موضوع: "شهدا"
چهارده مرداد، سالروز شهادت شهید مصطفی مازح، نخستین شهید اجرای حکم تاریخی حضرت امام خمینی علیه سلمان رشدی
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 14ام مرداد, 1396
قسمتی از وصيتنامه ?شهيدمازح كه پس از ارتحال جانگداز حضرت امام خميني(ره) ….
اي امام عزيز! همانا من با تو پيمان ميبندم كه هميشه در راه روشن تو خواهم بود و تحت اوامر نايب برحقت امام سيد علي خامنه اي در اين راه باقي خواهم ماند. فرمان تو، انديشه او انديشه تو و آراي او همان آراي تو خواهد بود. به درستي كه تو شجاعت را به او آموختي و ما اكنون سرباز او هستيم و همانگونه كه امر فرمودي بر اين جمهوري اسلامي باقي خواهيم ماند.
جمهوري اسلامي والايي كه متعلق به حضرت مهدي(عج) وليعصر و زمان است. اي امام مهدي! آه اي آقاي من، اي فريادرس و نجات دهنده من، آيا نميبيني چه حوادثي رخ ميدهد و چه شهدايي بر زمين ميافتند در حالي كه دشمنان در حال آماده باش كامل هستند….
سالروز ترور آیت بصیرت
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 14ام مرداد, 1396سالروز شهادت
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 6ام مرداد, 1396شهید سید باقر طباطبایے نژاد در محلہ هاۍ جنوبے تهران بہ دنیا آمد و با صداے اولين گلوله هاي دشمن بعثي ڪه سڪوت مرزها را در هم شڪست و ضدانقلاب ڪوردل جدے تر از هميشہ در خاڪ مقدس ڪردستان، نداے هل من مبارز سر مے داد، آن بزرگوار (ڪہ يڪ ماه پيش از اين حادثہ، بہ عضويت سپاه در آمده بود)، پس از گذشت يڪ هفتہ از جنگ تحميلے، همراه با عهده اے دلاورمردان سپاه عازم ڪردستان شدند تا بہ وظيفہ خود عمل نموده و ڪردستان مظلوم را از لوث وجود اين ياغيان پليد، پاڪ سازند.??
بہ راستے قلم و زبان از بيان ايثارها و مبارزات ايشان ناتوان است. سزاوار است تا صخره هاي هولناك، دره هاي مرگبار ڪردستان و ارتفاعات سر به فلڪ ڪشيد ه و صعب العبور غرب، زبان گشوده، روايت شيرين سردار سرفراز و همرزمان ديگرش را نقل نمايند و سرود حماسه ها و ايثارشان را بسرايند.
ايشان در مدت هشت سال مبارزه خستگے ناپذير در محورهاۍ غرب ڪشور، با مسئوليتهاي متفاوت مانند مسئوليت پرسنلۍستاد غرب، فرماندهے سپاه سقز، فرماندهي سپاه باختران، فرماندهي سپاه پاوه و فرماندهي قرارگاه نصر رمضان، به دفاع از آرمانهاي والاے
جمهورۍ اسلامے ايران پرداخت.❤️?
یک دقیقه مطالعه
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 5ام مرداد, 1396
یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می گفت: تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می گشتم.
از پله های شهرداری می رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟ تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم.
یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت بده فلانی، اتاق فلان.
رفتم و کاغذ را دادم دستش و امضاء را که دید گفت چی می خوای؟
گفتم: کار
گفت: فردا بیا سرکار
باورم نمی شد
فردا رفتم مشغول شدم.
بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد شهردار بود.
چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشست شده بود من جای اون مشغول شدم.
شش ماه بعد رئیس شهرداری استعفاء کرد و رفت جبهه.
بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت:
توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق شهردار کسر و پرداخت می شد. یعنی از حقوق #شهید_باکری
این درخواست خود شهید بود.
✨کجایند مردان بی ادعا
ژن خانوادگی خوب که میگن یعنی چی؟
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 2ام مرداد, 1396
?مصطفی بختی و مجتبی بختی دو تا داداش مشهدی بودند. یکی شون کارت اقامت جعلی به نام جواد رضایی واسه خودش درست کرد. یکی شونم اسم خودشو گذاشت بشیر زمانی. دو تا داداش میخواستن خودشونو افعانستانی جا بزنن که از کشور خارج شن برن سوریه تحت عنوان مجاهدان افغانستانی بجنگن .
?نسبت شون باهم رو پسرخاله معرفی کردند. از خودشون جالبتر مادرشون بود که الکی اومد نقش بازی کرد گفت من افعانستانیام. گفت مادر جواد و خاله بشیر هستم که بتونه بچههاش رو بفرسته سوریه.
