موضوع: "مطلب "
انجمن حجتیه
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع)
? از گروه هایی اند که از بیش از نیم قرن پیش، در بحث های مهدویت کانون توجه بوده اند. این انجمن در سال ۳۲ ه.ش با هدف مبارزه با بهائیت (که در دستگاه پهلوی هم نفوذ کرده بود) با تلاش شیخ محمود ذاکرزاده تولایی(حلبی) با همکاری جمعی از متدیّنین راه افتاد. وجود بندی در اساسنامه آنان، انقلابیون پیش و پس از انقلاب را بشدت ناراحت کرده بود: “انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت".
? بیشتر افرادی که توسط انجمن از بهائیت برمیگشتند، توبه نامه ای مینوشتند که متون بسیاری از آن در کتابخانه آستان قدس موجود است. پیش از انقلاب تاییدیه هایی از برخی مراجع داشتند که هنوز به آن استناد میکنند. نیروهای تربیت شده آنان به سه دسته تقسیم شدند: برخی مخالف انقلاب، برخی موافق انقلاب، و برخی بی تفاوت. انجمن حجتیه چند ماه قبل از انقلاب (شهریور۵۷) مواضعش در رابطه با سیاست را تغییر داد و با انقلاب همراه شد. پس از انقلاب از سوی برخی رهبران انقلابی، انجمن بعنوان یک عنصر خطرناک معرفی شد.
? مثلا امام خمینی که روزگاری آقای حلبی را تایید میکرد، به تدریج به حرکت انجمن بدبین شد و حمایت خود را قطع کرد. و آنان پس از کش و قوس ها، در سال ۶۲ ه.ش ضمن بیانیه ای، بطور رسمی تعطیلی خود را اعلام کردند. اکنون که حدود ۳۵ سال از انحلال آنان میگذرد، هر از چندی، برخی جناح ها باز از نفوذ انجمن سخن میگویند.
«یاعلی! تو افضلی یا انبیاء؟!»
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 18ام شهریور, 1396
?صعصعة بن صوحان، از دوستان و ارادتمندان حضرت علی (ع) از ایشان پرسید: یا امیرالمومنین! آیا شما افضل هستید یا حضرت آدم؟
?حضرت، چشم های مبارک خویش را گشوده و فرمودند: انسان خوب نیست از خودش تعریف کند، اما برای اینکه نعمت های الهی را در حق خودم اظهار کنم و نوعی شکرگزاری کرده باشم، جواب تو را می گویم: خداوند متعال، آدم را داخل بهشت کرد و تمام نعمت های بهشت به غیر از خوردن گندم را بر او مباح و حلال نمود. با وجود منع الهی، آدم از آن گندم خورد ولی برای من گندم مباح بود اما از آن استفاده نکردم.
?عرض کرد: شما افضل هستید یا حضرت نوح (ع)؟
?امام فرمودند: زمانی که قوم نوح، او را اذیت و آزار رساندند، قومش را نفرین کرد و گفت: رب لاتذر علی الارض من الکافرین دیاراً [پروردگارا هیچ یک از کافران را بر روی زمین، باقی مگذار] ولی من با این همه مصیبت و آزار، در عمر خود نفرین نکردم.
?صعصعة پرسید: آیا شما افضلید یا ابراهیم خلیل؟
?حضرت فرمودند: ابراهیم به خدا عرضه داشت «رب ارنی کیف تحی الموتی» [خداوندا، به من نشان بده که چگونه این مردگان پوسیده را زنده خواهی کرد؟] خطاب رسید: مگر به قدرت ما ایمان نیاورده ای؟ عرض کرد: چرا؛ ولی می خواهم قلبم مطمئن شود. اما ایمان من در مرتبه ای است که «لوکشف العظاء ما ازددت یقیناً» [اگر تمام پرده های بین خالق و مخلوق برداشته شود، یقین و اطمینان من به حدی است که کم و زیاد نمی شود]
? باز پرسید: یا علی! تو افضلی یا موسی(ع)؟
?امام فرمود: زمانی که خداوند موسی را با معجزه ید بیضا و عصا به سوی فرعون فرستاد و فرمان داد: برو به سوی فرعون؛ از خداوند تقاضا کرد که برادرش هارون را با او همراه کند؛ «ولهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون» [پروردگارا! آنان به اعتقاد خودشان، مرا گناهکار می دانند. می ترسم مرا بکشند]. اما وقتی پیامبر اسلام (ص) مرا مامور کرد تا سوره برائت را به سوی فرعونیان مکه ببرم و در موسم حج بخوانم، با وجودی که بسیاری از پهلوانان، پدران و برادران آنها را در جنگ کشته بودم ذره ای به دلم خوف نیامد و کسی را برای کمک و یاری نخواستم.
? صعصعة عرض کرد: یا علی: تو افضل هستی یا عیسی بن مریم (ع)؟
?امام فرمود: آنگاه که مادر عیسی (ع) خواست بچه اش را به دنیا بیاورد و زمان وضع حملش رسید از طرف خداوند فرمان رسید: مریم! از بیت المقدس بیرون رو، که اینجا جای زایمان نیست. اینجا عبادتگاه است و او به زیر یک نخل خشک پناه برد. اما وقتی مادر من در مسجدالحرام، آثار وضع حمل را دید و خواست از آنجا خارج شود ندا رسید: داخل خانه ما بیا؛ و دیوار کعبه شکافت و مادرم مرا در خانه خدا به دنیا آورد و سه روز مهمان پروردگارم بودم.
