تغییر آدرس وبلاگ
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع)با سلام و احترام
بدینوسیله به اطلاع می رساند :
وبلاگ حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام به آدرس ذیل تغییر یافت :
http://Bagherolum-ghods.kowsarblog.ir
خواهشمندیم برای استفاده از مطالب وبلاگ مدرسه علمیه به
آدرس جدیدمراجعه کنید.
با تشکر
برگزاری جلسه سخنرانی به مناسبت هفته پژوهش
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام آذر, 1392
شنبه بیستـــــ و سوم آذر ماه جلســـــه سخنرانی به مناسبتــــــ هفته پژوهش برگزار گردید .
گفتنی است سخنران این جلسه حجت الاسلام دکتر باقی زاده بوده و در این جلسه مطالبی با موضوع “ آسب شناسی پژوهش و آشنایی با پژوهشگری نوین ” بیان شد .
برگزاری پنجمین دوره المپیاد علمی طلاب مدرسه باقرالعلوم شهرقدس
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 21ام آذر, 1392امروز 21 آذر المپیاد علمی طلاب در سطح مدارس برگزار شد که در این المپیاد 35 نفر از طلاب پایه دوم و سوم و چهارم و پنجم شرکت کردند .
همراهی طلاب در تشییع و تدفین دو شهید گمنام در شهرستان قدس
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 19ام آبان, 1392امروز دو شهیدگمنام در شهرستان قدس تشییع و تدفین شدند . این مراسم که از ساعت 9 از مقابل سپاه آغاز شد با همراهی مردم و مسئولان شهر من جمله امام جمعه شهرستان و طلاب حوزه علمیه و مدیریت حوزه علمیه تا پارک ولیعصر تشییع شد
لازم به ذکر است شهدا در این پارک (پارک ولیعصر عج واقع در خیابان ولیعصر عج) به خاک سپرده شدند .
سیاهپوش کردن حوزه به مناسبت محرم
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 14ام آبان, 1392سلام
چند روزه داریم حوزه رو سیاهپوش می کنیم
این عکسایی که میذارم نتیجه تلاش چند روزه دوستانمون هست
حتما نظرتون رو بگید (:
این سال اجتماعاتمون
این هم دکور محرم
این هم راه پله
این هم ایستگاه صلواتی مون
برگزاری نمایشگاه پوستر به مناسبت غدیر
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 13ام آبان, 1392نمایشگاه غدیرپژوهی در هفته ولایت برگزار شد .
برگزاری نشست خانوادگی به مناسبت روز خانواده
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 13ام آبان, 1392پنج شنبه هفته گذشته به مناسبت روز خانواده نشستی در حوزه برگزار شد که در آن همسران و پدران و مادران طلاب حضور داشتند .
گفتنی است در این نشست به مهم ترین عوامل استحکام خانواده و روابط زوجین اشاره شد .
برگزاری مراسم شهادت امام باقر ( علیه السلام )
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 21ام مهر, 1392
امروز مراسم شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام ) با مداحی خانم صبوری و سخنرانی خانم حصارکی استاد حوزه برگزار شد .
بـــــــرگزاری مراســـــــــم ســــــالروز ازدواج حضــــرتــ علــــی (ع) و حضــــرتـــــ زهــــــرا (س)
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 15ام مهر, 1392امروز به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) مراسمی در حوزه شامل مولودی و سخنرانی مشاور مدرسه سرکار خانم اورنگ برگزار شد که در سخنرانی خود به لزوم ازدواج ، شرایط ازدواج صحیح اشاره کردند . گفتنی است به سه تن از طلابی که در سال جاری ازدواج کرده بودند هدایایی تقدیم شد .
اخوند هم ادم است
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام مهر, 1392
يکي از دوستان ميگفت: براي تبليغ به منطقه ای - روستایی - در يکي از استانها رفته بودم وقتي آنجا رسيدم، با يکي از اهالي رفتيم به طرف خانهي شخصی که قرار بود در مدت دههي محرم ميزبانم باشد، بالاخره رسيديم. زنگ در بزرگ گاراژي خانه را زديم. پسر نوجواني در را باز و سلام کرد. همان وقت صداي بم مردانهاي از داخل خانه شنيديم که با فريادي که آخرين فرکانسهايش به ما ميرسيد از پسر پرسيد: کيه بابا؟ پسر گفت: يه آخونده با يه آدم!
چند نکته کاربردی
1- گر ديديم آخوندي بچهاش را آورده پارک يا شهربازي تعجب نکنيم. چون بچهي آخوند، آدم است نه آخوند!
