« به بهانه شهادت جهادگران شهید" امین شیرازی" و " سید امیر فارس حسینی",  از جهادگران اردوهای جهادی طلوع حق در مناطق محرومیک سکانس از زندگی امام_باقر علیه السلام »

 ولایت مطلقه فقیه به چه معناست و چه فرقی با دیکتاتوری دارد؟

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 7ام شهریور, 1396

? ولايت مطلقه فقيه در فقه شيعه به دو معنا استعمال مى‏ شود:

 

1️⃣ ولايت فقيه، منحصر به ولايت بر قضاوت، ولایت بر محجورين و … نيست، بلكه ولايت او شامل زعامت و رهبرى سياسى و اجتماعى نيز مى‏ شود. 

2️⃣ اختيارات «ولى امر» در زمامدارى منحصر به اجراى احكام اوليه و ثانويه نيست. به عبارت ديگر وظيفه او، رهبرى جامعه است به گونه ‏اى كه مصالح جامعه، در پرتو هدايت ‏هاى الهى، به خوبى تأمين شود. و نيازمندى ‏هاى متنوع و تغييرپذير جامعه، در شرايط مختلف بدون پاسخ نماند و جامعه از رشد و ترقى باز نماند. از اين رو اگر در شرايط ويژه‏ اى، يكى از مصالح و نيازمندى‏ هاى جامعه با يكى از احكام اوليه در تزاحم قرار گرفت در چنين صورتى «ولى فقيه» بايد بين آن دو مقايسه كند ؛ پس اگر مسأله ‏اى كه با حكم اولى در «تزاحم» قرار گرفته، داراى مصلحتى برتر براى جامعه باشد در اين صورت ولى فقيه مى‏ تواند، آن حكم اوليه را موقتاً تعطيل كند و مصلحت برتر جامعه را بر آن مقدم بدارد در اين باره چند مطلب گفتنى است: 

1️⃣ ولايت مطلقه فقيه از قواعد رافع تزاحم است ؛ يعنى، مطلق بودن ولايت ، گره گشا در تزاحم احكام و مصالح اجتماعى است و نشانه واقع ‏نگرى اسلام در برخورد با مقتضيات زمان است. 

2️⃣ ولايت مطلقه ، خود مقيد به قيودى است ؛ نه اينكه از هر حيث مطلق باشد. اين قيود عبارت از اين است كه: 

☑️ يك. او بايد مجرى احكام الهى باشد و حق ندارد خود سرانه و دلخواهانه عمل كند كه اين فلسفه اصلى ولايت فقيه است. 

☑️ دو. مصالح جامعه را بايد رعايت كند. 

☑️ سه. در زمانى مى ‏تواند حكم اولى شرعى را موقتاً تعطيل كند كه با يكى از مصالح اهم جامعه، در تزاحم باشد نه با خواست و ميل يا مصلحت شخصى، و يا مصلحتى در رتبه فروتر از حكم اولى شرعى. 

? اكنون اگر واقع ‏بينانه بنگريم، درخواهيم يافت كه «ولايت مطلقه»  ـ به معنايى كه گذشت ـ يكى از مهم ‏ترين راه ‏حل ‏هايى است كه اسلام براى خروج از بن بست‏ ها در عرصه تزاحم مصالح پيش‏ بينى كرده و بدون آن عملاً حكومت، با مشكلات بسيار زيادى رو به رو خواهد شد. از طرف ديگر اين مقدار از اختيارات در هر حكومتى وجود دارد بلكه حاكمان ديگر كشورها از اختياراتى بسيار بيشتر از اختيارات ولى فقيه بهره‏ مند مى‏ باشند. 

? از آنچه گذشت روشن مى‏ شود كه «مطلقه بودن» به معنايى كه ذكر شده، هيچ پيوندى با «ديكتاتورى و استبداد» ندارد. آنچه موجب توهم ديكتاتورى شده، تشابه لفظى «ولايت مطلقه» با «رژيم‏هاى مطلقه» (Absolutist) است كه در آن حاكم مطلق العنان مى ‏باشد. در حالى كه مطلقه در معناى فوق، اساساً با آن متفاوت است. حضرت امام ره در این باره فرمودند:

?  اينهايى كه مى ‏گويند ديكتاتورى، اسلام را نمى ‏فهمند چى هست. فقيه اسلام را نمى ‏دانند. خيال مى ‏كنند ما، هر فقيه، هر فقيه، هر چه هم فاسد باشد اين حكومت، فقيه اگر پايش را اين طور بگذارد، اگر يك گناه صغيره هم بكند از ولايت ساقط است. مگر ولايت يك چيز آسانى است كه بدهند دست هر كس؟ اينها كه مى ‏گويند كه ديكتاتورى پيش مى ‏آيد ـ نمى‏ دانم ـ اين مسائل پيش مى ‏آيد، اينها نمى ‏دانند كه حكومت اسلامى حكومت ديكتاتورى نيست. مذهب مقابل اينها ايستاده. اسلام مقابل ديكتاتورها ايستاده. و ما مى ‏خواهيم كه فقيه باشد كه جلوى ديكتاتورها را بگيرد. نگذارد رئيس جمهور ديكتاتورى كند. نگذارد نخست وزير ديكتاتورى كند. نگذارد رئيس مثلًا لشكر ديكتاتورى بكند. نگذارد رئيس ژاندارمرى ديكتاتورى بكند. نه اينكه بخواهيم ديكتاتورى درست كنيم. فقيه مى ‏خواهد چه كند ديكتاتورى را؟! كسى كه زندگى عادى دارد و نمى ‏خواهد اين مسائل را، ديكتاتورى براى چه مى‏ خواهد بكند؟ حكمفرمايى در كار نيست در اسلام. علاوه حالا در اين قانون اساسى كه اين قدر احتياط كارى هم شده، آقايان هم اين قدر احتياط كارى كرده ‏اند كه يك دفعه مردم بيايند خودشان تعيين كنند يك خبره‏ هايى را، اين ديكتاتورى است؟! اين خبره ‏ها را يكى بيايد بگويد كه در يك شهرى از اين شهرها يك كسى فشار آورد روى مردم كه بياييد به اين شخص رأى بدهيد. حتى تبليغات هم نشد. مردم اينها را مى ‏شناختند. مردم مى ‏دانستند اينها را. اگر صد دفعه ديگر ما بخواهيم خبرگان تعيين كنيم، يا خود اين آقايان تعيين مى‏ شوند يا يكى مثل اينها.

? صحيفه امام، ج‏11، ص: 307

? براى آگاهى بيشتر ر. ك: 

 مبانى حكومت دينى، حسین جوان آراسته ، صص 38- 35


فرم در حال بارگذاری ...