?صعصعه عرض کرد یا علی تو افضل هستی یا حضرت محمد مصطفی (ص)؟
?فرمود : من بنده ای از بندگان حضرت هستم.
چرا باید حجاب رعایت شود؟
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 18ام شهریور, 1396
حجت الاسلام ماندگاری:
یه خانم بد حجاب به چهارگروه لطمه میزند :
✅ یک : در خیابان جوان عفیف نمیخواهد به چهره این خانم نگاه کند، بنابراین به خودش فشار می آورد و سرش را پایین می اندازد. پس این فرد اذیت می شود و حقش ضایع می شود زیرا میتوانست راحت در خیابان راه برود مثل وقتی که آلودگی هوا وجود دارد مجبور است که ماسک بزند.
✅ دو : به جوان بی بند بار هم ظلم می شود ، زیرا این جوان وقتی خانم را در خیابان میبیند ، ازدواجش عقب می افتد. چون مجانی دارد نیازش را برطرف میکند ، فرد باید نیازش را با ازدواج تامین کند نه با هرزگی و چشم چرانی.
✅ سه : چنین خانمهایی به ما می گویند که چرا ازدواج هایمان عقب افتاده است ؟ متاعی که باید گران بفروشند دارند مفت در خیابان حراج میکنند یعنی دارند به خودشون ظلم میکنند.
✅ چهار : به متاهل ها هم ظلم می شود زیرا آقایان متاهل چشمشان به این خانم می افتد که خیلی مرتب است ، وقتی به خانه می روند خانم را در آشپزخانه می بینند که خیلی مرتب نیست و به خاطر همین ، قیافه ها را مقایسه می کند و شروع به بهانه گیری میکند و زندگی بهم میریزد.
پس بی حجابی حق الناس است.
آیا علی علیه السلام حکومت مقتدرانه داشت؟
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 18ام شهریور, 1396
? حتما این جملات را از عموم مردم زیاد شنیده اید:
? چرا در جمهوری اسلامی مثل امیرالمومنین ع مقتدرانه عمل نمی کنند؟
? علی ع به محض اینکه کمترین فسادی از کسی می دید او را اعدام می کرد یا دستش را می برید.
? علی ع فرمود حتی اگر بیت المال را مهریه همسرانتان کرده باشید آن را از شما باز خواهم ستاند.
? علی ع به احدی باج نداد و هیچ وقت کوتاه نیامد.
? کلیت این سخنان درست است ؛ ولی سوال این است که آیا واقعا علی ع در این مرتبه از اقتدار بود؟ آیا دست همه دزدان را قطع کرد؟ آیا همه آشوبگران و فاسدان را اعدام کرد؟ آیا بیت المال را از مهریه زنان پس گرفت؟ آیا واقعا هیچ وقت کوتاه نیامد؟
? پاسخ به این سوالات ، چندین فکت تاریخی می طلبد. ولی در این مقاله فقط به نقل و نقد مهم مرحوم علامه اِربلی (استاد علامه حلی) اشاره می کنیم:
? و قد رواها أصحابنا عنه ع و على هذا يكون قد أفتى بها على مذهبهم فإنه كان ع ممنوعا في أيام خلافته عن كثير من إرادته الدينية حتى إنه أراد عزل شريح و قال عزب ذهنك و علت سنك و ارتشى ابنك فلم يمكن من عزله و الاستبدال به و كم مثلها مما منع عنه ع أن يجريه على الحق الذي لا لبس فيه حتى قيل له رأيك مع رأي عمر أحب إلينا من رأيك على انفرادك و الخطب جليل و بالله المستعان و لما قيل له ع رأيك مع رأي عمر أحب إلينا قال لعبيدة السلماني اقضوا كما كنتم تقضون فإني أكره الخلاف و كان عبيدة هذا قاضيا .
? اصحاب ما روایت کرده اند که حضرت امیر ع بسیاری از اوقات فتوایی غیر از نظر خود می داد و او در زمان خلافت خود ، از بسیاری از اموری که اراده خود بود منع شد ؛ تا جایی که قصد عزل شریح قاضی را داشت و به او فرمود: «ذهن تو از قضاوت فاصله گرفته ، سن تو بالا رفته و فرزند تو نیز رشوه خواری کرده» ، ولی با این حال نتوانست او را عزل کند و شخص دیگری را جایگزین او کند. و چه بسیار است از این قبیل که مانع او شدند که بتواند بر اساس حقی که در آن هیچ باطلی نیست کار خود را پیش برد!
تا آنجا که به او گفتند: اگر نظر خلیفه دوم را به نظر خود ضمیمه کنی برای ما خوشایندتر از آن است که فقط نظر خودت را اعمال کنی! پناه بر خدا! این سخن بسیار درشت است!
حضرت امیر ع به عبیده سلمانی که قاضی بود فرمود: همانطور که در دوران خلفای سابق قضاوت می کردید قضاوت کنید ؛ من اختلاف را خوش نمی دارم.
?كشف الغمة في معرفة الأئمة (طبع قدیم)، ج1، ص: 136
روایت آیتالله قاضی از نماز شب آیتاللّه سید احمد کربلایی
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام شهریور, 1396
? آیه: وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ اسراء/79
و پاسی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش
? آینه: حکایت؛ آیت الله قاضی میفرمود: شبی از شبها را در مسجد سهله میگذراندیم، نیمه شب یکی آمد و در مقام ابراهیم علیهالسلام نماز گذارد و برای نماز صبح به سجده رفت تا نزدیکی طلوع خورشید، آنگاه رفتم و دیدم آقای سید احمد بکاء است و از شدّت گریه، خاک سجدهگاه را گِل کرده است .
