؛ اینست درجۀ کسى که از پروردگارش بترسد و نفسش را بر حذر دارد، و آنست کیفر کسى که نافرمانى کند پدید آورندۀ خود را و نفسش براى او نافرمانى آفریننده اش را زینت دهد؛ و این سخن، تمیز دهنده (بین حقّ و باطل یا هدایت و ضَلالت) و حکمی عادلانه، و بهترین داستانیست که برای دیگران خوانده شده و بهترین موعظه و پندى که داده شده و بدان تصریح گشته، (فرمایش) قرآن است از طرف خداوند حکیم حمید، که روحی روشنگر و قدسی (روح القُدُس/ جبرئیل، از جانب خداوند) آن را بر پیامبری هدایت یافته و عالیمقام (حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله) نازل کرده، که رسولان گرامی نیکوکار و فرستادۀ خدا، بر این پیامبر درود و صلوات فرستاده اند؛ و (در پایان) پناه میبرم به پروردگاری مهربان از شرّ هر رانده شده ای (مثل شیطان)، پس باید که زاری و تضرّع و ناله و استغاثه به درگاه خدا کند هرکدام از شما که چنین میکند، و ما طلب آمرزش و بخشش میکنیم از پروردگار هر مخلوق پرورده، هم برای خودم و هم برای شما».

* منابع تحقیق و تطبیق (خطبۀ بدون الف): بحار الأنوار، علامه محمد باقر مجلسی(ره)، طبع ایران: ج77، ص342-345، و طبع بیروت: ج‏74، ص340-343، حدیث شمارۀ 28؛ کتاب الرَّوضة در مبانى اخلاق (ترجمه جلد 77 بحار الأنوار)، سید عبد الحسین رضایی، ص346-350.

جشن میلاد حضرت زهرا (س) و تقدیر از طلاب

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام اسفند, 1395

همزمان با میلاد پر برکت بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه سلام الله، امام جمعه ی محترم شهرستان قدس سخنرانی فصیحی را در جمع طلاب داشتند.

 ودر ادامه ی برنامه حاج اقا میر احمدی و مدیریت محترم سرکار خانم سلیمان پور از طلابی که در طول ترم در زمینه های درسی و فرهنگی ، بسیج ، مسابقات و … موفقیت کسب کرده بودند تقدیر به عمل اوردند و هدایای ناقابلی را به انان دادند.

و در اخر حاج اقا میر احمدی به تمامی طلاب عیدی دادند.

وداع عاشقانه طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم با مادر بزرگوار شهید ابیاری

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 22ام اسفند, 1395

پس از اتمام سخنان مادر شهید ابیاری بغض ها شکسته شد و دل ها هوای شهادت به خود گرفت، رفتن مادر شهید با سیل عظیمی از التماس دعا ها و گریه ها همراه شد.

مادر شهید مدافع حرم عباس آبیاری می‌گوید: در یک جمله می‌گویم عباس پایش را جا پای حضرت عباس(ع) گذاشت، عباس‌گونه زندگی کرد و عباسی شهید شد، هم در ورزش قهرمان بود و هم قهرمان اخلاق بود.

باشد که همگی رهرو راه شهدا باشیم و در اخر به مرگ شهادت از دنیا رویم.

حضور مادر بزرگوار شهید ابیاری در حوزه علمیه باقرالعلوم (ع)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 22ام اسفند, 1395

همزمان با سالروز شهادت حضرت ام البنین و روز بزرگداشت شهدا حوزه علمیه باقرالعلوم  مهمان مادر بزرگوار شهید ابیاری بود.

حضرت ام البنین عباسش را فدای امام حسین (ع) و اسلام کرد ما نیز امروز مهمان مادری هستیم که عباسش را فدای بی بی زینب و حریم اسلام کرد.

در این روز طلاب از کلام این مادر عالی قدر بهره مند شدند و از ایشان توسط مدیر محترم حوزه علمیه باقرالعلوم سرکار خانم سلیمان پور تقدیر به عمل امد.

مادرش  میگفت : هم نام عباس بود و شهرتش آبیاری. متولد شهرستان شهریار بدن ورزیده ای داشت و کمربند مشکی در دان ۳ رشته کونگ‌فو، دان ۳ رشته جودو و دان ۳ رشته هاپکیدو را در کشور کره جنوبی اخذ کرده بود.

