موضوع: "متن"
انجمن حجتیه
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع)
? از گروه هایی اند که از بیش از نیم قرن پیش، در بحث های مهدویت کانون توجه بوده اند. این انجمن در سال ۳۲ ه.ش با هدف مبارزه با بهائیت (که در دستگاه پهلوی هم نفوذ کرده بود) با تلاش شیخ محمود ذاکرزاده تولایی(حلبی) با همکاری جمعی از متدیّنین راه افتاد. وجود بندی در اساسنامه آنان، انقلابیون پیش و پس از انقلاب را بشدت ناراحت کرده بود: “انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت".
? بیشتر افرادی که توسط انجمن از بهائیت برمیگشتند، توبه نامه ای مینوشتند که متون بسیاری از آن در کتابخانه آستان قدس موجود است. پیش از انقلاب تاییدیه هایی از برخی مراجع داشتند که هنوز به آن استناد میکنند. نیروهای تربیت شده آنان به سه دسته تقسیم شدند: برخی مخالف انقلاب، برخی موافق انقلاب، و برخی بی تفاوت. انجمن حجتیه چند ماه قبل از انقلاب (شهریور۵۷) مواضعش در رابطه با سیاست را تغییر داد و با انقلاب همراه شد. پس از انقلاب از سوی برخی رهبران انقلابی، انجمن بعنوان یک عنصر خطرناک معرفی شد.
? مثلا امام خمینی که روزگاری آقای حلبی را تایید میکرد، به تدریج به حرکت انجمن بدبین شد و حمایت خود را قطع کرد. و آنان پس از کش و قوس ها، در سال ۶۲ ه.ش ضمن بیانیه ای، بطور رسمی تعطیلی خود را اعلام کردند. اکنون که حدود ۳۵ سال از انحلال آنان میگذرد، هر از چندی، برخی جناح ها باز از نفوذ انجمن سخن میگویند.
رهبری حضرت امام(ره) عامل اصلی انقلاب کبیر اسلامی ایران بود
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 13ام بهمن, 1394تأملی در تاریخ سیاسی و تحولات سیاسی ایران در ادوار گذشته، حکایت از آن دارد که در ایران، همواره ساختار
سیاسی منسجم و پایداری وجود نداشته؛ مستندات تاریخی بر این مهم صحه می گذارند که سقوط یک حکومت و
دولت در ایران، همواره منجر به هرج و مرج، خیزش و آشوب های داخلی و جنگ بر سر قدرت تا قدرت یافتن
حکومت و یا دولت دیگری می شده است. اغلب هم این افول و صعود حکومت ها، از هیچ قائده و قانونی تبعیت
نمی کرد و البته این حکومت ها، به واسطه عمل مستبدانه و فرامردمیِ خود، هیچ گاه در مقام ضعف، خطر و
سقوط، حمایت مردم را نمی یافتند و اگر گاهی در این سرزمین حرکتی خودجوش صورت می گرفت، بر مبنای
فرهنگ و با تفکرات ناسیونالیستی بود که آن هم در یکی دو قرن اخیر شدت یافت و نه صرفاً حمایت از دولت و یا
حکومتِ در شرف نابودی! به عنوان نمونه، مردم در تغییر حکومت از قاجار به پهلوی، کوچکترین دخالتی نداشتند و
حتّی پهلوی را حکومتی ناجی و نجات دهنده از دست استبداد قجرها تلقی می کردند؛ به مرور با روشن شدن
ماهیت واقعی دودمان پهلوی، ملّت از این حکومت نیز رویگردان شدند و اگر هم در وقایعی مانند جنگ جهانی
شاهد سقوط حکومت مستبد پهلوی اول و عدم حمایت مردم از این سقوط بودیم، این مهم نیز از
همین روند بی علاقه گی ملت به حکومت مستبد ناشی می شد؛ و اگرهم در خلال اشغال ایران توسط متفقین،
تحرکاتی بر ضد این اشغالگری صورت گرفت، از طرف قبایل و طوایف و متأثر از ناسیونالیسم نوپای ایرانی بود.
و امّا بعد، در معادله بی تفاوتی مردم نسبت به حکومت و عدم اطمینان حکومت ها از حمایت های مردمی
درصورت بروز خطر، حکومت ها هم در هنگامه قدرت و صعود، جایگاه مردم و طبقات اجتماعی را
برنمی تافتند و اقتدارگرایی و منابع قدرت را در انحصار خود نگاه می داشتند. البته از دوره قاجار به این سو حکومت
مجبور شد تا طبقه روحانیت شیعه را نیز همانند دوران صفویه در معادلات سیاسی جدی
بگیرد و حتّی اغلب هم در مشکلات داخلی و خارجی خود از نفوذ روحانیت تشیع در میان عوام بهره می جست که
به عنوان نمونه می توان به نقش روحانیت در دوره قاجار و در خلال شکست ایران در جنگ با
روس ها و نگاشتن رساله هایی تحت عنوان «جهادیه» در باب جهاد و تشویق مردم به حمایت از حکومت قاجار در
جهاد با روس ها اشاره کرد.