علامه آقابزرگ تهرانی درباره مرحوم کربلایی میفرماید: در هنگام نماز بر وجود خود تسلّطی نداشته و اشکهای او همانند ابر بهاران فرو میبارید. او کثیر البکاء بود. من چندین سال همسایه او بودم، در این مدّت کارهای شگفتی از او دیدم. در نماز به ویژه به هنگام نوافل لیلیّه، اختیارش را از دست میداد و از خود بیخود میشد.
یکی دیگر از معاصرین ایشان میگوید: تنها کسی بود که بصر او به بصیرت تبدیلشده بود و پردههای ضخیم طبیعت را به واسطه کثرت عبادت و توسّل در ادعیه و اوراد و مواظبت دائمی بر ادای نوافل از جلوی چشم خود برداشته بود و کسی را مانند ایشان در این مقام ندیدم .
سیّد السالکین آیت اللّه سیّد احمد کربلایی سرانجام در یک نماز عشق، به قرب حق نائل شد و به وصال جانان رسید.1
شبخیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در و بام دوست پرواز کنند
1. با اقتباس و ویراست از کتاب داستانهای شیرین از نماز شب
مقام غنا و بینیازی
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام شهریور, 1396?توصیههای آیتالله شاهآبادی در آستانه آغاز سال تحصیلی حوزه علمیه
عین نیاز بودن، مقام غناست.
فقر محض و فقر کامل همان غنای کامل است.
تا فقیر نشوی غنی نمیشوی.
این آیه شریف قرآن است که می فرماید:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
ﺍﻯ ﻣﺮﺩم ! ﺷﻤﺎﻳﻴﺪ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯ ﻭ ﺳﺘﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ( فاطر/15)
?اگر به این مقام رسیدیم دیگر به فکر منبر رفتن برای به دست آوردن پول نیستیم؛ این نوع پول به دست آوردن از گدایی بدتر است.
اگر به خاطر پول منبر رفتیم و به دنبال جای خوش آب و هواتر بودیم یعنی گدایی بیشتر کرده ایم.
اما اگر برای خدا منبر رفتیم قطعا زندگی ما اداره خواهد شد.
?من تا الان پولی برای منبر نگرفتهام و از گرسنگی هم نمردهام؛ زندگی مرا تا امروز خداوند اداره کرده است.
خودت را به او واگذار کن! برای او درس بخوان! برای او حرف بزن! برای او گوش کن! برای او خدمت کن!
درباره یَمانی
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام شهریور, 1396
۱- «قیام یَمانی» یکی از نشانه های حتمی ظهور است، قیامی فضیلت محور و اصلاح گر که بر کمک به او تاکید شده.
۲- در برخی روایات، قیام و جنبش یمانی تایید و از آن جانب داری شده، لذا این دیدگاه که ((حرکتهای اصلاحی در عصر غیبت، محکوم به شکست و برخلاف میل اهل بیت است)) پذیرفتنی نیست.
۳- وجودِ ویژگیهای مثبت در شخصیت یمانی و تکریم و تجلیلی که در روایاتِ معصومین از او شده، میتواند انگیزه ای باشد برای وسوسه شیّادان و فرصت طلبانی که [برای جلب عواطف و احساسات مذهبی مردم] از آن سوء استفاده کنند. لذا این احتمال وجود دارد که افرادی خود را یمانی معرفی کنند!
امام حسین و ایامُ اللّه . . .
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام شهریور, 1396
? به تعبیر روایات «ایّام الله» سه هنگامه اند: ظهور، رجعت و قیامت که در هر سه ی این ایام «یوم الحسین» محور است؛
? در روز ظهور شعار لشکریان امام زمان یا لثارات الحسین خواهد بود، در زمان رجعت اولین کسی که به دنیا باز خواهد گشت امام حسین است و در روز قیامت بهشتیان زیر پرچم امام حسین گِرد خواهند آمد.
? اساسا کسیکه ماجرای عاشورا را با آن وسعت و عظمت بفهمد، یقین پیدا میکند که پایان این راه، چیزی جز یاری خدا نخواهد بود و لاجَرَم یک پایان خوش خواهد داشت. وَ العاقبةُ لِلمُتَّقین…
نَفس را فداے عشق نَفس کردن
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام شهریور, 1396
?بعد شهادتش با خبر شديم كه شيميايے بود
هر موقع با او صحبت مےكرديم مے گفت:«خيالتان راحت باشد، مشكلے نيست كه شما ناراحت شويد».
بعد از اين كه شهيد شد به ما گفتند كه سيد محمد در عمليات والفجر8 و حلبچه شيميايے شده. اما خودش هيچ وقت به ما نمے گفت تا مبادا ناراحت شويم.
?گاهے كه به خانه مے آمد، بچه ها دست و پاهايش را ماساژ مےدادند، صبح ها هم پدرش اين كار را انجام مےداد تا قدرت حركت پيدا كند. درد مے كشيد، اما به ما چيزے نمے گفت.
?مدام مےگفت: سفره شهادت جمع شد و چيزے به ما نرسيد و شهادت قسمت ما نشد.
? هر وقت به مزار برادر شهيدش مے رفتيم مےگفت: حسن جان! تو از من جلو افتادے و ما در اين دنيا گرفتاريم.
??? او هم بالاخره شهيد شد. خدا را شكر كه به آرزويش رسيد.