2- اگر ديديم آخوندي با خانمش از يک بوتيک بيرون آمد تعجب نکنيم چون خانم آخوند هم آدم است!
3- اگر ديديم آخوندي مقابل يک اسباب فروشي ايستاده و دختر کوچولويي مو طلايي کنارش ايستاده و با انگشت به نقطهاي از ويترين اشاره ميکند و پسر کوچولويي به نقطهاي ديگر، تعجب نکنيم. چون هيچ دختر يا پسر بچهاي آخوند نيست!
4- اگر عيد ديدني خانهي آخوندي رفتيم و ديديم که آجيل و شيريني گذاشت جلوي ما، تعجب نکنيم. چون بالاخره ما که آدم هستيم نه آخوند!
خلاصه کنم؛ اگر هر کار مشروع و معقول و معروفي که هر آدمي ممکن است انجام بدهد، از آخوندي سر زد تعجب نکنيم چون بيچاره آخوند هم آدم است. البته قبول دارم بالاخره آخوند بايد سعي کند لااقل کمي هم شده، «آدمتر» از بقيه باشد.
افتتاحیه حوزه
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 3ام مهر, 1392مراسم افتتاحیه امروز با حضور امام جمعه و موسس حوزه حجت الاسلام والمسلمین میراحمدی ،امام جمعه موقت شهر قدس حجت الاسلام والمسلمین قاسمی ، نماینده امام جمعه آقای بهرامی ، عضو هیئت امنا نماز جمعه آقای لطفی ، ریاست آموزش و پرورش آقای کاظمی ، خانم مرّی عضو شورای اسلامی شهر قدس ، خانم فیروزه نماینده امور بانوان شهر قدس برگزار گردید .
لازم به ذکر است خانم سلیمان پور به سرپرستی حوزه معرفی شدند
اقامه نماز عشق در خیمه شهدا ( به مناسبت هفته دفاع مقدس )
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام مهر, 1392نظر مراجع عظام تقلید ( دامت برکاته ) درباره راه اندازی اپراتور نسل سوم رایتل
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام بهمن, 1391آیت الله العظمی نوری همدانی:
بسمه تعالی
سلام علیکم
با توجه به اینکه مفاسد این کار زیاد است و امکان از هم گسستن اساس خانواده ها نیز هست، به علاوه اینکه عفت عمومی را مورد تهدید قرار می دهد، بنابراین اقدام به انجام آن جایز نیست.
۸٫۹٫۹۱ | حسین نوری همدانی
آیت الله العظمی سبحانی
بسمه تعالی
قرار گرفتن چنین گوشی های موبایل در دست جوانان اعم از دختر و پسر مفاسد زیادی دارد، باید از خرید و فروش آن جلوگیری شود و نباید دولت چنین امکاناتی در اختیار مردم قرار دهد. فوائد جزئی در مقابل این مضرات بسیار کوچک است. و الله العالم.
۳۰ ذی الحجه ۱۴۳۳
آیت الله العظمی مکارم شیرازی
به یقین مفاسد این کار از فوائد آن بیشتر است و منشأ مفاسد جدیدی در جامعه ما که متاسفانه درگیر مفاسد مختلفی است خواهد شد و با توجه به این که ضرورتی برای اصل این کار نیست بنابراین شرکتهای خصوصی و دولتی باید از آن خودداری کنند و مکلفین نیز باید از خرید آن خودداری نمایند.
آیت الله العظمی علوی گرگانی
بسمه تعالی
نظر به اینکه نسل سوم اپراتور تلفن های همراه با آموزه های دینی در تضاد است، و می تواند عفت عمومی جامعه و نظم حاکم بر آن را خدشه دار و خانواده ها را به ورطه نابودی اخلاقی و بنیانی بکشد و لذا نصب و راه اندازی این اپراتور چه از طرف دولت و چه از جانب بخش خصوصی به صلاح نیست و هرگونه اقدامی در این مسیر خلاف شرع است. البته لازم به ذکر است که ما در صدد تخطئه اصل فناوری نیستیم بلکه از آن جهت که این صنعت زیان و ضررهای فراوانی می تواند برای جامعه اسلامی چه از جهت امنیت اخلاقی و چه از جهت سیاسی و دینی داشته باشد، و تهدید کننده بنیان خانواده است، راه اندازی این اپراتور را جایز نمی دانیم.
گر صد بار چخ هم بگی......
