« طلاب حوزه علمیه باقرالعلوم (ع) در ایام اعتکاف میزبان معتکفین مسجد مقدس الزهرا شهرستان قدس شدند | سه روز کافی نیست... » |
سه روز عاشقی...
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام فروردین, 1396دل کندن از خاک
«یا ذا الجلال و الاکرام»!
امروز را عید تطهیر من قرار بده، اي والاترین نگهبان من پس از سه روز دل کندن از خاک و دل سپردن به افلاک!
تویی که میتوانی پیراهنم را از غبار راه بتکانی.
دستهایم را بر شاخههاي بلند ابدیّت آویختهام، از همۀ چیز و همه ي کس بریدهام، سرنوشتم را به تو سپردهام.
سکوت در چشمهایم میپیچد و باران بر گونههایم شدیدتر از پیش میزند.
خدایا! مرا به عزّت خویش عزیز گردان.
این منم که در صبحی بیخورشید متولد شدهام؛ سرشارم گردان از نور.
حس میکنم از نو متولد شدهام؛ تنها و رهایم مگذار در این بارشِ سهمگین روزها و شبهاي تکراری.
تمام تنم درد می کند، پیلههایم را دریدهام تا پروانگیام را بال بگیرم در آسمان.
از همه ي بریدهام؛ گوشهاي و سکوتی و تسبیحی.
سجادهام را رو به خداوندیات گشودهام.
صدای نیایش، دردم را درمان هست و روحم را راحت و رهایی.
سه روز از تمام هیاهوی حوالی گریختهام.
سه روز دستانم را به سفر بارگاهت فرستادم؛ مباد دستهایم بیاجابت!
سه روز در منزل امن الهی نشستم و دهان نگشودم جز به ذکر و سر نچرخاندم جز به گریبانِ فکر.
بر بهارهای آویخته کبریاییات چشم دوختم و چشم از خاک فرو بستم.
خدایا! من قربانی طغیان خویشم؛ نخواه تا اینگونه مکدّر که آمدهام، با دستهایي برآمده از هیچ بازگردم.
از پشت تمام پنجرهها، بندگیام را بنگر و رهایم کن از بند تعلقات!
صدایم کن و رهاییام بخش!
«اللّهم اِنّي أَبرءُ الیکَ فی یومی هذا»
آنچنان در خود فرو شکستهام که بیم آوار شدن دارم؛ به تکیهگاهِ خداوندیات سخت محتاجم.
سه روز در هوای معنویّت نفس کشیدهام؛ نخواه تا مشامم از بوی حسرت پُر شود.
آمادهام که بازگردم به هیاهوی اطراف؛ امّا اینبار با هزار خورشید فروزان در تنم.
نویسنده: حمیده رضایی
فرم در حال بارگذاری ...