توصیه‌اش این بود که: «همیشه مراقب هم باشید و در مقابل ظلم بایستید. از چادرتان محافظت کنید. با شهامت و با غیرت زندگی کنید. با نان حلال زندگی کنید.” وقتی حرم حضرت زینب سلام الله علیها را در خطر دید به دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت برخواست. می‌گفت “نباید بی‌بی را تنها بگذاریم. باید برویم از حرم و حریم بی‌بی(س) دفاع کنیم”. نذر کرده بود تا وقتی حرم حضرت زینب(س) نرسیده آب خالص ننوشد. چای و دوغ می‌خورد اما آب نه تا بالاخره در آبان۹۴ به سوریه اعزام شد.

در ۲۱ دیماه ۱۳۹۴ در منطقه خان طومان حلب توسط تروریست‌های تکفیری و وارثان لشگر ابن زیاد، عباس گونه به شهادت رسید. اما پیکر مطهر او در منطقه ماند و در شمار شهدای مفقودالاثر قرار گرفت. بعد از گذشت بیش از ۵ ماه از شهادت، پیکر مطهر این شهید مدافع حرم به کشور بازگشت و هویت وی از طریق آزمایش DNA شناسایی شد.

مراسم عزای حضرت ام البنین در حوزه علمیه ی باقرالعلوم

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 22ام اسفند, 1395

در 22 اسفند ماه سال جاری حوزه ی علمیه ی حضرت باقرالعلوم عزدار حضرت ام البنین شد.

در برنامه ی این روز ضمن قران قران از کلام و نوای ارزشمند سرکار خانم معروفی سخنران و ذاکر اهل بیت بهره مند شدم.

ام البنین، مادر پسرانِ علی علیه السلام ، بعد از عمری تلاش، شکیبایی و استقامتْ با اهدای چهار فرزند رشید به پیشگاه مولایش، حسین بن علی علیه السلام ، با دلی مالامال از محبت و عشق، راهی دیار دوست شد و در بقیع، آرامگاهِ خوبان، در جوار دیگر فرزند زهرا علیها السلام برای همیشه رحل اقامت افکند.

 

اعزام طلاب حوزه علمیه باقر العلوم به مدارس، جهت جذب و پذیرش

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 16ام اسفند, 1395

اعزام طلاب حوزه علمیه باقر العلوم به مدارس، جهت جذب و پذیرش

طلاب حوزه ی علمیه باقرالعلوم این روز ها مشغول جذب قشر جوان برای تحصیل در حوزه علمیه هستند و با حضور در مدارس علاوه بر تبلیغ حوزه سعی در پاسخ گویی به سوالات و شبهه هایی که ذهن دانش اموزان را در گیر کرده بود ، داشتند.

به حمدلله دانش اموزان از مبلغان استقبال کردند

باشد که همگی از سربازان حضرت ولی عصر (س) باشند.

مشارکت طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم در کاشت نهال در روز درخت کاری

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 15ام اسفند, 1395

مشارکت طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم در کاشت نهال در روز درخت کاری

درختان، از نعمت های پرارزش و حیات بخشی هستند که خداوند برای انسان آفریده است تا همواره از فایده های گوناگون و بسیار آن استفاده کنند و پیوسته به یاد او باشد. ما هم می خواهیم به شکرانه این نعمت خدادادی و به پاس حق شناسی از آن، دستکم در روز درختکاری، از درخت ها بیشتر بدانیم تا به ارزش واقعی آنها پی برده و از آنان به درستی استفاده کنیم. باشد که بتوانیم از این راه، شکر این نعمت بزرگ الهی را به جای آوریم.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره ثواب درختکاری فرمودند: «هر که درختی را بکارد تا به ثمر برسد، خدا در عوض آن، درختی را در بهشت به او اختصاص می دهد». نیز از آن حضرت صلی الله علیه و آله است که: «هر مسلمانی که بذری بیفشاند یا نهالی بنشاند و از حاصل آن بذر و نهال، پرنده یا انسانی بخورد، برای او صدقه محسوب می شود».

