موضوع: "مطلب "

 انجمن حجتیه

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع)

? از گروه هایی اند که از بیش از نیم قرن پیش، در بحث های مهدویت کانون توجه بوده اند. این انجمن در سال ۳۲ ه.ش با هدف مبارزه با بهائیت (که در دستگاه پهلوی هم نفوذ کرده بود) با تلاش شیخ محمود ذاکرزاده تولایی(حلبی) با همکاری جمعی از متدیّنین راه افتاد. وجود بندی در اساسنامه آنان، انقلابیون پیش و پس از انقلاب را بشدت ناراحت کرده بود: “انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت".

? بیشتر افرادی که توسط انجمن از بهائیت برمیگشتند، توبه نامه ای مینوشتند که متون بسیاری از آن در کتابخانه آستان قدس موجود است. پیش از انقلاب تاییدیه هایی از برخی مراجع داشتند که هنوز به آن استناد میکنند. نیروهای تربیت شده آنان به سه دسته تقسیم شدند: برخی مخالف انقلاب، برخی موافق انقلاب، و برخی بی تفاوت. انجمن حجتیه چند ماه قبل از انقلاب (شهریور۵۷) مواضعش در رابطه با سیاست را تغییر داد و با انقلاب همراه شد. پس از انقلاب از سوی برخی رهبران انقلابی، انجمن بعنوان یک عنصر خطرناک معرفی شد.

? مثلا امام خمینی که روزگاری آقای حلبی را تایید میکرد، به تدریج به حرکت انجمن بدبین شد و حمایت خود را قطع کرد. و آنان پس از کش و قوس ها، در سال ۶۲ ه.ش ضمن بیانیه ای، بطور رسمی تعطیلی خود را اعلام کردند. اکنون که حدود ۳۵ سال از انحلال آنان میگذرد، هر از چندی، برخی جناح ها باز از نفوذ انجمن سخن میگویند.

داستان کرامت امام رضابه مناسبت روز زیارتی اقا

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

 وقتی یک زوج جوان آمریکایی به کرامت_شگفت_انگیز امام رضا (علیه السلام) مسلمان و شیعه میشوند (کمی طولانی اما بسیار زیبا و خواندنی) ?آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله) در کتاب «بسوی خودسازی» (ص۲۲۵_۲۳۰) مینویسند:  ? شخصي مورد اطمينان و وثوق برايم نقل كرد كه در مشهد مقدّس و در منزل يكي از دوستان با دو دانشجوي آمريكايي كه زن و شوهر بودند ملاقات كردم. براي آن دو، #داستان_شگفت_آوري رخ داده بود كه به تقاضاي ميزبان آن داستان را براي ما نقل كردند: ? آن دو جوان آمريكايي گفتند: وقتي كه ما در يكي از دانشگاه هاي آمريكا مشغول تحصيل بوديم، پيوسته در خود احساس #خلأ مي كرديم. با اشاره به سينه اش گفت: احساس مي كردم كه اينجا خالي است. سپس خيال كردم كه اين خلأ و كمبود ناشي از غريزه جنسي است و با ازدواج و انتخاب همسر، آن خلأ پر مي گردد. از اين رو، هر دو تصميم گرفتيم كه با همديگر ازدواج كنيم؛ امّا پس از ازدواج نيز آن خلأ پر نشد و كما كان آن كمبود و خلأ را در خود احساس مي كرديم.   ?از اين امر سخت ناراحت گشتم و با اين كه به همسرم علاقه داشتم، در ظاهر تمايلي به او نشان نمي دادم و گاهي حتّي حوصله صحبت كردن با او را هم نداشتم. روزي براي عذرخواهي به او گفتم: اگر گاهي مي نگري كه من حال خاصّي دارم و از شما دوري مي گزينم، خيال نكنيد كه علاقه اي به شما ندارم؛ بلكه اين ناراحتي و افسردگي و احساس خلأ از دوران دانشجويي در من بوده و تاكنون رفع نشده است و هر از چند گاه بدان مبتلا مي گردم. 