✔️من راضےهستم.اين دنيا براےاو تنگ بود. ما خوشے و سعادت او را مے خواهيم. انشاء الله در آن دنيا خوش باشد.
راوے:مادر شهید محمد صنیع خانے
تلختر از حنظل
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام شهریور, 1396
امام باقر(ع):
من دربرابر کارهایى از غلام و خانودهام #صبر می کنم که از حنظل (میوه فوق العاده تلخ) تلختر است؛
زیرا انسان به واسطۀ صبرش به مقام روزهدارِ شب زنده دار و مرتبۀ شهیدى که در رکاب محمد(ص) شمشیر زده باشد، دست می یابد! (ثوابالاعمال/198)
حالا برخی افراد نازپروده، وارد عرصه شدهاند و اسم خود را مؤمن هم میگذارند، ولی حاضر نیستند #اذیت هیچ مؤمنی را تحمل کنند! لذا خودشان را خلاص میکنند و اصلاً با همدیگر کار نمیکنند.
علی(ع) را اینگونه یافتم!
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام شهریور, 1396
به امام علی (ع) در زمان حکومتش پیشنهاد کردند به کسانی که احتمال میرود به معاویه ملحق شوند، کمی از بیت المال را بدهد تا دلگرم شوند و امام را تنها نگذارند.
امام در پاسخ به این پیشنهاد فرمود:« آیا به من میگویید پیروزی را با ستم کردن به دست بیاورم؟ نه، به خدا سوگند تا زمانی که خورشید میدرخشد و ستارهای در آسمان سوسو میزند (تا دنیا دنیاست) هرگز این کار را نمیکنم. به خدا سوگند، اگر بیت المال برای من بود، انصاف و مساوات و عدالت را میان مردم رعایت میکردم؛ چه رسد به این که بیت المال از آن مسلمانان است و من اختیاری ندارم.»
بحارالانوار، ج 40، ص 321
??حکومت علی(ع) را باید درست شناخت، علی (ع) در اجرای احکام اسلام، #لیبرال مسلک نبود!
سختی شمشیر عدالت او در اجرای کامل اسلام فریاد منافقین و سکولار مسلکها را در آورد.
یک.تلنگر
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام شهریور, 1396میگن وقتی توی شوره زار بارون بباره،نمکاش میزنه بالا،بارون مشکل نداره اما زمین مستعد سبز شدن نیست…
میدونین اگه ما زمین وجودمون رو مستعد نکنیم،حتی اگه دعا کنیم #امام زمان هم بیاد،نمکامون میزنه بالا،مثل همون شوره زار،بعد اونجاست که خدایی نکرده میشیم مثل کوفیا،همونا که منتظر امامشون بودن،اما وقتی #بارون رحمت امام به سرشون باریدن گرفت،نا خالصی ها خودشو نشون داد و جلوی امام ایستادن.
پس قبل از دعا برای #ظهور،
بیاین دعا کنیم مومن بمونیم،
ازونایی نشیم که ویترینشون(ظاهرشون)قشنگتر از باطنشونه،اگه منتظر امام زمانیم(عج)اول مراقب رفتارای خودمون باشیم.
از #مسلمونی چی مونده جز دروغ،غیبت،دعوا و اختلاف?
الان زمان اتحاد مسلموناست،از خودمون شروع کنیم،ناخالصی هارو پاک کنیم و بجای نزاع ثابت کنیم متحدیم
به امید بارش بارون ?،البته نه در شوره زار
صنعت سقط جنین و تجارت لوازم آرایش
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 11ام شهریور, 1396
«ویکی ایوان» محقق کلیسای سان فرانسیسکو در تحقیقات خود درباره سقط جنین در آمریکا نشان می دهد بر اساس قوانین و سیاست های پشت پرده، رشد سقط جنین نسبت به 30 سال گذشته بیش از 30 درصد افزایش داشته است.
بنابر تحقیقات وی، 1.787 مرکز حمایت از سقط جنین در آمریکا وجود دارد و با توجه به سیاست های حمایتی دولت ها از سال 1997 تا سال 2008؛ 25 درصد افزایش پیدا کرده است. این مرکز، ماموریت دارد که حتی به تولید و تربیت جنین در مسیر سودآوری و مواد آرایشی، و همچنین تحقیقات ژنتیک شناسی مردم ملت های مختلف کار کند!!
بنابر تحقیقات ایوان، تبلیغات دولت ها و مؤسسات خصوصی برای زیبایی اندام زنان و همچنین جلوگیری از چروک شدن پوست، بسته های تشویقی برای سقط جنین ایجاد کرده و این مسائل در کنار حق قانونی برای هر فرد درباره حاملگی سبب رونق داروسازی و تجارت لوازم آرایشی شده است. حتی به طرز وحشتناکی، آن موسسات ماموریت دارند که با توجه به علاقه مندی های زنان خاورمیانه، علی الخصوص علاقه زنان جوامع شیعی به انواع مواد آرایشی، اقدام به تولید مواد آرایشی برخواسته از جنین همنوعان و هم وطنان آنان نموده و به این روش، انواع حساسیت ها و ویروس های مختلف را به شیوه مستقیم به بدن زنان منتقل کنند!
ایوان می گوید: با توجه به فعالیت های گسترده و آزادانه مؤسسات خصوصی در آمریکا، به نظر میرسد سیاست های دولتمردان برای سهولت این مسئله بسیار پررنگ است تا جایی که بنابر اسناد منتشر شده، مؤسسات خصوصی سقط جنین در انتخابات ریاست جمهوری کمک های بسیاری به نامزدها و احزاب سیاسی کرده اند. علی الخصوص موسسات یهودی الاصل که وابسته به رژیم صهیونیستی هستند!