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام آذر, 1391
شايد تجربه كرده باشيد، اگر سگي گرسنه رو به شما آورد و همراهتان نان يا گوشت باشد، آيا به گفتن چخ، رد مي شود؟! چوب هم بلند كني فايده ندارد، او گرسنه است و چشمش به غذا است، چوبش هم بزنند فايده ندارد و دست بردار نيست. اما اگر هيچ همراه نداشته باشي، با آن شامه ي قوي كه دارد چون ميفهمد چيزي نداري تا گفتي چخ فورا مي رود.
دل شما نيز مورد نظر شيطان است، نگاهي به دل مي كند، اگرآذوقه ي اومانند حب مال و زر و زيور و شهرت و مقام و حسادت و بخل و … در آن باشد مي بيند به به! چه جاي خوبي براي او است، همانجا متمركز ميشود،
اگرصد بار هم «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» بگويي به اين چخ ها رد نمي شود چون اين دشمن سزسخت است « ان الشيطان لكم عدو»
بلي اگر طعمه اش را دور كردي، آنگاه مي بيند وسيله ي ماندن ندارد، و با يك استعاذه فرار مي كند.
آيت الله دستغيب /استعاذه/ صفحه 58
استاد و طلاب
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام آذر, 1391استاد: به نظر شما چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علي محمد و آل محمد!
استاد: بله آفرين!مي خواستم از شما بپرسم که چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علي محمد و آل محمد!
استاد: وعجل فرجهم انشاء الله! به نظر شما چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علي محمد و آل محمد!
استاد: لا اله الا الله! چرا آن حضرت…
طلاب: کدام حضرت؟ استاد: حضرت محمد!
طلاب: اللهم صل علي محمد و آل محمد
روح توحیدی اش
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام آذر, 1391
بـرای خـودش امـتـیازی قائـل نـبود :
- ماننـد عیسـی (علیـه السلام ) ستـایشـم نکنیـد ! من بنـده ام ، بگوییـد عبـدالله !
حتـّی حسـاس تر هم شـده بود :
-وقـتی نظری داریـد ، نگوییـد هرچـه خـدا و رسولـش میگوینـد ، بگوییـد هرچه خـدا می خواهـد !
اینـها را زیاد میگفـت .
(برگرفته از کتاب پیامبر من ، نوشته ی هادی قطبی )
ماهیت بشارت و انذار
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 8ام آذر, 1391
متن زیر، خلاصهای از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین رفیعی است که محرم امسال بیان شده است. محور این بیانات، ماهیت بشارت و انذار در زندگی و دین است و پیوند و کارکرد آن در قیام امام حسین (ع) و برخورد متناسب حضرت با مخاطبان، تشریح شده است.
ظرفیت انسانها متفاوت است و طبیعتاً روشهای تبلیغ و ترویج هم باید متفاوت باشد. بعضیها با حکمت متأثر میشوند، بعضیها با موعظه و بعضیها هم با مجادله و مناظره و غیره. شیوههای مختلف تبلیغی را خداوند در قرآن کریم ذکر کرده است که انبیا و ائمه (ع) به کار میبردند. بالاخره همه بیماران را با یک نسخه نمیتوان بهبود داد. یک نفر باید معجزه ببیند، یکی دیگر استدلال میخواهد، یک نفر دیگر نیاز به محبت و تکریم دارد.
یکی از روشهای بسیار مؤثر در جذب، روش بشارت و انذار است. یعنی روش هشدار و مژده دادن یا روش تشویق و تنبیه. این روش بسیار مورد استفاده انبیا قرار گرفته است و در کربلا هم عرض خواهم کرد که چقدر امام حسین (ع) از این روش استفاده کرد. انسان برای اینکه حرفی را قبول کند، هم یک عامل بازدارنده میخواهد و هم یک عامل برانگیزنده؛ شما به یک محصل میگویید اگر نمرهات خوب شد، جایزه میدهم و اگر بد شد هم اخراج میشوی! اولی بشارت و دیگری انذار است. انسان دو بُعدی است و وجودش هم دنبال لذت است و هم از رنج بدش میآید.
الآن برخی افراد هستند که خیلی بُعد بشارت در آنها قوی است. یعنی دائماً میخواهند از این راه و از مسیر امید و رحمت خدا وارد شوند. این خوب است، اما نباید باعث شود که به کسی میگوییم گناه نکن، میگوید یک یاحسین بگو و تمام است! به او میگوییم نماز بخوان، میگوید یک یا حسین بگو، تمام است! یعنی همه چیز را میخواهد با یاحسین حل کند. در حالی که اینطور نیست. همین امام حسین (ع) هم ظهر عاشورا نماز خواند و در زیارت نامهاش میخوانیم قد أقمت الصلاة. البته سوی دیگر هم خوب نیست که یک نفر مدام از مار و عقرب و فشار قبر و جهنم و اینها سخن بگوید و مدام بترساند.
امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه درباره مبلغان و خطبا و علما میفرمایند: «الفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَن لَم یُقَنِّطِ النَّاسَ مِن رَحمَةِ اللَّهِ وَ لَم یُؤْیِسهُم مِن رَوحِ اللَّهِ وَ لَم یُؤمِنهُم مِن مَکرِ اللَّهِ» [1]. فقیه کامل کسی است که مردم را از رحمت خدا مأیوس نکند و از عذاب خدا هم ایمن نکند. فقیه کسی است که نه خیلی مأیوس کند و نه خیلی امیدوار. شما همین امیرالمؤمنین را ببینید که در نهجالبلاغه در خطبه 221، چطور از جهنم و آتش و عذاب صحبت میکند و در دعای کمیل چگونه از خوف خدا سخن میگوید.
امام حسین (ع) از این روش در روز عاشورا استفاده کرد. عمر سعد را با انذار فراخواند، البته بر روی او اثر نکرد، چراکه زمینهاش رو نداشت ولی به او فرمود که آیا از قیامت نمیترسی؟ فرمود عمر سعد اگر در قتل من شرکت کنی، نه دنیا را خواهی داشت و نه آخرت را. فرمود روزی که سرت بالای نیزه است را میبینم و در آخر هم به او فرمود که امیدوارم خداوند در بستر خواب جانت را بگیرد که همانطور هم شد.
از سوی دیگر امام بعضیها را هم تشویق میکرد. ابوالشعثاء تیرانداز ماهری بود. اباعبدالله نگاهی به او کرد و فرمود: «أبشرک بالجنة» بهشت در انتظار توست و تو اهل بهشتی. خدا از عذاب حفظت کند. ابوالشعثاء عضو لشکر عمر سعد هم بوده و بعد به حضرت پیوسته است. سعد بن عبدالله روی زمین افتاد، حضرت آمد بالای سرش و فرمود: انت أمامی بالجنة، تو زودتر رفتی به بهشت. اینها بشارت هستند. شما مکرر در سیره اباعبدالله میبینید از این بشارتها که به اصحاب داده و انذار و ترسی که به دشمنان داده است. زمانی که حضرت به مردم بصره نامه نوشتند، یزید بن مسعود نهشلی به اباعبدالله نامه نوشت که من میآیم، البته نتوانست بیاید و بعد از کربلا رسید و عملاً در قیام هم شرکت نکرد. اما همینقدر که نامهاش به امام رسید، حضرت فرمودند: امیدوارم خدا در روز قیامت از عذاب حفظت کند و آن روزی که همه تشنه هستند تو را سیراب کند. یعنی تشکر و تقدیر کرد و او را وعده و بشارت داد. یک روایت دیگر برای عمرو بن قرضه است. او آمد خدمت امام حسین (ع) اجازه گرفت و میدان رفت. در میدان جنگید و وقتی روی زمین افتاد، آقا آمدند بالای سرش؛ بعد به حضرت نگاهی کرد و گفت: أ وفیتُ یا ابن رسول الله؟ آقاجان، آیا من وفا کردم؟ حضرت فرمودند: من تو را به بهشت بشارت میدهم. این میشود همان شیوه بشارت و تشویق که در قرآن هم زیاد میبینید.
اگر میخواهید در زندگی به بندگی خدا روی بیاورید و از گناه دوری کنید، این را دقت داشته باشید که اگر خوب باشید، جزء ابرار و اگر بد باشید، جزء فجار خواهید بود. اگر خوب بودید، اصحاب یمین هستید و اگر بد بودید، اصحاب شمال و به همین ترتیب. اینها را سعی کنید با هم ببینید، اگر با هم دیدید، آنگاه حس تحریکی برای عبادت و بندگی برایتان حاصل میشود. شما اگر مطالعه میکنید، هم روایات بشارت را ببینید هم روایات عذاب را، هم آیات بشارت را ببینید هم آیات انذار را. قرآن کریم هم «جنات تجری من تحت الأنهار» را مطرح میکند هم عذابهای مختلف جهنم را بر میشمرد.