ادامه »

داستان کرامت امام رضابه مناسبت روز زیارتی آقا

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

بسم الله

? وقتی یک زوج جوان آمریکایی به #کرامت_شگفت_انگیز امام رضا (علیه السلام) مسلمان و شیعه میشوند (کمی طولانی اما بسیار زیبا و خواندنی)

?آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله) در کتاب «بسوی خودسازی» (ص۲۲۵_۲۳۰) مینویسند: 

? شخصي مورد اطمينان و وثوق برايم نقل كرد كه در مشهد مقدّس و در منزل يكي از دوستان با دو دانشجوي آمريكايي كه زن و شوهر بودند ملاقات كردم. براي آن دو، #داستان_شگفت_آوري رخ داده بود كه به تقاضاي ميزبان آن داستان را براي ما نقل كردند:

? آن دو جوان آمريكايي گفتند: وقتي كه ما در يكي از دانشگاه هاي آمريكا مشغول تحصيل بوديم، پيوسته در خود احساس #خلأ مي كرديم. با اشاره به سينه اش گفت: احساس مي كردم كه اينجا خالي است. سپس خيال كردم كه اين خلأ و كمبود ناشي از غريزه جنسي است و با ازدواج و انتخاب همسر، آن خلأ پر مي گردد. از اين رو، هر دو تصميم گرفتيم كه با همديگر ازدواج كنيم؛ امّا پس از ازدواج نيز آن خلأ پر نشد و كما كان آن كمبود و خلأ را در خود احساس مي كرديم.

 

?از اين امر سخت ناراحت گشتم و با اين كه به همسرم علاقه داشتم، در ظاهر تمايلي به او نشان نمي دادم و گاهي حتّي حوصله صحبت كردن با او را هم نداشتم. روزي براي عذرخواهي به او گفتم: اگر گاهي مي نگري كه من حال خاصّي دارم و از شما دوري مي گزينم، خيال نكنيد كه علاقه اي به شما ندارم؛ بلكه اين ناراحتي و افسردگي و احساس خلأ از دوران دانشجويي در من بوده و تاكنون رفع نشده است و هر از چند گاه بدان مبتلا مي گردم. 

?همسرم گفت: اتّفاقاً من نيز چنين حالتي دارم. پس از آن گفتگو، پي بردم كه احساس خلأ دروني درك مشترك هر دوي ماست، و در نتيجه تصميم گرفتيم كه براي رفع آن چاره اي بينديشيم. در آغاز، بنا گذاشتيم كه بيشتر به #كليسا رفت و آمد داشته باشيم و به مسائل معنوي بپردازيم، شايد آن خلأ برطرف گردد.

? ارتباطمان را با كليسا و مسائل معنوي گسترش داديم و در آن زمينه، كتاب هايي را نيز مطالعه كرديم؛ امّآ آن خلأ و عطش معنوي رفع نشد. چون شنيده بوديم كه در كشورهاي شرقي، به خصوص چين و هندوستان، مذاهبي وجود دارند كه مردم را به رياضت و انجام تمرين هاي ويژه اي براي رسيدن به حقيقت دعوت مي كنند، تصميم گرفتيم كه به آن كشورها سفر كنيم؛ و چون چين، از ديگر كشورهاي شرقي، به آمريكا نزديك تر است ابتدا به #چين سفر كرديم. 

? در چين، از مسؤولان سفارت آمريكا درخواست كرديم كساني را كه در آن كشور در زمينة مسائل معنوي و رياضت كشي سرآمدند به ما معرفي كنند و آن ها شخصي را به ما معرفي كردند كه گفته مي شد رهبر روحانيون مذهبي چين و بزرگترين شخصيت معنوي آن كشور است. با كمک سفارت، موفق شديم نزد او برويم و با راهنمايي و كمك او مدّتي به رياضت مشغول شديم؛ امّا كمبود معنوي و خلأ دروني مان برطرف نگرديد!