وی همچنین در ادامه تحقیقات خود میگوید: بدون استفاده از اندام جنین های سقط شده، عملا تجارت لوازم آرایشی سود زیادی ندارد، بسیاری از لوازم آرایشی تولید شده برای افراد سالخورده و برای جلوگیری بشتر از چروک شدن و پیری پوست به کار می¬رود که در این لوازم آرایشی به صورت مستقیم از جنین انسان استفاده می شود.
بین الطلوعین
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 11ام شهریور, 1396
بین الطلوعین از طلوع فجر صادق ، یعنی ابتدای وقت نماز صبح و تا «طلوع آفتاب» ، انتهای وقت آن است و زمان واقع در بین این دو طلوع را «بین الطلوعین» مینامند.
? و روایات فراوانی نیز در زمینه عبادت در «بین الطلوعین» وجود دارد که در برخی از آنها اذکار و عبادات ویژهای هم پیشنهاد شده است:
? پیامبر اکرم(ص): «هر کس از طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مصلّاى خویش بنشیند و به تعقیب نماز مشغول باشد، خداوند او را از آتش دوزخ محفوظ دارد».
? رسول خدا(ص): هر کس هنگام صبح، هفت بار این آیات را بخواند، در آن روز از بلاها محفوظ باشد: «فَاللهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ ارْحَمُ الرَّاحِمینَ، انَّ وَلِیِّى اللهُ الَّذى نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحینَ، فَانْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِى اللهُ لا الهَ الَّا هُوَ، عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیم »؛
پس [در هر حال] خداوند بهترین حافظ و مهربانترین مهربانان است، ولىّ و سرپرست من خدایى است که این کتاب را نازل کرده و او همه صالحان را سرپرستى میکند، پس اگر آنها [از حق] روى بگردانند [نگران مباش] بگو: خداوند مرا کفایت میکند، هیچ معبودى جز او نیست بر او توکّل کردم و او صاحب عرش بزرگ است.
?هر کسی صبح کند و چهار نعمت خدا را یاد نکند، میترسم که این نعمتهاى خدا از او زایل گردد؛ آن چهار نعمت و سپاس بر آن، چنین است: «الْحَمْدُ للهِ الَّذى عَرَّفنى نَفْسَهُ، وَ لَمْ یَتْرُکْنى عَمْیانَ الْقَلْبِ، الْحَمْدُ للهِ الَّذى جَعَلَنى مِنْ امَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، الْحَمْدُ للهِ الَّذى جَعَل رِزْقى فى یَدَیْهِ وَ لَمْ یَجْعَلْ رِزْقى فى ایْدی النَّاسِ، الْحَمْدُ للهِ الَّذى سَتَر ذُنُوبى وَ عُیُوبى، وَ لَمْ یَفْضَحْنى بَیْنَ النَّاس»؛
سپاس مخصوص خداوندى است که خود را به من شناساند، و مرا کوردل به حال خود رها نکرد، سپاس مخصوص خداوندى است که مرا از پیروان محمّد -که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد- قرار داد، سپاس مخصوص خداوندى است که روزیم را در اختیار خویش قرار داد و آنرا به دست مردم نسپرد، سپاس مخصوص خداوندى است که گناهان و عیبهایم را پوشاند و در میان مردم رسوایم نساخت.
? امیر مؤمنان على(ع): «هر کس هرکدام از سورههاى توحید و قدر و آیة الکرسى را یازده بار پیش از طلوع آفتاب بخواند، از خسارتهاى مالى محفوظ میماند».
? امیرمؤمنان علی(ع): «ذکر خدا، بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب، حتّى از مسافرت تجارتى نیز، در جلب روزى مؤثّرتر است».
? امام باقر(ع): «خواب صبح، شوم و نامیمون است؛ روزى را دور میسازد، رنگ صورت را زرد و متغیّر میکند. خداوند متعال، روزى را بین الطّلوعین تقسیم میکند، از خواب در این زمان بپرهیزید و بدانید که منّ و سلوى (دو غذاى لذیذى که براى بنیاسرائیل نازل میشد) در این ساعت بر بنیاسرائیل فرود میآمد».
? امام باقر(ع): «هر کس بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه استغفار کند، خداوند او را بیامرزد».
امام باقر(ع): «هر کس سوره “قدر” را پس از طلوع فجر هفت بار بخواند، هفتاد صف از فرشتگان بر او درود میفرستند و هفتاد مرتبه براى او طلب رحمت میکنند».
و در پایان، هر آنچه به عنوان تعقیبات نماز صبح در روایات ذکر شده را میتوان از اعمال بین الطلوعین دانست.
طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص ۳۰۵ ، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ ق.
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۸۳، ص ۲۹۸، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم،۱۴۰۳ق.
همان، ص ۲۸۲
شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۶۲۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص۳۰۵ .
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۱۳۹، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۶۵، قم، شریف رضی، چاپ دوم.
. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۸۳، ص ۱۶۱.