روحانیت شاید در دوره پهلوی، به دلیل ماهیت استبداری روزافزون حاکمیت و البته نفوذ دولت های غربی مانند
دوران صفویه و زندیه، به قدرت نزدیکی نداشته و همواره منتقد بودند و اتفاقاً این خود تمایل
بیشتر روحانیت به استفاده از نفوذ معنوی در میان مردم به جای نزدیکی به حکومت پهلوی و همچنین تفکر
تشکیل حکومتی مردمی بر مبنای اصول و تفکر کاملا اسلامی را در میان ایشان تشدید کرد و
خاصیت پخشی مرجعیت در تشیع و قابل قبول دانستن تضارب آرا در میان فقهای شیعی، منجر به وحدتی ذاتی و
زیرپوستی از منظر تمایل به سیاسی شدن دین شده و در نهایت تفکر ضد استبدادی برخی
از ایشان به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، از طرف مردم با اقبال عمومی و فراگیری مواجه شده و به مرور ریشه
های شکل گیری یک جنبش دینی تمام عیار مردمی و ضد استبدادی در حول محوریت فقه
سیاسی تشیع شکل گرفت که در نهایت با زعامت و رهبری برجسته ترین فقیه و روحانی زمانه، امام خمینی(ره)
منجر به برچیده شدن بساط حکومت مستبدانه پهلوی و استقرار نظامی مقدس بر اساس
آموزه های دینی شد.
چهاردهم بهمن 1357
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 13ام بهمن, 1394در تمام كشور مردم به اعتصاب عمومي دست زدهاند. كاركنان ادارات و وزارتخانههای مختلف، وزيران و مديران دولت را به
محل كار خود راه نمیدهند. جواد شهرستانی، شهردار وقت تهران، به ديدار امام ميرود و استعفانامهاش را به ايشان
تسليم ميكند و البته دوباره از سوی امام شهردار ميشود. بختيار از انتشار اين خبر و احتمال اينكه سرمشق ديگر زير
دستانش قرارگيرد به شدت ميترسد و طي يك مصاحبه شروع به ناسزاگويی به جواد شهرستانی ميكند و ساير كارمندان
ومسئولان دولت خويش را تهديد ميكند. با همهی اينها شهردار تهران، تنها كسي نبود كه به مدرسهی علوی(محل
سكونت امام) روی آورد.
سيزدهم بهمن 1357
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام بهمن, 1394بختيار در واكنش به استقبال عمومي مردم از ورود امام،
پيدرپي با انجام مصاحبه و صحبت در مورد برنامههای
آتی خويش سعی در عادی جلوهدادن اوضاع دارد.
مردم امام، چشم و گوش به مدرسه علوی دوختهاند.
جمعيت مشتاق به ديدار اما آنقدر زياد هستند
كه كوچههای اطراف مدرسهی علوی مملو از آدم شده است.
مردم پارچههای دستنويسی روی ديوارها نصب كردهاند
كه رویشان نوشتهشده:
«زيارت قبول، با يك بار زيارت امام اين توفيق را به ديگران هم بدهيد»
درنگی در وظیفه شناسی امام خمینی(ره)
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 11ام بهمن, 1394رفتار امام خمینی در پاریس نشان داد که
مامور به تکلیف بودن یعنی چه. ایشان وقتی
تکلیف را در تاسیس حکومت مبتنی بر رای
مردم تشخیص دادند ، به نتیجه رساندن شعار
« استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»
را تکلیف می دانستند.
یکی از مهمترین مباحث اندیشه ای امام خمینی موضوع عمل به تکلیف است که در قالب شعار« ما مامور به تکلیف هستیم و نه مامور به نتیجه» در آمده شاید تنها راه اخلاقی کردن سیاست همین نظریه باشد، ولی اگر بد فهمیده شود، می تواند به عنوان غیراخلاقی ترین رفتار سیاسی تلقی گردد، زیرا بسیار دیده می شود کسانی شعارهایی می دهند و مردم به آن شعارها دل می بندند، ولی در عمل آن شعار محقق نمی شود و قائل آن می گوید ما به تکلیف خود عمل کردیم و مامور به نتیجه نبودیم.
رفتار امام خمینی در پاریس نشان داد که مامور به تکلیف بودن یعنی چه. ایشان وقتی تکلیف را در تاسیس حکومت مبتنی بر رای مردم تشخیص دادند و شعار نه شرقی، نه غربی سر دادند و مردم در خیابان شعار می دادند« استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» به نتیجه رساندن این شعار را تکلیف می دانستند. چنین است که می بینیم برای به نتیجه رساندن آن اقدام می کردند و فقط به تکرار آن بسنده نکردند. اگر چه هر سخنی را خوب گوش می دادند که بدانند قائل چه می گوید، ولی عافیت طلبی نمی کردند و خطر پذیری را جزو تکالیف تلقی می کردند. با محدود کردن فعالیت امام در عراق نگفتند که تکلیف از من ساقط شد.