? از چين به تبّت رفتيم و در آنجا و در دامنه هاي #كوه_هيماليا معبدهايي بود كه عده اي در آن ها به عبادت و رياضت مي پرداختند. به ما اجازه دادند كه به يكي از معبدها راه يابيم و مدّتي را به رياضت بپردازيم. رياضت هايي كه آنجا متحمل مي شديم بسيار سخت بود، از جمله چهل شب روي تختي كه روي آن ميخ هاي تيزي كوبيده بودند، مي خوابيديم. پس از گذراندن مدّتي در آنجا و انجام رياضت ها و عبادت، باز احساس كرديم خلأ دروني ما كماكان باقي است و رفع نگرديده.

? از آنجا به #هندوستان رفتيم و با مرتاضان زيادي تماس گرفتيم و مدّتي در آنجا به رياضت پرداختيم، امّا نتيجه نگرفتيم و مأيوس گرديديم. 

?بالاخره اين تصور در ما پديد آمد كه اصلاً در عالم حقيقت و واقعيتي نيست كه بتواند خلأ دروني انسان را اشباع كند. نا اميدانه تصميم گرفتيم كه از طريق خاورميانه به اروپا و سپس آمريكا رهسپار گرديم.

?از هندوستان به پاكستان و از طريق افغانستان به ايران آمديم و ابتدا وارد شهر بزرگ #مشهد شديم و آن را شهر عجيبي يافتيم كه نمونة آن را تاكنون مشاهده نكرده بوديم. در وسط شهر ساختماني جالب و با شكوه با #گنبد و #گلدسته_هاي_طلا كه پيوسته انبوهي از مردم به آن رفت و آمد داشتند، ما را به خود جلب كرد!

❓ سؤال كردم: اينجا چه خبر است و اين مردم چه ديني دارند؟

?گفتند: اين مردم مسلمانند و كتاب مذهبي آنان قرآن است و در اين شهر و اين ساختمان يكي از رهبران مذهبي آن ها كه به او امام مي گويند دفن شده است. 

❓پرسيدم: امام كيست و چه مي كند؟

? گفتند: امام انسان كاملي است كه به عالي ترين مراحل كمال انساني رسيده است و او با رسيدن به آن مقام، ديگر مرگي ندارد و پس از رخت بر بستن از دنيا نيز زنده است. چون اين مسلمانان چنين اعتقادي دارند، به زيارت ايشان مي روند و با عرض ادب و احترام حاجت مي خواهند و امام حاجت آن ها را برآورده مي سازد. 

❓گفتم: قسمت هاي برجسته اي از قرآن را براي مانقل كنيد؟

? به ما گفتند: در يكي از آيات قرآن آمده است كه هر چيزي خداوند را تسبيح مي گويد

! (إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ -اسراء ۴۴- )

❗️آن سخنان براي ما معمايي شد كه چطور با اين كه امام آن ها مرده است، باز او را زنده مي دانند و به علاوه، معتقدند كه همه چيز، حتّي كوه ها و درختان، خدا را تسبيح مي گويند؟ باور نكرديم و تصميم گرفتيم براي تماشا وارد آن حرم مشهد رضوي بشويم. 

?بهنگام ورود در صحن، يكي از خادمان كه وسيله اي شبيه چماق با روكش نقره در دست داشت، وقتي متوجه شد ما خارجي هستيم از ورودمان به صحن جلوگيري كرد و گفت: ورود خارجي ممنوع است!?

? گفتم: ما چندين هزار كيلومتر در دنيا سفر كرده ايم و به اماكن گوناگوني وارد شده ايم و هيچ كجا به ما نگفتند كه ورود خارجي ممنوع است، چرا شما از ورود ما جلوگيري مي كنيد؟ قصد ما تنها تماشاي اين محل است و نيّت بدي نداريم. هر چه اصرار كردم فايده اي نبخشيد و از ورود ما جلوگيري كردند و ما با ناراحتي از آنجا دور شديم و در آن حوالي روبروي مسافرخانه اي لب جوي آب نشستيم. 

?من مدّتي به فكر فرو رفتم كه نكند در عالم حقيقتي باشد كه در اينجا نهان است و ما نشناسيم؟ ما كه آن همه زحمت و رياضت را تحمّل كرده و نتيجه اي نگرفته ايم، اگر در اينجا خبري باشد و آنان ما را راه ندادند كه از آن مطلع گرديم، برايمان سخت حسرت آور و رنج آور است كه با آن همه زحمت، تلاش و تحمّل رنج سفر از رسيدن به آن حقيقت محروم بمانيم. بي اختيار گريه ام گرفت و مدّتي گريستم.