✅ چهار ذکری که در زندگی معجزه ها میکند
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 10ام شهریور, 1396? حضرت آیتالله فاطمی نیا
?1- حسبنا الله و نعم الوکیل (برای وقتایی که ترس و اضطراب داری)
?2- لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین (وقتی خیلی ناراحتی و دلت گرفته)
?3- افوض امری الی الله ان الله بصیربالعباد (برا وقتایی که میخوای خدا مکر و حیله دیگران رو در حق تو خنثی کنه)
?4- ماشاالله لا قوه الا بالله (برا وقتهایی که طالب زیبایی در دنیا هستی)
....ماساژ، بین نماز ظهر و عصر!!
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 8ام شهریور, 1396
?آیة الله مجتهدی تهرانی:
مرحوم آیة الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی(رحمه الله) در زمان قدیم، امام جماعت مسجد گوهرشاد بودند، اذکارِ رکوع و سجود را هفت مرتبه می گفتند، صلوات و دعاهای بعد از آن را هم می گفتند، اگر هم کسی یا الله می گفت دوباره همه این اذکار را تکرار می کردند،
.
.
?نماز ایشان آن قدر طولانی بود که شخصی گفت: مادرم در رکوع پنج شمع نذر کرده بود که آقا زودتر از رکوع بلند شود،
.
.
?یکی دیگر می گفت: اگر کسی اول نماز صبح ایشان، برود غسل کند و برگردد، به جماعت می رسد.
.
.
?از ایشان پرسیدند: شما چرا رعایت أضعف مأمومین را نمی کنید؟ فرمودند: اضعف از خودم کسی را نمی بینم، زیرا ایشان در آن موقع صد سال عمر داشتند، در بین نماز ظهر و عصر، ایشان را ماساژ می دادند که برای نماز عصر حال داشته باشند.
خاطره چادری شدنِ
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 8ام شهریور, 1396
سلام علیکم لیلا هستم هیجده ساله از تهران میخام از #زهرایی شدنم بگم اگر بد شد معذرت میخام
من ازاول دختر #مذهبی بودم تااینک اومدم راهنمایی و تحت تأثیر دوستانم قرار گرفتم و مسیرم تغیر کرد تا سال 95 که بخاطر #کربلا رفتن چادری شدم اما فقط بخاطر #کربلا رفتن شیش ماه شد چادری بودم و امیدوار اربعین #کربلام ده روز #عاشورا روزه گرفتم برم هروز تا اربعین گریه کردم خانوادم رفتن من پاسپورتم درست نشد? همه از گریهام خسته شدن روزی نبود یکساعت گریه نباشه اما قسمت نشد که نشد من از همه دلسرد شدم شهدا.خدا.امام کلا قهر کردم
به زور تاعید #چادر سر کردم بعد عید با خدا سر یه جریانی معامله کردم گفتم یا این اتفاق نیفته یا چادرو نماز میزارم کنار اصلا میرم بی دین میشم اگ وجود داری ثابت کن که هستی?
اون اتفاق بد افتاد من یک هفته بی #خدا شدم تو یک هفته #چادر رفت کنار نماز خدا همه رو گذاشتم کنار ولی آرامش نداشتم پشتم انگار خالی بود خسته شده بودم گفتم اگه خدا بخواد یه نشونه میزاره تا برگردم دنبال بهونه بودم برا آشتی اما #غرورم نمیزاشت?
تو اینستا بودم یهو فیلم دوست #شهیدم اومد تازه به خودم اومدم گفتم تو شهید جهاد که دوستترو قبول داری خداشو قبول نداری خجالت نمیکشی ابروی دوست شهیدتو میبری انقد بی لیاقتی اون شب خیلی گریه کردم تصمیم گرفتم نمازمو شروع کنم اما چادر نمیتونستم
مسخرم میکردن فامیلام میگفتن یروز با چادری یروز بی چادر فازت چیه!!!! اونا که نمیدونستن قضیه چیه همون شب تو تلگرام دنبال کانال داعش بودم یهو رفتم کانال که درمورد ظهور بود یه فایل بود ادمینش گفته بود حتما گوش کنن ممبرهاش منم ناخاسته زدم باز شد گوشش ک دادم دنیا سرم اوار شد از ساعت 12 شب تا 6 صبح گریه کردم بین اون ساعت گفتم باید پاک شم یه چله ی…(خاص)یادم داده بودن ولی گفته بودن بهم شیطان اذیتت میکنه دو راه بیشتر نداری یا وسط چله دیونه میشی یااخرش پاک میشی منم مسمم شدم ک انجام بدم شروع که کردم به 100تا استغفار نرسیده بودم ترسیدم تا گفتم #بسم_الله_نور ب خودم اومدم دیدم دارم از حال میرم چله رو کنار گذاشتم اما بخاطر چیزی که وسط چله دیدم برگشتم به مسیری که راه درسته
روزه بودم جمعه بود اذان ظهر بود خواب دیدم دوتا #شهید وسط خیابون بدون سر دارن جوون میدن مردمم وایسادن گریه میکنن یهو اون دوتا #شهید (بخاطر لباس نظامی میگم شهید) بلند شدن شروع به حرکت کردن مردمم دنبالشون یجا رسیدن وایسادن همه اصرار میکردن اسمشونو اون دو #شهید بنویسن یهو دیدم یکی از #شهدا بلند اسم منو گفت اون یکیم اسممو نوشت تو دفتری ک دستش بود (اونا سر به بدن نداشتن ) اما نمیدونم اسمم کجا ثبت شد
از اون روز منم شدم دختر #زهرایی من میرم بیرون #عاشقانه چادر سر میکنم بخاطر کربلا رفتن نیس بدون منت فقط بخاطر #خداس بخاطر خونه #شهدا کربلا به رفتن نیس به شدنه اگه به رفتن شمر هم #کربلایی هست.