با پیام رئیس جمهور فرانسه مبنی بر عدم فعالیت سیاسی،گفتند از این فرودگاه به آن فرودگاه می روم. بالاخره به رغم هر مشکلی باید خطر می کردند و به ایران می آمدند و دیدیم که بر درختان دو سوی جاده فرودگاه تا میدان آزادی، درختی نبود که کسی بالای آن نرفته باشد. مردم نیز استقبال از امام را یکی از تکالیف می دانستند و گویی اگر تکالیف را خوب بشناسیم، انجام تکالیف خود شورآفرین می شود. آن گاه که امام به ایران آمد به رغم 117 شبانه روزکاری پرفشار و تحمل سرمای زمستان که اگربرای همدردی با مردم ایران که نفت نداشتند، بخاری را روشن نمی کردند، چنان جوان تر شده بودند که گویی بر آن نظریه این تبصره را می زدند که انجام سخت ترین تکالیف در دشوارترین شرایط، اگر با رغبت و نه از روی تکلیف انجام شود، خداوند نیروی انجامش را نیز عطا می کند؛ چنان که به مردم نیز عطا کرده بود و مشکلات اقتصادی ناشی از تعطیلی کار و کاسبی، نه تنها کمر کسی را نمی شکست که گویی هر کسی، کاسبی را رها می کرد و به خیابان می آمد، طعم برکت و غنی را بیشتر می چشید.
منبع: امام خمینی(ره) برای نسل سوم؛ حجت الاسلام سید علی قادری
۱۲ بهمن آغاز دهه فجر و خاطره استقبال تاریخی از امام خمینی(ره) گرامی باد
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 11ام بهمن, 1394ـ ورود حضرت امام خمینی (ره) به وطن اسلامی :
امام خمینی(ره) بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران، پس ازپانزده سال دوری ازوطن درمیان استقبال پرشورمردم قدم به خاک میهن اسلامی گذاشتند. پس از یکصد و هفده روز توقف امام خمینی (ره) در نوفل لوشاتو، امام خمینی (ره ) ساعت سه و سی دقیقه به وقت تهران به سوی تهران حرکت کردند.با آنکه پخش مستقیم مراسم ورود امام از شبکه تلویزیون میلیون ها نفر را درخانه ها پای تلویزیون نشانده بود ، در تهران سیل جمعیت برای دیدار رو در رو با امام خمینی خود را به مسیر تعیین شده و خیابان هایی که از فرودگاه تا بهشت زهرا به عنوان معبر امام انتخاب شده بود رسانده و در سوی خیابان ها مستقر شدند . به نوشته روز نامه کیهان طول جمعیت استقبال کننده از امام خمینی به 32 کیلومتر می رسید . در هواپیما دویست نفر امام را همراهی می کردند که پنجاه تن از از آنان همراهان و هواداران و نزدیکان امام خمینی و 150 نفر دیگر از خبرنگاران بودند . راس ساعت نه و سی و هفت دقیقه و سی ثانیه امام در میان حلقه گروه منتخب استقبال کنندگان از پله های هواپیما فرود آمدند. خودروی حامل امام خمینی و افراد اسکورت با سرعتی متعادل به سوی میدان آزادی به راه افتادند تا از آنجا راهی دانشگاه تهران شوند و سپس راه را در مسیر خیابان آزادی تا بهشت زهرا ادامه دادند . امام (ره)در این روز ابتدا در فرودگاه با ایراد بیاناتی از تمامی افرادی که در این مدت در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی نقش ایفا کردند تشکر کردند و فرمودند: “من از عواطف طبقات مختلف مردم تشکر میکنم و بار ملت بر دوش من بار گرانی است که نمیتوانم جبران کنم. ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم. پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه مسلمین بوده است، وحدت کلمه اقلیتهای مذهبی با مسلمین و وحدت طبقه روحانی و سیاسی همه باید این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه، رمز پیروزی است. آن را از دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین صفوف شما تفرقه بیاندازند.” ـ ایشان سپس با حضور در کنار شهدای انقلاب اسلامی درباره مواردی چند از جمله غیر قانونی بودن مجلس و دولت منصوب شاه و مفاسد رژیم گذشته ایراد سخن کردند . ایشان همچنین در این روز طی پیامی از افسران ، در جه داران و سربازان ارتش خواستند با دولت غاصب بختیار همکاری نکنند .
آن حضرت همچنین در مدرسه رفاه تهران در میان اعضای کمیته برگزاری استقبال از دستاوردهای انقلاب سخن گفتند. هنگام ورود امام خمینی به مدت بیست دقیقه مراسم استقبال توسط تلویزیون دولتی ایران به طور زنده پخش شد ، اما ناگهان عکس شاه بر روی صفحه تلویزیون ظاهر شد و برنامه قطع گردید،گفته شد نظامیانی که در ایستگاه فرستننده بودند از اینکه سرود شاهنشاهی نواخته نشده بود عصبانی شده بودند و برنامه را قطع کردند. ـ قطع پخش زنده ورود امام در شهرهای ایران بازتاب بدی پیدا کرد و عدهای تلویزیونهای خود را شکستند.
انقدر من خجل از کار خودم اگر این جمعه " بیاید "چه کنم ؟
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 9ام بهمن, 1394صبرم از کاسه دگر لبریز است
اگر این جمعه “نیاید"چه کنم ؟
انقدر من خجل از کار خودم
اگر این جمعه ” بیاید “چه کنم ؟
ويژه نامه سالروز رحلت عارف بزرگ حاج اسماعيل دولابي (ره)
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 9ام بهمن, 1394نهم بهمن ماه سالروز رحلت عارف بزرگ جناب حاج اسماعيل دولابي (اعلي الله مقامه) ميباشد.