امام صادق علیه السلام نیز در این باره فرمود: «ثواب شش چیز پس از مرگ مؤمن به وی می رسد: فرزندی که برای او آمرزش خواهی کند، قرآنی که از او بماند و قرائت شود، نهالی که بکارد، چاهی که حفر کند، صدقه جاریه و نیز سنت پسندیده ای که پس از وی بدان عمل شود.»

 

مراسم عزای حضرت زهرای اطهر (س) در امامزاده حضرتین شهر قدس به میزبانی طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 15ام اسفند, 1395

مراسم عزای حضرت زهرای اطهر (س) در امامزاده حضرتین شهر قدس به میزبانی طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم

طلاب حوزه علمیه ی باقرالعلوم در روز شهادت حضرت زهرا (س) در امامزاده ی شهرستان مراسم عزایی برپا نمود که در مکان مقدس طلاب علاوه بر تبلیغ حوزه علمیه باقرالعلوم و سخنرانی مدیر محترم سرکار خانم سلیمان پور ،  دکلمه ای در وصف بی بی دو عالم خواندند و حال شنوندگان  را با این دکلمه منقلب کردند.

در ادامه برنامه ذاکر جوان اهل بیت سر کار اقای صمدی محفل را نورانی کرد. 

 

غرفه حوزه علمیه باقرالعلوم جهت پذیرش در اجتماع فاطمیون شهرستان قدس

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 14ام اسفند, 1395

همزمان با سالروز  شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرا مرضیه (س) ، حوزه علمیه باقرالعلوم در همایش بزرگ فاطمیون شهرستان قدس غرفه ای را برپا کرد.

این اجتماع خود جوش مردمی که به همت سازمان تبلیغات اسلامی در میدان اصلی شهرستان برگزار شد علاوه بر تشویق و ترغیب  خواهران جهت ثبت نام و تحصیل در حوزه علمیه به مشاوره مذهبی توسط مشاور حوزه سر کار خانم اورنگ و پاسخ گویی به سوالات شرعی جهت تبلیغ و ترویج معارف معرفت اسلامی پرداخت .

الحمدلله استقبال مردم از غرفه ی حوزه علمیه باقرالعلوم بسیار چشمگیر  و امید وار کننده بود .

 ان شا الله که تحت توجهات حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف و مادر ایشان خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها قرار گرفته باشد.

حوزه علمیه باقرالعلوم بوی فاطمیه به خود گرفت.

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 14ام اسفند, 1395

در دوازدهم اسفند ماه سال جاری و ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها حوزه علمیه باقرالعلوم بوی فاطمیه به خود گرفت.

در این روز ضمن خواندن قران و حدیث کسا، از سخنان گوهر بار استاد بزرگوار سرکار خانم یوسفی بهره مند شدیم.

 و در ادامه گروه سرود یاس کبود حوزه علمیه باقرالعلوم سرودی زیبا را هم خوانی کردند سپس  ضمن پذیرایی از مهمانان دکلمه ای زیبا در وصف حضرت زهرا خوانده شد.

 سرکار خانم استارکی با ذکر مصیبت حضرت زهرا دل هایمان را روانه ی کوچه های مدینه کرد و حال و هوایمان را زهرایی کرد.

در اخر پس از اقامه ی نماز جماعت ظهر و عصر مهمان ها ، سر سفره ی حضرت زهرا ناهار نذری نیز گرفتند.

اعزام طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم به همایش طلیحه حضور ویزه ی طلاب جدید الورود

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام بهمن, 1395

 

اعزام طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم به همایش طلیحه حضور ویزه ی طلاب جدید الورود

در بیست و چهار بهمن ماه سال جاری طلاب در مراسم طلیحه ی حضور ، حاضر شدند و در این مراسم از کلام گهر بار حجت الاسلام والمسلمین جناب اقای حایری شیرازی ، حجت الاسلام و المسلمین جناب اقای مجیری پیرامون مباحث عفاف و حجاب و حجت الاسلام و المسلمین جناب اقا بهجت پور  پیرامون توسل و انس با قران  فیض و بهره بردند.