به خواهرای عزیزم یه نصیحت میکنم با چادر آرایش نکنید به خاطر شیک به نظر اومدن بخاطر شیک بودن لباس های تنگ زیرش نپوشید ،درست نیس حجابتون #زهرایی باشه فرق بین پوشیدگی پوسیدگی فقط سه تا نقطس
من از محاسبه ثواب عاجزم
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 7ام شهریور, 1396
✨?رسول خدا (صلىاللهعلیهوآله) فرمود: در معراج ، ملکی را دیدم که هزار هزار دست دارد( یعنی یک میلیون ) و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد . آن ملک گفت : من حساب دانه های قطرات باران را می دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا می بارد. تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می دانم ، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم .
✨?رسول خدا (صلےاللهعلیهوآله) فرمودند: چیست؟ عرض کرد: هرگاه جماعتی از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم.
?اللّٰهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمّدٍ وآل مُحمّد
وَ عَجّل فَرَجهُم?
آثار و برکات صلوات ص ۳۰
کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی اینگونه امروز ۳۱۰۰۰ جلد کتاب خطی دارد.
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 7ام شهریور, 1396
روزی در حال عبور از قیصریه نجف ، عده ای از اهل علم را دیدم که در محلی تجمع کرده اند. فکر کردم آنجا برنامه ای است . من هم رفتم جلو، دیدم کسی با چوب ایستاده و کتاب هایی را به حراج گذاشته است. علما در آن زمان زیاد بودند، کسی که فوت می کرد بازماندگانش می آمدند آنجا کتاب ها را می فروختند. یک مقدار که ایستادم دیدم بیشتر این ذخایر اسلامی و شیعی را شخصی به نام کاظم با پول زیادی می خرد. تقریباً اکثر آنها را می خرید. سؤال کردم این شخص کیست؟ گفتند: او نمایندهء کنسول انگلیس در بغداد است.
به فکر افتادم … منظورشان از خریداری و جمع آوری کتاب ها چیست؟ شاید اغراضی پشت این قضیه باشد و آن از دو حال خارج نیست: یا قصد از بین بردن آنها را دارند و یا می خواهند منابع دست اول شیعی را که در اختیار برخی از علما بوده جمع آوری کنند تا ما به آنها دسترسی نداشته باشیم نظیر کتاب مدینة العلم شیخ صدوق که ایشان در حدیث نوشته و بسیار مفصل بوده. اگر این کتاب الان در دسترس ما بود شاید نیازی به دیگر کتب اربعه شیعه نبود ناسخ کتب اربعه شیعه می شد. ولی قریب ۴۰۰ - ۵۰۰ سال است که دیگر رد پایی از آن در دست نیست
من چون یک طلبهء جزء بودم امکانات مالی هم نداشتم ، یک وعدهء غذای ظهر را حذف کردم و شب ها بعد از بحث و درس در یک کارگاه برنج کوبی مشغول به کار شدم و نماز و روزهء استیجاری بجا آوردم و دستمزد حاصل از آن را صرف خرید این ذخایر نمودم.
بمناسبت هفت شهریور سالروز وفات آیت الله شهاب الدین مرعشی نجفی
پیام همسرشهیدحججی برای شهدای_طلوع
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 7ام شهریور, 1396
سلام بر حسین و یارانش ، سلام بر محرم، سلام بر شهدای کربلا، سلام بر زینب های ایران، سلام بر رقیه های وطن.
عجیب بوی حسین می آید.
یک سوال؟
ماه ذی الحجه است یا محرم؟
بچه هیئتی ها، بچه مذهبی ها، بچه ولایتی ها، بچه های جهادگر کجا می روند؟ اصلا زود نیست که می روند؟ چقدر زرنگ هستند!رفتند که شب عاشورا امام شان تنها نماند و پیش اربابشان باشند.
امام علی (ع):براستی که خداوند برای گروهی کشته شدن را مقدر فرموده و برای دیگران مردن را.هر گروهی با همان سرنوشت که خداوند مقدر کرده است میرود.پس خوشا به سعادت مجاهدان در راه خدا و کشته شده گان در راه طاعت او.
حججی ها، شیرازی ها،حسینی ها وامینی ها خوب میدانستند که اگر شهید نشوند می میرند.زرنگ بودند خوب معامله ای کردند.
شهادت هنر است، مزد جهاد است.فرقی هم نمیکند در شام باشی یا در عراق.در غربت باشی یا در وطن.با لب تشنه باشی یا سیراب.اسیر هم شده باشی یا نه؟ هر چه که هست شهادت یک لحظه نیست.یک سیر است، یک مسیر است.ابتدای این مسیر هم اخلاص و فداکاری است.چه در شهر باشی چه روستا.شاید هم در کشوری دیگر.
حججی ها، شیرازی ها، حسینی ها ….رفتید که روستاها را بسازید اما…خودتان ساخته شدید آن هم در اردوهای جهادی.مشکلات را با جان و دل خریدید و خوب مزدتان را هم گرفتید.
سه شنبه های مهدوی ، در گرمای تابستان به سر چهارراه ها رفتید و با شربت، گل و یک لبخند از مردم پذیرایی کردید.همین نام مهدوی هم شما را به اینجا رساند.
خوشا بسعادتتان،نامه اعمالتان را که با خون بدن تان پنج شنبه به دست امام زمان رساندند لبخند مولا نصیب تان شد. شب جمعه هم که مهمان ارباب تان بودید.به به، چه بزم و شوری در کنار خاندان رسول الله(ص).