محمد اسماعیل دولابی معروف به حاج اسماعیل دولابی عارفي شیعه بود. از گفتارهای او کتابی موضوعی با نام «مصباحالهدی» و چهار کتاب دیگر با عنوان طوباي محبت که مجموعه از مواعظ و جلسات وی است، به چاپ رسیدهاست.
محمد اسماعیل دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانشآموزی در جلسات علمای دینی معاصر مانند آیت الله سید محمد شریف شیرازی، آیت الله شاهآبادی، آیت الله تقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی و شیخ محمد جواد انصاری پرداخت.
حاج اسماعیل دولابی در محافل پیرامون خود نماینده درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیلکرده در جلسات هفتگی وعظ او بود.
اسماعیل دولابی در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۸۱ درگذشت و در حرم حضرت معصومه(س) در قم به خاک سپرده شد.
از ايشان نقل شده است كه فرمود: «طوبی درختی است در خانه زهرا که هر شاخه اش در بهشت در خانه یک مومن است و او هر چه اشتها دارد از آن شاخه بهره میبرد. آیا آن محبتی که به خوبان داری طوبی نیست؟
اگر خدا را دوست دارید مال این شجرهاست. هر چه میل دارید از آن میگیرید. هروقت یادش میکنی از هر غمی راحت میشوی
نااُمید کردن نسل جوان؛ کانون اهداف امروز دشمن
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 5ام بهمن, 1394به تازگی موسسه ای تحت عنوان «خانه آزادی» که مدعی است نهاد غیردولتی در آمریکا می باشد، اما در عین حال بیش از 80 درصد بودجه خود را از کاخ سفید می گیرد، در گزارشی اعلام کرده که شاخص آزادی های مدنی و سیاسی در ایران ۶ از ۷ است که در ارزیابی های آن ها، هفت بدترین وضعیت محسوب می شود.
این موسسه همچنین درباره آزادی مطبوعات، محیط اقتصادی، محیط سیاسی و محیط قضایی کشورمان مدعی شده که ایران در شرایط نامطلوبی قرار دارد.
«خانه آزادی» در اساسنامه خود تصریح می کند که در زمینه تحقیقات و پشتیبانی از دموکراسی، آزادیهای سیاسی و حقوق بشر فعالیت میکند و سالیانه فهرست کشورها را از لحاظ میزان دموکراتیک بودن تهیه و انتشار میدهد.
داعیه جالب این موسسه که در سال 1941 میلادی توسط “وندل ویلکی” در واشنگتن بنیان گذاشته شده این است که «بازگو کننده ندای راستین دموکراسی و آزادی در کل جهان» است.
تردید نباید به خود راه داد که همزمانی ارایه آخرین گزارش این موسسه آمریکایی آن هم در آستانه دهه مبارک فجر، به هیچ وجه نمی تواند تصادفی باشد، کما این که مدت هاست که رسانه های غربی و متاسفانه برخی متحدان خاموش آن ها در داخل، سیاه نمایی از اوضاع کشور را به طور جدی در دستور کار خود قرار داده اند.
در این بین، ماجراهای تاسف بار مفاسد اقتصادی از سه هزار میلیارد تومان گرفته تا محکومیت معاون اول دولت قبل نیز به آن ها کمک کرده تا به دروغ چنین وانمود کنند که ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران ساختاری فسادآلود دارد و از این قبیل عقده گشایی های بی پایه و اساس.
در کنار شبکه های ماهواره ای، وجود انبوه شبکه های اجتماعی و ابزارهای نوین رسانه ای که عمدتاً در دست آن ها قرار دارد نیز تا حدود زیادی در به ثمر نشستن این اهداف و برنامه های شوم کمک می کند و سیاست گزاران غربی و به ویژه آمریکایی و صهیونیستی نیز دقیقاً در پی آن هستند که چنین فرضیات و انگاره های غلط خود را در ذهن و فکر مردم به خصوص نسل جدید، باورپذیر و قابل قبول بنمایاند.