⚠️ ناگهان اين فكر به ذهنم خطور كرد كسي كه آنجا مدفون است، يا امام و انسان كامل است و آن ها راست مي گويند، يا دروغ مي گويند و او انسان كامل نيست. اگر آن ها راست بگويند و به واقع او زنده است و بر همه جا احاطه دارد، خودش مي داند كه ما به دنبال چه هدفي اين همه راه آمده ايم و بايد ما را دريابد؛ و اگر آنان دروغ مي گويند، ضرورتي ندارد كه ما به تماشاي آنجا برويم. 

?همين طور كه اشك مي ريختم و خود را تسلّي مي دادم، دست فروشي كه تعدادي آيينه، مهر و تسبيح در دست داشت نزدم آمد و به انگليسي و با لهجة شهر خودمان گفت: چرا ناراحتي؟ سر بلند كردم و جريان را براي او گفتم كه ما براي كشف حقيقت به چندين كشور سفر كرده ايم و سال ها رياضت كشيده ايم و اكنون كه به اينجا آمده ايم، به حرم راهمان نمي دهند. 

?او گفت: ناراحت نباش، برو، راهتان مي دهند. 

✨گفتم: الآن ما به آنجا رفتيم و راهمان ندادند. 

✨گفت: آن وقت اجازه نداشتند!

?من در آن لحظه، فكر نكردم كه چطور آن دست فروش به انگليسي آن هم به لهجة محلي با من حرف زد و از كجا خبر داشت كه قبلاً خادمان حرم اجازه نداشتند كه ما را راه دهند و اكنون اجازه دارند؛ و چرا من راز دلم را براي او گفتم. بالاخره به طرف حرم راه افتاديم و وقتي به در صحن رسيديم، خادم مانع ورود ما نشد. پيش خود گفتم، شايد ما را نديده، برگشتيم و به او نگاه كرديم؛ اما او عكس العملي نشان نداد!!?

? وارد صحن شديم و به راهرويي رسيديم كه جمعيّت انبوهي از آنجا وارد حرم مي شدند، ما نيز همراه جمعيّت وارد راهرو شديم. فشار جمعيّت ما را از اين سو به آن سو مي كشاند، تا اين كه به درب ورودی ضریح حرم رسيدم و گرچه فشار جمعيّت زياد بود، امّا ناگهان من احساس كردم كه اطرافم خالي است و هر چه جلو رفتم، پيرامونم خلوت تر مي شد و بدون مزاحمت، ناراحتي و فشار جمعيّت به پنجره هاي ضريح مقدّس رسيدم . 

?مشاهده كردم كه در درون ضريح شخصي ايستاده. بي اختيار تعظيم و سلام كردم، آن حضرت با لبخند جواب سلام مرا دادند و فرمودند: چه مي خواهي؟ من هر چه قبلاً در ذهنم بود، يك باره از ذهنم رفت و هر چه خواستم بگويم كه چه مي خواهم، چيزي به ذهنم نيامد؛ فقط يك مطلب به ذهنم آمد كه در محضر حضرت گفتم و آن اين بود كه من شنيده ام در قرآن نوشته شده همة موجودات خدا را تسبيح مي گويند. وقتي آن مطلب را عرض كردم، فرمودند: به تو نشان مي دهم.

 ✨بعد بي اختيار راه افتادم که از محیط ضریح بيرون بیایم و باز احساس كردم كه پيرامون من خلوت است و كسي مزاحم من نمي شود. 

✨از حضرت خداحافظي كردم و از محیط ضریح خارج شدم، امّا مبهوت شده بودم.

? وقتي به صحن حرم وارد گرديدم، حالتي به من دست داد كه مي شنيدم هر آنچه پيرامون من هست، از در و ديوار و درخت و زمين و آسمان، #تسبيح_ميگويند! با مشاهده ی اين صحنه، ديگر چيز نفهميدم و بي هوش بر روي زمين افتادم.