باشد که از یاوران حضرت ولی عصر (عج) شوند…

اعزام طلاب پایه ی اول حوزه علمیه باقرالعلوم به مسجد مقدس جمکران

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام بهمن, 1395

اعزام طلاب پایه ی اول حوزه علمیه باقرالعلوم به مسجد مقدس جمکران

در بیست و سه بهمن ماه سال جاری طلاب پایه اول حوزه به مسجد مقدس جمکران راهی شدند.

و در این مسجد مقدس به عبادت مشغول شدند ؛ باشد که همگی ایشان از سربازان حضرت ولیعصر (عج) شوند.

اردوی زیارتی حرم حضرت عبدالعظیم و مرقد امام، طلاب حوزه ی علمیه باقرالعلوم

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام بهمن, 1395

اردوی زیارتی حرم حضرت عبدالعظیم و مرقد امام، طلاب حوزه ی علمیه باقرالعلوم

طلاب پس از سپری کردن ایام امتحانات مهمان سفره ی حضرت عبدالعظیم شدند، و شروع ترم جدید را با توسل به ایشان شروع کردند.

در این روز که از طرف مدیریت حوزه ناهار نیز تدارک دیده شده بود ، طلاب لحظات خاطرانگیزی را داشتند.

و با حال معنوی و توسل به ارواح مقدس انبیا و امامان ترم جدید را شروع کردند.

 

اردوی زیارتی طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم به مزار شهدای بهشت فاطمه

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام بهمن, 1395

اردوی زیارتی طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم به مزار شهدای بهشت فاطمه

ای شهدا برخیزید گویی این جا همه چیز تمام شده است و انگار نسل جهاد دیده دیروز،به خط پایان رسیده است.اگر سراغمان نیایید و کلامی و حرفی بر زبان نیاورید ما هم کم کم باورمان می شود که همه چیز تمام شده است.باورمان می شود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست ،باورمان می شود که ما هم دیگر باید مد،پرستیژ،آنگارد محاسن ،تیپ اداری و خلاصه همه چیزمان مثل آدم شود !!!

 ای شهدا که جوانمردی فقط در ذائقه ی شما بود،لحظاتی از خلوت بهشت فارغ شوید،زخم ترکش ها را فراموش کنید و از ما دلجویی کنید.بعد از شما لباس خاکیمان را از تن درآوردند اجازه نداریم مثل آن روز ها بگوییم “التماس دعا” !!!

ای شهدا،دنیای بی شما و بی امام سخت است ! ای خوش انصاف ها ، اینجا دیگر با خاموشی بلدوزرهای جهادگران ،سنگر و خاکریزی که صداقت و درستی را بنا کند یافت نمی شود.اینجا فانوس ها خاموش است.خیانت به رفیق قاموس و جاویدان و رسیدن به جاه و مقام به بهای خاموشی عزت نفس است . ای شهدا اینجا دیگر از عروج خبری نیست و همه از برای “فنا"دست و پامی زنند . دست های ناپاک به هم گره خورده تا بر نسل جوان امروزی روح بی اعتقادی و دین زدگی را جریان دهد.

دنیای غرب بر دل ها طبل هوس می کوبد و روزگار مردم پر فتنه ای که با زبان دین جویای مراد دنیا و مسند و بقا بر قدرت خویش اند و از تکه تکه شدن پیکر ها نردبان صعود می سازند اگر در برابر مظالمشان کلام حق بگویی به “مسلخ گاه"هوی و هوسشانقربانی می شوی و خلاصه اینجا بازار هزار رنگ بی مهری هاست. اینجا ساکنینش به جرم بی وفایی محکومند .آری شهدا برای همین است دلمان تنگ شماست از قول ما به امام بگویید قرار ما این نبود .دیگر از شما گفتن از چند شب خاطره فراتر نمی رود گریه و حسرت در فراق شما به جهالت و حواس پرتی یاد می شود .ای شهدا، به داد ما برسید،اینجا ماندن سخت است. در قنوتمان دلتنگی شماست و در سجده هامان بی تابی فراقتان و در رکوع هایمان خمیدگی دوری از شهادت است .ای شهدا سکوت غربت مان ،درد ناک ترین دردیست که تاب تحمل را از وجودمان زدوده است. ما هرگز به چنین صلح سبزی !!!!!