۲۴ صندوقچه انسان درقیامت
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام بهمن, 1394عن رسول الله صلى الله عليه و آله : يُفتَحُ لِلعَبدِ يَومَ القِيامَةِ عَلى كُلِّ يَومٍ مِن أيّامِ عُمرِهِ أربَعَةٌ و عِشرونَ خَزانَةً ـ عَدَدَ ساعاتِ اللَّيلِ و النَّهارِ ـ فخَزانَةٌ يَجِدُها مَملوءَةً نورا و سُرورا فيَنالُهُ عِندَ مُشاهَدَتِها مِنَ الفَرَحِ وَ السُّرورِ ما لَو وُزِّعَ عَلى أهلِ النّارِ لأَدهَشَهُم عَنِ الإحساسِ بِألَمِ النّارِ ، و هِيَ السّاعَةُ الّتي أطاعَ فيها رَبَّهُ ، ثُمَّ يُفتَحُ لَهُ خَزانَةٌ اُخرى فيَراها مُظلِمَةً مُنتِنَةً مُفزِعَةً فيَنالُهُ عِندَ مُشاهَدَتِها مِنَ الفَزَعِ و الجَزَعِ ما لَو قُسِّمَ عَلى أهلِ الجَنَّةِ لَنَغَّصَ عَلَيهِم نَعيمَها ، و هِيَ السّاعَةُ الّتي عَصى فيها رَبَّهُ ، ثُمَّ يُفتَحُ لَهُ خَزانَةٌ اُخرى فيَراها فارِغَةً لَيسَ فيها ما يَسُرُّهُ و لا ما يَسوؤهُ ، و هِيَ السّاعَةُ الّتي نامَ فيها أوِ اشتَغَلَ فيها بِشَيءٍ مِن مُباحاتِ الدّنيا ، فيَنالُهُ مِنَ الغَبنِ و الأسَفِ عَلى فَواتِها ـ حَيثُ كانَ مُتَمَكِّنا مِن أن يَملَأها حَسَناتٍ ـ ما لا يوصَفُ ، و مِن هذا قَولُهُ تَعالى : «ذلكَ يَومُ التَّغابُنِ» تغابن /9
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : در روز قيامت براى هر روز از روزهاى عمر انسان بيست و چهار گنجينه، به تعداد ساعات شبانه روز، گشوده مى شود. گنجينه اى را پر از نور و شادمانى مى بيند و با مشاهده آن چنان شادى و سرورى به او دست مى دهد كه اگر ميان دوزخيان تقسيم شود احساسِ دردِ آتش را از يادشان مى برد. اين گنجينه ساعتى است كه در آن پروردگارش را اطاعت كرده است سپس گنجينه ديگرى برايش باز مى شود و آن را تاريك و بدبو و وحشتناك مى يابد و از مشاهده آن چنان ترس و وحشتى به او دست مى دهد كه اگر ميان بهشتيان تقسيم شود، نعمتِ بهشت را به كام آنها تلخ مى سازد و آن ساعتى است كه در آن پروردگارش را نافرمانى كرده است. آن گاه گنجينه ديگرى برايش گشوده مى شود و آن را خالى مى يابد و در آن چيزى كه او را شادمان يا ناراحت كند يافت نمى شود و آن ساعتى است كه در آن خواب بوده يا به امور مباح دنيا اشتغال داشته است. پس، از اين كه مى توانسته اين ساعت و لحظات را با كارهاى خوب پُر كند و نكرده چنان احساسى از غبن و اندوه به او دست مى دهد كه در وصف نمى گنجد. و از اين باب است اين سخنِ خداوند متعال: «آن [روز] روز حسرت خوردن است». *عده الداعی ص113
عوامل آرامش زندگی از نگاه پیامبر و اهلبیت(ع)
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 28ام دی, 1394
همان طور که مرد، دوست دارد زن خود را زیبا، پاکیزه، خوش لباس و معطر ببیند، زن هم از مرد خود همین توقع را دارد، نظافت، پاکی، حمام، مسواک، عطر زدن، لباس پاکیزه پوشیدن و سایر زینت های حلال بر اندام مرد، زن را خوشدل و راضی می کند، و به عفت و پاکدامنی او می افزاید.
1. تهیه لوازم زندگی
امام سجاد علیه السلام فرمود: وارد شدن به بازار و خرید یک درهم گوشت برای عائله ام که آن را هوس کرده اند، برای من محبوبتر از بنده آزاد کردن است. امام ششم علیه السلام فرمود: سرپرستی زن و بچه و رسیدگی به امور آنان از خوشبختی مرد است.
2.گشایش در زندگی
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که به بازار می رود و برای عیالش تحفه می خرد، مانند کسی است که در خانه مستمندان صدقه می برد، او باید هدیه خریده شده را ابتدا به دخترانش بدهد، زیرا هرکس دخترش را خوشحال کند چنان است که بنده ای از نسل اسماعیل آزاد کرده، و هرکس دیده پسرش را با بردن تحفه روشن کند، گویا از ترس خدا اشک ریخته، و کسی که از ترس خدا گریه کند خداوند او را وارد بهشت های پرنعمت می کند. رسول خدا از اینکه مرد سیر باشد و همسرش گرسنه باشد نهی فرمود.
3 برنامه ای که مرد باید رعایت کند
امام ششم علیه السلام فرمود: مرد باید در برنامه خانه و خانواده سه چیز را بر خود تحمیل کند، هر چند خلاف میلش باشد: خوشرفتاری، توسعه در معاش بدون اسراف، و غیرت ناموسی.
امام چهارم علیه السلام فرمود: هر که بر خانواده اش بیشتر توسعه دهد، حضرت حق از او خوشنود تر است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آنچه را مسلمان به خاطر خدا برای همسرش می خرد ثواب صدقه دارد.
4. احترام به زن
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: . کسی که زن می گیرد، باید او را احترام کند. و فرمود: در شگفتم ازکسی که همسرش را می زند، با اینکه خود او به کتک خوردن سزاوارتر است، زن را با چوب مزنید که موجب قصاص است.