?دوتا داداش رفتند تو یه درگیری سنگین تو تدمر تو یه سنگر تو بغل هم شهید شدند. ۲۲ تیر ۹۴ شهید شدند ولی بخاطر مجهول بودن هویت ۱۷ روز طول کشید تا پیکرهاشون پیدا شه و تشییع شون انجام شه. (۸ مرداد ۹۴)
?از دو تا داداش و مادرشون جالبتر دختر کوچولوشون بود که تو تشییع بلندگو رو گرفت گفت “کور خوندید اگر فکر کنید من ناراحتم. خون بابام خانواده ما رو زنده تر کرده تازه اون یکی عموم هم تو صف اعزامه به زودی میاد سر وقت تون."
?#ژن_خوب خانوادگی به این میگن.
✅مردے ڪه بغداد را لرزاند
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 30ام تیر, 1396
سحر گاه روز ۳۰ تیر ماه سال ۱۳۶۱ ڪه لیدرے دسته پرواز را به عهده داشت، به قصد ضربه زدن به شبڪه دفاعے و امنیتےنفوذ ناپذیر مورد ادعاے صدام، با پنج نفر از زبدهترین خلبان نیروے هوایے در حالے ڪه هنوز ستیغ آفتاب ندمیده بود، با ارادهاے پولادین به پالایشگاه الدوره یورش بردند و چندین تن بمب هواپیماهاے خود بر قلب دشمن حاڪمان جنگ افروز عراق ریختند و پس از نمایش قدرت و شڪستن دیوار صوتے در آسمان بغداد، هنگام بازگشت، هواپیماے لیدر مورد اصابت موشڪ دشمن واقع شد و شهید دوران اگر چه اجازه ترڪ هواپیما را به همرزم خلبانش؛ ستوانیڪم منصور ڪاظمیان در عقب ڪابین داد، اما خود به رغم اینڪه مےتوانست با استفاده از چتر نجات سالم فرود آید، صاعقهوار خود و هواپیمایش را بر متجاوزان ڪوبید و بدین ترتیب مانع از برگزارے اجلاس سران غیرمتعهدها به ریاست صدام در بغداد شد.
پس از سالها انتظار در تیرماه ۱۳۸۱ بقایاے پیڪر شهید دوران توسط ڪمیته جستجوےمفقودین به میهن منتقل شد و در پنجم مرداد ۱۳۸۱ طےمراسمے رسمے با حضور مسئولان ڪشورےو لشڪرے، خانواده شهید و بستگان در میدان صبحگاه ستاد نیروےهوایے بر دوش همرزمان خلبانش تشییع شد
شهید محمودرضا بیضائی خطاب به همسر گرامیشان
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 30ام تیر, 1396
?نمیخواهم حرفهای آرمانگرایانه بزنم و یا غیر واقعی صحبت بکنم؛ نه! حقیقتاً در مسیر تحقق وعده بزرگ الهی قرار گرفتهایم. هم من، هم تو.
? بحمدالله خدا را باید بخاطر این شرایط و این توفیق بزرگ شاکر باشیم، نمیدانی بارگاه ملکوتی سه ساله امام حسین (ع) الان هم چقدر غریب است؛ در محل یهودیها، در مجاورت کاخ ملعون معاویه و در محاصره وهابیهای وحشی و آدمکش!
?چه بگویم از اوضاع اینجا؟!
?تاریخ دوباره تکرار شده و این بار ابناء ابوسفیان و آل سفیان بار دیگر آلالله را محاصره کردهاند؛ هم مرقد مطهر خانم زینب کبری و هم مرقد مطهر دردانه اهل بیت، رقیه (سلام الله علیهما)؛ ولی این بار تن به اسارت آلالله نخواهیم داد چرا که به قول امام (ره) مردم ما از مردم زمان رسول الله بهترند.
?واضحتر بگویم؛ نبرد شام، مطلع تحقق وعده آخرالزمانی ظهور است و من و تو دقیقاً در نقطهای ایستادهایم که با لطف خداوند و ائمه اطهار نقشی بر گردنمان نهاده شده است و باید به سرانجام برسانیمش با هم تا بار دیگر شاهد مظلومیت و غربت فرزندان زهرای مرضیه (سلام الله علیها) نباشیم.
میانمار تنهاست
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 29ام تیر, 1396
گویند مرا چو مُرد مادر!
پسرم مادرت خواب نیست. مُرده است!
پسرم از آن سینه شهد مرگ می نوشی.
آنی که می نوشی شیر نیست. شرنگ بی وجدانی دنیائی است که به عشق محتاج است خود نمی داند.
مادرت خواب نیست. آنکه خواب است وجدان بی مقدار مدعیان حقوق بشر است که از پس آروغ های مهوع شان بعد از سر کشیدن گیلاس های شامپاین در ضیافت خریت و کارناوال بهیمیت «خفقان مرگ» می تراود.