✨ پس از به هوش آمدن، خود را در اتاقي و بر روي تختي ديدم كه عده اي آب به صورتم مي ريختند تا به هوش آيم.

? پس از آن واقعه، من متوجه شدم كه در عالم حقيقتي وجود دارد و آن حقيقت در اينجاست و انسان مي تواند به مقامي برسد كه مرگ و زندگي براي او يكسان باشد و او مرگ نداشته باشد و هم چنين پي بردم كه قرآن راست مي گويد كه همه چيز تسبيح گوي خداست. 

?[ بیان آیت الله مصباح در ادامه ی نقل این واقعه مینویسند: ] نكته ی جالب در داستان فوق اين است كه با آن رخداد خارق العاده همه ی حقايق از طريق شهود براي آن جوان ثابت شد. مسلّماً از طريق برهان و بررسي هاي علمي فرصت زيادي لازم بود كه او به همة حقايق واقف گردد؛ چون وقتي خواهان شناخت خدا مي شد، بايد مدّتي را براي اثبات وجود خدا صرف مي كرد و پس از آن، نوبت به اثبات نبوّت و پس از آن اثبات امامت و ساير مسائل مي رسيد. امّا با يک حادثه، همه چيز براي او ثابت شد:

? او [مستقیماً فقط] با شناخت امام هشتم (عليه السّلام) و حقّانيّت ايشان، حقّانيّت شيعه و معتقدات آنان را نيز شناخت و دريافت كه امام مرگ ندارد و مرگ ظاهري معصوم تأثيري در رفتار و تداوم فعاليّت ها و تصرفات تكويني و معنوي ايشان ندارد. هم چنين حقّانيت قرآن و ساير مقدّسات و اصول مذهبي و ديني ما براي او ثابت شد.

?خداوند متعال میفرماید: «الذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» «كسانى كه در راه ما تلاش ‏كنند، قطعاً ما آنها را به راههاى خويش هدايتشان مى‏كنيم‏» (عنكبوت، آيه ۶۹).

?

✨صل الله علیک یا ابالحسن

✨السلام علیکَ یا اَنیسَ النُّفوس

 بیست و سوم ذی‌القعده روز زیارتی امام رضا علیه‌السلام

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

​ سیدبن‌طاووس در کتاب اقبال‌الاعمال می‌نویسد: «در برخی از کتب اصحاب دیدم که زیارت امام رضا علیه‌السلام، از دور یا نزدیک در روز بیست‌وسوم ذی‌القعده مستحب است».

 صلوات خاصه امام رضا علیه‌السلام:

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلَاةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.

ثواب بوسیــدن پای مـادر

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

پیامبر(ص) فرمود:

«کسی که پای مادرش را ببوسد؛مثل این است که آستانه کعبه را بوسیده است».

(گنجینه جواهر??)

و نیز فرمود:«هر کس پیشانی مادر خود را ببوسد،از آتش جهنم محفوظ خواهد ماند».

(نهج الفصاحة??)

✨?✨روزی مردی نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد:من تمام گناهان را انجام داده ام،ایا راه توبه برای من هست؟ فرمود:ایا پدر و مادرت زنده اند؟گفت:تنها پدرم زنده است. فرمود:به پدر خود احترام و نیکی کن؛تا خداوند تو را ببخشد. وقتی که آن مرد رفت،حضرت به اطرافیانش فرمود:«ای کاش مادرش زنده بود».(بحارالانوار، ج 71??)✨?✨

?حضرت محمد(ص) فرمودند:

همانگونه که دعای پیامبران در مورد امت خودشان مستجاب است، دعای پدران نیز در حق فرزندانشان مستجاب است».

(نهج الفصاحه)

گناهکاران جز به فضل من پناهی ندارند

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

​روزی حضرت موسی ( علیه السلام ) در کوه طور ، به هنگام مناجات عرض کرد : ای پروردگار جهانیان !

جواب آمد : لبیک!

سپس عرض کرد : ای پروردگار اطاعت کنندگان!

جواب آمد :‌لبیک!

سپس عرض کرد :‌ای پروردگار گناه کاران !