فردی به نام حولا از رسول حق پرسید: زن را بر مرد چه حقی است؟ فرمود: برادرم جبرئیل آنقدر سفارش زن ها را کرد، که تصور کردم مرد حق ندارد به او اف بگوید. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: زنان در دست شما امانت هستند، بر آنان سخت نگیرید و بلاتکلیفشان مگذارید.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: درباره زنان از خدا بترسید، اینان رنج و سختی زندگی را تحمل می کنند، به مقتضای دستور حق و نص قرآن و سنت و شریعت بر شما حلال شده اند، در برابر اینکه تن در اختیار لذت های شما می نهند و فرزندانتان را در اندرون خود حمل می کنند، تا آنجا که به وقت زائیدن دچار دردهای خطرناک می شوند، حقوق واجبی بر عهده شما دارند، با آنان مهربان باشید، آنان را دلخوش دارید، تا با شما بسازند، از آنان اظهار کراهت نکنید در آنچه به عنوان مهر به آنان داده اید طمع نورزید، و چیزی از آن را به زور پس نگیرید.
5. آراسته و پاکیزه بودن
ساده ترین راه پیشگیری آسیب های اجتماعی
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 28ام دی, 1394بر اساس گزارشهای متعددی که برگرفته از پژوهشها و تحقیقات میدانی میباشد، متأسفانه آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد، طلاق، روسپیگری، فرار از خانه، سرقت، شرب خمر، حاشیه نشینی، زندانیان و… رو به رشد فزاینده میباشد و تأسف بار تر، کاهش سن آسیب میباشد که نسل نو، جوانان و نوجوانان کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
با نگاهی گذرا به لیست آسیبهای اجتماعی میتوان موارد را در دو ستون، شامل مصادیق منکرات و مصادیق فحشاء دستهبندی نمود، آسیبهای اجتماعی ریشه در دو معضل جدی و اساسی دارد:
غلبه قوه غضبیه که باعث ایجاد منکرات میشود
غلبه قوه شهویه که باعث ایجاد شهوات میشود
راه درمان را نیز خداوند متعال به جامعه نشان داده است، راهی ارزان، ساده و با مدت زمان کم، تحت عنوان نماز که خداوند در دو آیه از قرآن نقش نماز در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی را فرمودهاند.
1-(إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ – عنکبوت/45) در این آیه بظور قطع و یقین و با تضمین صد در صدی خداوند اقامه نماز را عامل پیشگیری از فحشاء و منکرات که زمینه بروز آسیبهای اجتماعی میباشد، میداند.
2-(إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً - إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً - وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً - إِلَّا الْمُصَلِّينَ – (المعارج/19-22))، در این آیه اشاره میشود که انسان بی صبر و حریص آفریده شده است که نشانه حریص بودن دو چیز است:
* جزع به هنگام سختی
* بخل هنگام کامیابی
ریشه بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی که از مصادیق منکرات میباشند، در حرص و بخل است که طبع مادی انسان به سوی آنها میل دارد و اگر مهار نشود منجر به بروز منکرات و شیوع بسیاری از آسیبهای اجتماعی میشود. در بسیاری از سرقتها، اعتیاد، طلاق، قتلها، زندانها، فرار از خانه و خود فروشی ناشی از عدم تحمل و جزع در زمان تنگدستی و سختی و یا مواجهه با مشکلات خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی بوده که به دلیل پائین آمدن آستانه تحمل میباشد و یا به دلیل بخل هنگام کامیابی با زیادهخواهیها، چشم و هم چشمی، خودخواهیها، عدم توجه به محرومین و نیازمندان زمینه بروز آسیبهای اجتماعی را فراهم میآورد. که راه درمان آن نماز و یاد خدا میباشد با مداومت میتوان اضطرابها و تشویشها را از انسان دور و راه نجات از اخلاق ناپسندیده و باعث پیشگیری از آسیبهای اجتماعی گردد.
شیخ نمر ؛ آیت الله رزمنده*
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 13ام دی, 1394بسم ربّ الشّهداء والصّدیقین
تقدیم به شیخ مظلوم ، شهیدحجه الاسلام نِمِر
مانند تو غرق نور می باید باید زیست
در حسرت چشمان تو خورشید گریست
ای سرو ! … تبر در تو ندارد تأثیر
در چشمه خون خویش هم راست بأیست
لبخند تو طعم عشق و غیرت میداد
مردانگیت به شیعه عزّت می داد
گفتن ز حسین کار هر روزت بود
یک عمر تنت بوی شهادت میداد
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی :
این عالمِ مظلوم نه مردم را به حرکت مسلحانه تشویق میکرد و نه به صورت پنهانی اقدام به توطئه کرده بود، بلکه تنها کار او،
انتقاد علنی و امر به معروف و نهی از منکرِ برخاسته از تعصب و غیرت دینی بود.
رهبر انقلاب، شهادت شیخ نمر و ریختن به ناحق خون او را خطای سیاسی دولت سعودی خواندند و افزودند:
خداوند متعال از خون بیگناه نمیگذرد و خون به ناحق ریخته، بسیارسریع دامان سیاستمداران و مجریان این رژیم را خواهد گرفت.
ایشان با انتقاد شدید از سکوت مدعیان آزادی، دموکراسی و حقوق بشر و حمایت آنان از رژیم سعودی که خون بیگناه را تنها به
خاطر انتقاد و اعتراض به زمین میریزد.