پسرم ؛ مادرت خواب نیست. مادرت مُرده است. از بس که شرافت و معرفت و انسانیت مُرده است.
بچه که بودیم به شوق می خواندیم:
گویند مرا چو زاد مادر ـ سینه به دهان گرفتن آموخت.
پسرم حال نوبت توست تا به حزن بخوانی:
گویند مرا چو «مُرد» مادر ـ سینه به دهان گرفتن آموخت.
(کودک مسلمان برمه ای بر بالین مادر)
داریوش سجادی
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 22ام تیر, 1396چگونه به داعش سیلی بزنیم؟
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 19ام خرداد, 1396
با کربلا میتوانیم تمام شیعیان کرهی زمین را متحد کنیم.
با کربلا میتوانیم ایثار راه بیاندازیم.
با کربلا میتوانیم ورزش و راهپیمایی چند میلیونی راه بیاندازیم.
با کربلا میتوانیم دنیا را تکان بدهیم.
با کربلا میتوانیم سیلی به #داعش بزنیم که تا مدتی پیلی پیلی بخورد.
با کربلا میتوانیم افراد ترسو را شجاع کنیم.
با کربلا میتوانیم خیلی کارها را بکنیم.
انرژی هستهای ما کربلاست …
#صلی_الله_علیک_یا_ابا_عبدالله
مدافعان
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 18ام خرداد, 1396
#دل_نوشته
? مهدی محمدی:
دیروز لباس سبز پاسداري دوباره درخشيد.
شنيدم از ١٢ شهيد امروز ٦ نفر پاسدارند.
بيش از ٦ سال است كه اين مردان شريف در صحاري تفتيده عراق و سوريه در حال “كندن كلك” داعش و امثال آنند.
در اين مدت زخم تن فراوان خورده اند ولي ديده ام كه زخم زبان برايشان گران تر بوده است.
فكرش را بكنيد كه اگر در عراق و سوريه يك “دولت تروريستي” سركار آمده بود حالا وضع و حال چگونه بود.
در امريكا و اروپا، وقتي “ترقه” اي در مي شود سياستمداران به پناهگاه مي روند و فرماندهان نظامي پشت سيم خاردار.
در ايران، دیروز، محمد پاكپور، فرمانده نيروي زميني سپاه - كه مهارت يگان صابرينش در تروريست زدايي از خاورميانه زبانزد است- خود اسلحه دست گرفت و وسط محوطه پارلمان به نبرد ايستاد.
تصوير او در حالي كه خود سلاح به دست دارد از حافظه تاريخي اين ملت پاك نخواهد شد.
اضافه كنيد مردان دلير وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي را كه در باب آنها جداگانه بايد نوشت.
افتخار به سربازي كه از پي جهاد و شهادت مي دود يك مسئله ملي است.
نمي دانيم؛ شايد باز هم اوباشي بناي شر درست كردن در تهران يا هر جاي ديگر بكنند، اين ملت به آنها كه جانشان كف دستشان است همچنان محتاج خواهد ماند و خواهد باليد.
حوادث امروز چند مساله برای خیلی ها حل خواهد کرد:
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 17ام خرداد, 1396
❌ حالا می فهمند چقدر امنیت خوب است.
❌ حالا می فهمند که دنیای امروز دنیای گفتمان نیست.
❌ حالا می فهمند که کم کردن بودجه دفاعی و نیروهای نظامی و امنیتی، خیانت است.
❌ حالا می فهمند که کار درست را امام ما کرد و به هوادران داعشی صفت منافقین که سال 67 اصرار به هواداری از سازمان داشتند، اجازه زندگی نداد.
❌ حالا می فهمند اتخاذ سیاست"دشمن رو باید چندصد کیلومتر دورتر از خاک کشور درگیر کرد” چقدر منطقی و درست است.
❌ حالا می فهمند که حمایت نظام از حزب الله و حضور در عراق و سوریه، برای این بود که امروز این دلهره، اضطراب و ترس را نداشته باشیم.
❌ حالا می فهمند که شعارهایی نظیر نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و… چقدر خائنانه بود.
❌ حالا می فهمند که تقویت نیروهای حافظ امنیت چقدر مهم و ارزشمند است.
❌ حالا می فهند که شهدای مدافع حرم، چقدر به ما خدمت کرده اند.
❌ حالا می فهمند که اگر مجلس ختم شهدای مدافع حرم بود، باید ادای احترام کنند.
❌ حالا می فهممد که اگر سید علی در این چند سال نبود، برخی ها که خودشان در برابر دشمن شل شده اند، چه بر سر این انقلاب و کشور می آوردند!
شهادت با طعم روزه
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 17ام خرداد, 1396
امروز وطن معنی غم را فهمید
با سایه ی جنگ، متّهم را فهمید
از خواب پرید کشورِ من امّا
معنای مدافع حرم را فهمید