کسی آمد خدمت پیامبر اکرم (ص)، عرض کرد: آقاجان، چه کنم که خدا به من رحم کند؟ حضرت فرمودند: خودت به خودت رحم کن! این یعنی خودت خودت را نجات بده و خودت را جهنمی نکن. اگر به مریضی بگویند قند برایت ضرر دارد ولی مریض قند بخورد، خب پزشک چه میتواند بکند؟ پزشکی که مریضش پرهیز کند، راحت میتواند معالجه کند. خداوند هم در قرآن میگوید: «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا» [2]، هر که در مسیر ما گام بردارد ما هم راه را به او نشان میدهیم. رانندهای که در جاده تند برود، کمربند نبندد و رعایت نکند، پلیس چه حمایتی از او میکند؟ حمایت، مال کسی است که قانون را رعایت میکند.
[1]: کلمات قصار، شماره 87.
[2]: سوره مبارکه عنکبوت، آیه 69.
منبع : حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان
گریه بر بهشتیان ممنوع!
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 7ام آذر, 1391
مسعود گفت: چرا برای امام حسین [علیه السلام] گریه می کنی؟
چیزی نگفتم
بازهم مسعود گفت: او الآن به بهشت رفته است و از نعمت های خدا شاد و خوشحال است. تو هم باید شاد باشی نه ناراحت و گریان!
بازهم چیزی نگفتم
شش ماه بعد، وقتی پدر مسعود را خاک میکردند، بالای قبر پدر سخت گریه میکرد و با بیتابی اشک میریخت.
با خودم گفتم: بیچاره پدرش حتماً جهنمی بوده! وگرنه این فرزند، با عقیدهای که دارد باید به جای گریه کردن بخندد و شادی کند!
در راه بازگشت باز با خودم گفتم: اما تا یاد دارم پدرش آدم بدی نبود!
تسلیت ایام - بحر طویل عصر یک جمعه دلگیر...
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 7ام آذر, 1391عصر یک جمعه ی دلگیر
دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟
چرا آب به گلدان نرسیده است؟
چرا لحظه ی باران نرسیده است؟
وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
به ایمان نرسیده است
و غم عشق به پایان نرسیده است.
بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید،
بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟
دل عشق ترک خورد،
گل زخم نمک خورد،
زمین مرد،
زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد،
زمین مرد، زمین مرد ،
خداوند گواه است،دلم چشم به راه است،
و در حسرت یک پلک نگاه است،
ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی،
برسد کاش صدایم به صدایی…
***
…عصر این جمعه ی دلگیر
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس،
تو کجایی گل نرگس؟
به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی ست زجنس غم و ماتم،
زده آتش به دل عالم و آدم
مگر این روز و شب رنگ شفق یافته، در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم!
که به جای نم شبنم
بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت.
نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت
به فدای نخ آن شال سیاهت
به فدای رخت ای ماه!
بیا
صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،
آجرک الله!
عزیز دو جهان یوسف در چاه ،
دلم سوخته از آه نفس های غریبت
دل من بال کبوتر شده
خاکستر پرپرشده،
همراه نسیم سحری
روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی
و سپس رفته به اقلیم رهایی،
به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی
و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت
زیر رکابت
ببری تا بشوم کرب و بلایی؟
به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،
نگهم خواب ندارد،
قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد،
شب من روزن مهتاب ندارد،
همه گویند به انگشت اشاره
مگر این عاشق بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ارباب ندارد…
تو کجایی؟
تو کجایی؟
شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی…
***
گریه کن
گریه وخون گریه کن، آری
که هر آن مرثیه را خلق شنیده است
شما دیده ای آن را
و اگر طاقتتان هست،
کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم،
و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من
هم چو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است،
به گستردگی ساحل نیل است،
و این بحر طویل است
وببخشید که این مخمل خون، بر تن تبدار حروف است
که این روضه ی مکشوف لهوف است،
عطش بر لب عطشان لغات است
و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است،
و ارباب همه سینه زنان، کشتی آرام نجات است ،
ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است،
ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است،
ولی حیف هنوزم که هنوز است
حسین ابن علی تشنه ی یار است
و زنی محو تماشاست زبالای بلندی،
الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ …»
خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را و بریدند …»
دلت تاب ندارد
به خدا با خبرم
می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
تو خودت کرب و بلایی،
قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی،
تو کجایی … تو کجایی… .
دانلود این بحر طویل از محمد برقعی
سلام و عرض تسلیت ایام
عزاداری هاتون ان شاءالله مورد قبول حق واقع شود .
التماس دعا