زیارت آل یاسین تمرینی برای امام خواهی
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 5ام دی, 1394نگرشی به زیارت آل یاسین
سلام علی آل یس
درود بر آل یاسین
زیارت آل یاسین، یکی از زیارتهای مشهور حضرت صاحب الامر، علیه السلام، است. راوی و ناقل این زیارت جناب ابو جعفر محمد بن عبدالله بن جعفر بن الحسین بن مالک جامع الحمیری القمی است که همه علمای رجال و بزرگان راوی شناس از او به بزرگی و قداست یاد کرده اند. او صاحب کتابهای متعددی بود که ظاهراً چیزی از آنها در دست نیست و چون در اواخر دوران غیبت صغری می زیسته مکاتبات بسیاری با ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامر، علیه السلام، داشته و به افتخار جواب نائل آمده است. توقیعات متعددی به وسیله او نقل شده است که جمله آنها توقیعی است که متضمن زیارت شریف آل یاسین است.
چرا بر خاندان پیامبر درود می فرستیم؟
این سلام نخست از لطافت و ادب خاصی برخوردار است; زیرا گر چه این زیارت شریفه زیارت امام زمان، علیه السلام، است و همه سلام های بعدی به آن وجود مقدس اختصاص دارد; در اولین گام، سلام است بر همه این خاندان و درود ست بر تمامی این دودمان.
گویا چنین گفته اند که: تو که زائری و می خواهی مرا زیارت کنی، تو که مایلی بر من سلام و درود داشته باشی، ادب اقتضا می کند که اول به همه خاندان من، آباء گرامی و اجداد طاهرین من سلام کنی و درود بر آنها را، حتی بر سلام خاص من مقدم داری. آنان پدران و اجداد من هستند و از هر جهت احترام و اکرامشان لازم می باشد .
ظاهراً سلام بر خاندان رسالت، علیهم السلام، به عنوان «آل یس » از دو آیه شریفه قرآن استفاده شده است; یکی نخستین آیه سوره مبارکه یس است. در روایات رسیده است کلمه «یس »، اولین آیه این سوره نام حضرت ختمی مرتبت است که به نقل یک حدیث در این جهت بسنده می کنیم.
چرا حجاب؟
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام دی, 1394آنچه به عنوان آزادی زن مطرح میشود، در واقع آزادی زن نیست بلکه آزادی مرد است. آزادی مرد در اینکه خیلی راحت به هر زنی خواست نگاه کند و یا اینکه با هر زنی خواست ارتباط برقرار کند و او را وسیلهی التذاذ خود گرداند
حجاب یکی از منطقی ترین و استوارترین مسائلی است که در دین اسلام وجود دارد و بر روی آن تأکید زیادی شده است. ولی دشمنان برای از بین بردن و یا کمرنگ کردن آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند.
بیشترین انحرافات و کج روی ها در نسل جوان دیده می شود و ریشه ی همه ی این کج روی ها را باید در نوع بینش و عقاید آنها نسبت به مسائل دینی، مشاهده کرد.
یکی از مسائلی که دشمنان اسلام روی آن بسیار سرمایه گذاری کرده اند، رواج بی حجابی و برداشتن چادر و یا روسری از سر خانم ها است. دشمنان با استفاده از دلایل پوچ و بی ارزش، این پوشش الهی را زیر سوال می برند و آن را نوعی زندانی کردن زن می دانند. دلایل آنها شاید در نگاه اول شیرین و جالب به نظر آید ولی انسان متفکر و با بصیرت، با اندکی تأمل و تحقیق در می یابد که کسانی که مخالف حجاب هستند به دنبال چه چیزی می گردند و چرا اینقدر بر این مسئله تأکید دارند.
یکی از مهمترین و شاید اصلی ترین چیزی که غربی ها و مخالفان حجاب به دنبال آن هستند، مسئله ی ((آزادی زن)) است. و مسلم است کسانی که در پی سود جویی از زنان هستند، بیشتر به حجاب و دلایل آن خُرده می گیرند.
مسئله ای ککه به عنوان آزادی زن مطرح می شود، در واقع آزادی زن نیست بلکه آزادی مرد است. آزادی مرد در اینکه خیلی راحت به هر زنی خواست نگاه کند و یا اینکه با هر زنی خواست ارتباط برقرار کند و او را وسیله ی التذاذ خود گرداند. زن باید آرایش کند تا مرد لذت ببرد، زن باید بدن و صورت خود را از بین ببرد تا مرد سود آن را ببرد. همیشه با خود می گویم یعنی یک زن اینقدر ارزش خود را پایین می داند که حاضر است، ساعت ها روی چهره و اندام خود کار کند تا مثلاً یک مرد به او علاقه نشان دهد و آن هم چه علاقه ای. علاقه ای که با ارضا شدن مرد از بین می رود و در آخر هم این زن است که ضرر و زیان دیده است نه مرد.