موسی علیه السلام شنید :لبیک، لبیک ، لبیک!

حضرت گفت : خدایا به بهترین اسمی صدایت زدم ، یکبار جواب دادی ؛ اما تا گفتم : ای خدای گناهکاران ، سه مرتبه جواب دادی. ؟

خداوند فرمود : ای موسی ! عارفان به معرفت خود و نیکوکاران به کار خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند ؛ اما  گناهکاران جز به فضل من پناهی ندارند اگر من هم آنها را از درگاه خود ناامبد گردانم به درگاه چه کسی پناهنده شوند .

? منبع : قصص التوابین ?

مراقبه روزانه

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

? دروغ نابود کننده اطمینان دیگران?

زندگی در جامعه بر اساس نوعی اعتماد دوجانبه استوار است

?#دروغ به این اعتماد لطمه میزند

?موجب اختلال در روابط بین افراد میشود

?بدبینی را پدید می آورد

?همچنین با افشا شدن دروغ ابروی دروغگو نیز ریخته میشود

حضرت علی علیه السلام میفرمایند:

“از دوستی با #دروغگو بپرهیز که او همچون سراب??? است دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را دور میسازد.”

⛔️⛔️حواسمون باشه كه تا پايان امروز هيچ #دروغي نگيم كه باعث نشه?? علاوه بر گرفتاري به عذاب اخروى اعتماد و #اطمينان مردم رو هم از دست بديم و رابطه موفق با مردم در جامعه نداشته باشيم

پیشوایی محمد (ص)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

? از درختی میوۀ شیرین ظاهر می شود، اگر چه آن میوه جزو او بود حق تعالی آن جزو را بر کل گزید و ممتاز کرد که در وی حلاوتی نهاد که درآن باقی ننهاد، که بواسطه آن، آن جزو را بر کل رجحان یافت و لباب (گزیده) و مقصود درخت شد، کقوله تعالی، بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ ([منکران] از آمدن رسولی که آنها را اندرز دهد به شگفت آمده– ق -2).

?شخصی می گفت که مرا حالتی هست که محمد (ص) و ملک مقرّب آنجا نمی گنجد. شیخ فرمود که: عجب؛ بنده را حالتی باشد که محمد در وی نگنجد، محمد را حالتی نباشد که چون تو گنده بغل آنجا نگنجد.

?مسخرۀ می خواست که پادشاه را به طبع آورد؛ و هر کسی به وی چیزی پذیرفتند که پادشاه عظیم رنجیده بود. بر لب جوی پادشاه سیران (سِیر) می کرد خشمگین، مسخره از طرفی دیگر پهلوی پادشاه سیران می کرد. بهیچ وجه پادشاه در مسخره نظر نمی کرد، در آب نظر می کرد. مسخره عاجز شد گفت: ای پادشاه، در آن آب چه می بینی که چندین نظر می کنی؟ گفت: قلبتانی (واسطه امور شهوانی) را می بینم. گفت: بنده نیز کور نیست.

?اکنون چون تو را وقتی باشد که محمد نگنجد؟ عجب، محمد را آن حالت نباشد که چون او گنده بغلی، در نگنجد. آخر این قدر و حالتی که یافته ای از برکت اوست و تأثیر اوست، زیرا اول جمله عطاها را بر او می ریزند، آنگه از او به دیگران بخش شود، سنت چون چنین است. حق تعالی فرمود که: اَلسَلَامُ عَلَیکَ اَیُهَا النَبِیُ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ، جمله نثارها را بر تو ریختم. او گفت که: وَ عَلی عِبادِاللهِ الصِالِحِینَ.