فکر نمی کردیم و تنها میدان های سرخ ،اندیشه مان بود و اینک در قبیله درداز همه کس ما بازمانده ترینیم . به جرم بی شهادتی ریاضت تدریجی مرگ را منتظریم و در تب و تاب وصل به شما لحظه شماریم ، واگر این نباشیم باید آنقدر بی تفاوت شویم که همه چیزمان را یک شبه فراموش کنیم  تا ما هم به نوایی برسیم و از راه کارهای تملق و چاپلوسی با فراموشی تفکر امام ، خادمین درگاه مصلحت اندیشان شویم . ای شهدا در روزگار فقر محبت ها نگاهمان لبریز از باده التماس به شماست اگر خوب گوش کنید خواهید دانست که دل شکسته ما بهترین تاری است که در فراقتان شب و روز را می نوازد . بعد از شما تحمل خیلی چیز ها سخت است به بهانه صبر ما را به “سکوت” مرگ آوری دعوت می کنند.

کام یابی های دنیا مقدمه فراموشی ذکر خداست و خاتمه اش با لبخند شیطان مأنوس است . ای شهدا ما برای شما صبر می کنیم ولو با فنا و فراموشی مان.

ای شهدا شما که در جلوت دوست خلوت انس یافته اید دستی بر دل های پیر رنج ما برآورید.

 ای شهدا ، ای گلبرگ های خونین شلمچه ، ای لبهای سوخته فکه ، ای گلوهای تشنه ، ای تشنه های فرات شهادت ، خداحافظ ، شما رفتید و مائیم و راه نا تمام !

 

 

 

 

 

عزاداری طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم برای مادر سادات حضرت زهرای مرضیه (س)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 23ام بهمن, 1395

همزمان با شروع ایام فاطمیه حوزه علمیه باقرالعلوم مراسم عزاداری مادر سادات، حضرت زهرای مرضیه را برگزار کرد.

در این مراسم سرکار خانم احمدیان با نوای خود دل ها را به بانوی دو عالم اتصال داده و حال و هوای حوزه را فاطمی کرد.

امشب گل باغ علی پژمرده گشته ، ماه از خانه مرتضی هجرت كرده و ستارگان عزادارند.
امشب كهكشان ولایت ، غرق در ماتم است و در سكوت شب ، صدایی جز نوحه علی و فرزندانش شنیده نمی شود.
حرامیان در اندیشه ظلمی دیگر به خواب رفته اند، و غرق در دنیای آلوده خویشند.
می‌گويند بانوی بی‌نشانی و قبرت پيدا نيست، مادرم پس چگونه غم خفته در لابه‌لای خاک غريب بقيع را برای خود تفسير کنم وقتی می‌دانم بوی فاطمه(س) هنوز از کوچه پس کوچه‌های مدينه به مشام می‌رسد و آسمان از رد آن سيلی هنوز کبود مانده است…

 

حضور طلاب حوزه علمیه ی باقرالعلوم در راهپیمایی باشکوه 22 بهمن

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 23ام بهمن, 1395

حضور طلاب حوزه علمیه ی باقرالعلوم در راهپیمایی باشکوه 22 بهمن

هر سال در روز 22 بهمن، مردم کشورمان برای بیعت مجدد با آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی و رهبری در راهپیمایی که به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برگزار می شود شرکت می کنند.

مقام معظم رهبری، حضرت آیة الله العظمی خامنه ای، دامت برکاته در این باره چنین فرمودند: «اولا، روز 22 بهمن سال 1357 یک روز بریده از قبل نبود، آنچه در آن روز اتفاق افتاد محصولی بود از تلاش همه جانبه ای که در طول سال های متمادی قبل از آن انجام گرفته بود و این تلاش از سوی همه قشرهای این کشور بود.

ثانیا، آن چیزی که قشرهای کشور ما را به هم مربوط می کرد برای این مبارزه، ایمان اسلامی بود و لذا مبارزه در طول سال های پیش از 22 بهمن 57 در مسجدها و حسینیه ها و مجالس سخنرانی و در حوزه علمیه قم و بعضی دیگر از حوزه ها جلوه مخصوصی داشت، این ها در حقیقت کانون های اصلی مبارزه بود.