علم و عمل در زندگی یک مبارز
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام دی, 1394دفاع مقدس، تجلی رشادت اقشار مختلف مردم بود؛ طلبه، دانشجو و بازاری و پیر و جوان و زن و مرد. همه برای دفاع از مرزهای ایران اسلامی آماده بودند و نتیجه نیز چیزی جز عقب نشینی و شکست دشمن متجاوز نبود. یکی از اقشاری که با حضور در عرصه دفاع نمادی شد از مجاهدت و استواری در دفاع از ایران، روحانیت بود. کم نبودند روحانیونی که در کنار نقش آفرینی فرهنگی، فکری و انگیزشی، خود در عمل لباس رزم پوشیدند و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
یکی از برجسته ترین چهره ها در میان شهدای روحانی طی هشت سال دفاع مقدس، شهید آیت الله مهدی شاه آبادی بود؛ یکی از شاگردان برجسته امام خمینی(ره) و فرزند آیت الله العظمی شاه آبادی که خود ازجمله استادان امام راحل بود.
شهید آیت الله شاه آبادی، ششم اردیبهشت ۶۳ در پنجاه و چهار سالگی در منطقه عملیاتی مجنون درحالی که در کسوت نماینده مردم در مجلس مشغول بازدید از خط مقدم بود، به شهادت رسید. کارنامه سیاسی و علمی این شهید نشان از برجستگی های فراوانی دارد که می تواند به عنوان الگویی برای دوران امروز مطرح شود.
پدر، الگویی برای پسر
شهید آیت الله مهدی شاه آبادی سال ۱۳۰۹ درحالی در اوج دیکتاتوری رضاخانی چشم به جهان گشود که پدرش یکی از مطرح ترین مبارزان در راه آزادی و مبارزه با استبداد بود. آیت الله العظمی محمدعلی شاه آبادی هرچند استاد برجسته عرفان بود، اما در صف اول مبارزه با ظلم و نابرابری ایستاده بود. مهدی شاه آبادی چهار ساله بود که همراه خانواده راهی تهران شد و در مکتبخانه امامزاده یحیی تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و دو سال بعد به دبستان توفیق رفت. تحصیل او همزمان با کسب علم در محضر پدرش بود و پس از این دوره در چهارده سالگی به مدرسه مروی رفت و چهار سال بعد ملبس به لباس روحانیت شد و پس از عزیمت به قم خیلی زود به یکی از شناخته شده ترین شاگردان امام خمینی(ره) تبدیل شد.
تلاش برای مبارزه با طاغوت
او علاوه بر حضرت امام خمینی(ره)، در محضر حضرات آیات بروجردی، علامه طباطبایی، گلپایگانی و اراکی کسب علم کرد. اما در اوج خفقان و سرکوب جنبش مردمی مبارزه با استبداد، نامش در کنار کسانی قرار گرفت که پس از ارتحال آیت الله بروجردی اعلامیه «نظریه استادان بزرگ و حجج اسلام حوزه علمیه قم درباره مرجعیت عامه حضرت آیت الله العظمی خمینی دامت برکاته» را تدارک دیده بودند. مجتهد شهید شاه آبادی در آن اعلامیه تصریح کرده بود که «اتباع از آرا و فتوای آیت الله العظمی خمینی مدظله موجب فلاح و رستگاری است.»
شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک!
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 3ام دی, 1394«لایک! شما یک خانم چادری جذاب هستید» پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفته بود:«ممنونم نظر لطف شماست» احتمالا آن خانم چادری فکر کرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته. اینکه با حجاب توانسته در معرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد.
گمان کرده که ظرفیتهای کشف نشده چادر را پس از دهها سال کشف کرده. گمان کرده که با شگردی منحصر به فرد هم خدا را به دست آورده هم خرما را. برای همین است که هر روز مدلی جدیدی از ترکیب چادر و روسری و آستین و ساعت و آرایش را رو میکند و خودش را پرچمدار تبلیغ حجاب میداند، اما حواسش نیست که اساسا چادر قرار است مقابل این خودنماییها را بگیرد و جذابیتهای زنانهاش را بپوشاند. حواسش نیست که در این ترکیب ناهمگون، تعارضی ذاتی دارد. مثل آن آقایی که سالها قبل در یکی از کشورهای خارجی با لباس روحانیت پاپیون زده بود که باید نوآوری کنیم و از قضا اسباب خنده مردم را فراهم کرد.
در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگهای جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد. حتما شما هم دیدهاید دخترانی که چادر را بخشی از تیپ خود میدانند و گویا با استفاده از چادر میخواهند چهره خود را قاب بگیرند. بعد هم در قواره یک فعال اجتماعی ظاهر میشوند و هر روز عکسهای مختلفشان را این طرف و آن طرف منتشر میکنند تا محرم و نامحرم لایکشان کنند.
اما حقیقتا این نوع پوشش که باعث انگشت نما شدن فرد در جامعه میشود، مصداق لباس شهرت نیست؟ در تعریفهای فقهی ما یک شرط اساسی برای حجاب تعریف شده که نباید «جلب توجه» کند. حجاب باید در مسیر عفاف و حیا و پوشیدگی تعریف شود، اما این فرهنگ جدید و ابداعی که از قضا وارداتی هم نیست و ساخت ذهن خلاقانه برخی از بانوان ایرانی است، حجاب جدیدی را معرفی کرده که در مسیر خودنمایی تعریف میشود و از بیخ و بن ضدحجاب است.