بهاره جانچند کلامی هم با تو سخن بگویم.
دختر هستی و بابایی…مثل رقیه.
بابایت را دیگر نمیبینی ….مثل رقیه.
پدرت شهید شد…مثل رقیه.
اما ، بهاره جان اینجا نمیگذارند تو تشنه بمانی.
کسی هم تو را اذیت نمی کند
کتکت نمی زنند.
با احترام عکس پدرت را روی دست میگیرند.
اگر بهانه بگیری و دلتنگ شوی مزار پدرت هست.سنگ نیست، نیزه نیست، خرابه نیست، طبق نیست.
سهم دیگران از نگاه به تو حسرت است و آه که خودشان جامانده اند.
بهاره جان، عزیزم.
بابا کنارت هست، همیشه هم هست.حضورش را حس میکنی.اصلا خدا را هم احساس میکنی. بهترین هدیه را هم پدرت به تو داده است،با تمام هنرش.عزت، سربلندی و افتخار.شهادت هنر است و پدرت هم به فرمان آتش به اختیار رهبرمان رفت. رفت تا تو و مادر و خانواده سربلند بشود.
مبارکت باشد.
تو هم سربلند کن، هم پدرت را، هم اسلام و هم ایران را.
همسر شهید حججی ۹۶.۶.۶
به بهانه شهادت جهادگران شهید" امین شیرازی" و " سید امیر فارس حسینی", از جهادگران اردوهای جهادی طلوع حق در مناطق محروم
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 7ام شهریور, 1396
شما خوبها, چقدر شبیه هم هستید! خدا, شما را هم, خوب خریدتان.
وقتی می گویند خدا خوب خریداری است, یعنی, همین دیگر. یعنی هر کجایی باشید که خدا راضی باشد و عقربه های نیت قلبی تان را هم, با خدا و هم جهت با خدا تنظیم کنید, آن موقع است که خلوص کارهایتان, چنان نوربالا بزند که خدا هم, لبخند زیبایش را نثارتان کند و در باغ شهادت را هم, برایتان بگشاید. حالا هر کجا که خدا راضی باشد و هر کاری که خدا, راضی باشد. چه برسد به اینکه تحصیل کرده دانشگاه باشید و دستتان به دهانتان هم برسد و شغل خوب و خانه و زندگی خوب و راحت هم داشته باشید, اما از آسایش زیر باد کولر و راحتی خودتان بزنید و پشت میز نشینی را رها کنید و بی توقع و بی هیاهو, راه بیفتید توی جاده های روستاها و مناطق محروم و بخواهید برای دست پینه بسته ها, کار بی جیره و مزد و مواجب مادی انجام دهید که هم خدا را راضی کند و هم, قلب نازنین امام زمان (عج) را شاد, اسرار باطنی دارد که خودتان, هم خیلی خوب بصیرت فهم اش را یافتید و هم, بهتر و زودتر, آن را درک. هرچه کرد, همان عرق ریختن های کار برای مردم دست پینه بسته کرد و همان سه شنبه های مهدوی. همه چیز را رها کنید و بروید, بیل و کلنگ به دست بگیرید و عرق بریزید و آجر روی آجر بگذارید و سر پناه بسازید و جاده و یا هر کار نکرده ای را بکنید که دیگران باید می کردند و نکردند, یا اینکه هفته ها و هفته ها, هر سه شنبه, در روزهای گرم تابستان, با دوستان و همسنگران جبهه جهادی کارهای فرهنگی تان, به عشق امام زمان (عج), سر چهارراه ولی عصر تهران بایستید و شربت و گل به دست خلق الله بدهید, می خواهید خدا, نخردتان! یا وقتی سرتان درد می کند برای خرید و پخش نان صلواتی و رساندن غذای نذری و صلواتی به سفره های خالی و یا حتی, زیارت صلواتی برای محرومان و زیارت نرفته های عاشق زیارت, می خواهید قلب نازنین ان موعود در انتظار, , شاد نشود و خدا هم راضی نشود و لبخند زیبایش را نثارتان نکند و در باغ شهادتش را به رویتان باز نکند! راستی شما خوبها, چقدر شبیه هم هستید!
هنوز مدت زیادی نیست که از خبر شهادت جهادگر مدافع حرم شهید” محسن حججی” نمی گذرد که خبر غمبار سانحه تصادف گروه جهادی طلوع حق در گیلانغرب و جاده های کرمانشاه منتهی به روستاهای محروم غرب کشور و شهادت دو نفر از جهادگران و وخامت حال بقیه جهادگرهای گروه را شنیدیم. گرچه خبر, سنگین بود و اندوهبار, اما شاید کمتر کسی باشد که وقتی خبر شهادت این دو جهادگر را شنیده باشد و اولین تصویر ذهنی اش شهید محسن حججی نباشد. حالا حق دارم بگویم که شما خوبها, چقدر شبیه هم هستید! خدا, شما را هم, خوب خریدتان. امین شیرازی که یک دختر سه ساله از او مانده است و همین روزها, سالروز تولدش هست و سید امیر فارس حسینی که هر دو شبیه محسن حججی اند و او هم, شبیه علی اکبر کربلای حسین(ع). شهادت گوارایتان باد. به پاس قدردانی و گرامیداشت تان, برای بدرقه پیکرهای مطهرتان خواهیم آمد. روز سه شنبه, هنگام تشییع تان در تهران.
زهره یزدان پناه قره تپه, نویسنده, پژوهشگر و مستند ساز