ثالثا، این مبارزه حول یک محور رهبری مشخص و قاطعی جریان داشت که در طول دوران تاریخ ما از بعد از اسلام تا این روزگار، ملت ما چنین رهبری به خود ندیده بود.

رابعا، مردم بر اثر آن ایمان و آن رهبری بر اثر آنچه شنیده بودند و معتقد شده بودند در صحنه مبارزه از همه امکاناتشان برای پیروزی بر دشمن استفاده کردند … کسانی که در مبارزه بودند، حاضر بودند برای خود سختی و ناراحتی را قبول کنند و نیروی خود را صرف مبارزه کنند»

 

مباحث معاون پژوهش حوزه علمیه باقرالعلوم در کتابخانه مرکزی شهرستان قدس

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 23ام بهمن, 1395

همزمان با ایام الله دهه فجر در کتابخانه مرکزی شهرقدس اثری از اقای اسماعیل اسماعیلی به نام “خامنه تا خرمشهر” معرفی شده و از این نویسنده تقدیر به عمل امد.

در این برنامه که مسیولین شهرستان قدس حضور داشتند معاونت پژوهش حوزه علمیه باقرالعلوم سرکار خانم صفیاری مباحثی با محوریت اسیب شناسی انقلاب اسلامی و برگرفته از سخنان امام خمینی را داشتند.

به امید توفیقات روز افزون

 

سخنرانی سرکار خانم شربت دار به مناسبت دهه مبارک فجر در حوزه علمیه باقرالعلوم

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 18ام بهمن, 1395

سخنرانی سرکار خانم شربت دار به مناسبت دهه مبارک فجر در حوزه علمیه باقرالعلوم برگزار شد.

به دنبال گسترش قیام مردمی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران 

اعلام می دارد. بختیار که با حمایت امریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و

خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با

قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام قدس

سره اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم

خشمگین، به خیابان ها ریخته  و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند…

 

امام پس از پانزده سال دوری از وطن درمیان استقبال پرشور مردم قدم به خاک این سرزمین گذاشت

، پانزده سالی که به خاطر خروشیدن بر استبداد و طاغوت و به خاطر بر زبان جاری کردن

حقیقت به عراق ، ترکیه و  فرانسه تبعید شد .

پس از یکصد و هفده روز توقف امام خمینی (ره) در نوفل لوشاتو، امام خمینی (ره) ساعت سه

و سی دقیقه به وقت تهران به سوی تهران حرکت کردند .

حاشیه های روزی که امام آمد …

حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار

تشکر از آنها خداحافظی کردند.

ایشان پس از اقامه نماز در کف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند ، این در حالی بود که

همه علاقمندان، دوستداران و نزدیکان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما

و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فرودگاه تهران، نگران

ساخته بود.

در هواپیما دویست نفر امام را همراهی می کردند که پنجاه تن  از آنان همراهان و هواداران و

نزدیکان امام خمینی و ۱۵۰ نفر دیگر از خبرنگاران بودند .

راس ساعت نه و سی و هفت دقیقه و سی ثانیه امام در میان حلقه گروه منتخب استقبال کنندگان

از پله های هواپیما فرود آمدند .

با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد «الله اکبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد.

استقبال کنندگان  با خواندن سرود «خمینی ای امام»، اشک‌های مشتاقان را بر گونه‌هایشان جاری کرد.

 

مسابقه اشپزی حوزه علمیه باقرالعلوم

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 18ام بهمن, 1395

 

در هفدهم بهمن ماهه سال جاری مسابقه اشپزی طلاب، درحوزه علمیه ی علمیه باقرالعلوم برگزار شد.

در این روز طلاب از  غذا های محلی و سنتی خود اورده و ضمن پذیرایی از طلاب ؛ این غذاها توسط اساتید چشیده و به زودی به بهترین انان هدیه ای داده میشود.

در این لحظات خوشمزه ی طلبگی، طلاب بسیار شاد و همگی در پی یاد گرفتن دستور پخت غذا ها بودند…

خلاصه طلبگی و دنیا ی عشق…