? #فیه_ما_فیه ،  جلال الدین محمد بلخی 

سیری در احوال بزرگان

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

​قسمت اول :

عاشقی راه و رسم مخصوص بخود دارد

که خودبخود از وجود عاشق بروز میکند بدون اینکه کسی حتی به او گفته باشد

?مرحوم عباس رحمان نژاد

مرحوم رحمان نژاد در سال ۴۹ شمسی در یک خانواده مذهبی بدنیا آمد

مادرشان میگفتند: وقتی پسرم را حامله بودم

یک شب خواب دیدم بر سرسفره با شکوهی نشسته ام

در باز شد و خانم چادرمشکی قدبلندی وارد شدند

در حالیکه قنداقه سفید و کوچک نوزادی را بدستم میدادند

فرمودند: بگیر این عباس مرا

ایشان از کودکی تمایلات معنوی بسیاری داشت

روحیه اش به طرف مسائل عبادی کشش داشت

و همراه پدرشان در مجالس قرائت قرآن شرکت کرده وقرآن تلاوت مینمود

در شبهای ماه رمضان نزد پدر و مادر خود التماس میکرد که برای صرف سحری بیدارش کنند تا بتواند روزه کامل بگیرد

او معتقد بود

شیعه در هر کاری که وظیفه اش هست باید بهترین باشد

لذا به اخذ مدرک مهندسی با رتبه اول در دانشگاه  سمنان موفق شد

و به وطنش کرمان بازگشت…..

ادامه دارد

مجمع ریش سفیدان!

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

?سرانجام پس از چند ماه انتظار و حرف و حدیث ها، ترکیب جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام مشخص شد. ترکیبی که در مجموع توازن سیاسی و اجتماعی در آن همچنان رعایت شده است و این یعنی رهبری انقلاب اسلامی همچنان معتقد به حضور تمام ظرفیت سیاسی و اجتماعی نظام در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. بر خلاف تمام شایعات قبل نه محمود احمدی نژاد حذف شد و نه علی اکبر ناطق نوری. حجت الاسلام ابراهیم رئیسی و محمد باقر قالیباف و سید محمد صدر و آیت الله مجتهد شبستری هم اضافه شدند که هر کدام از این افراد در سال های اخیر مواضع سیاسی جالبی داشته اند. رئیسی معاون اول سابق قوه قضائیه و رئیس کنونی آستان قدس رضوی و محمد باقر قالیباف شهردار کنونی تهران و هر دو نفر کاندیدای انتخابات سال 96، محمد صدر هم از بنیانگذاران حزب مشارکت ایران اسلامی است و از معتمدین سید محمد خاتمی. مجتهد شبستری هم امام جمعه سابق تبریز و نماینده سابق رهبری در استان آذربایجان شرقی.

?در راس همه آیت الله هاشمی شاهرودی است که به ریاست مجمع رسیده است و دوباره به متن مسائل سیاسی ایران پس از سال 88 بازگشته است.

?هاشمی شاهرودی می تواند جانشین خوبی برای هاشمی رفسنجانی باشد، همان طور که سال 93 هم یکی از گزینه های هاشمی رفسنجانی برای ریاست خبرگان رهبری هاشمی شاهرودی بود که البته در دقیقه آخر کنار کشید!

?مجمع تشخیص در دوره جدید تغییرات زیادی از نظر ساختاری می کند. مرکز تحقیقات استراتژیک که از یادگارهای دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بود حذف می شود و برخی معاونت ها و … نیز ادغام می شود.

?به هر حال با ترکیب جدید مجمع تشخیص توازن سیاسی تا حدی حفظ شد اما تغییرات ساختاری جدیدی رقم خواهد خورد در این مجمع ریش سفیدان و پارکینگ مدیران باسابقه نظام جمهوری اسلامی ایران!

مناجات مهدویِ امیر المومنین

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

? کمیل می گوید: حضرت علی دستم را گرفت و به بیرون شهر کوفه بُرد، وقتی به صحرا و طبیعت صاف رسید، آهی عمیق و سرد و پُر درد کشید و فرمود:

? خداوندا، هیچ گاه زمین خالی نمی ماند از کسی که “به دلیل و حجت، دین خدا را برپا دارد” حال یا آشکار و مشهور، یا ترسان و پنهان، تا حجت ها و دلیل های روشن خدا باطل نشده و از بین نرود. اینان چه تعدادند و کجایند؟ به خدا سوگند که شمار آنان اندک ولی نزد خدا منزلت والا دارند و بسیار بزرگوارند که خدا به وسیله آنان حجت ها و نشانه های خود را حفظ می کند…

? در دنیا با بدنهایی زندگی می کنند که روح هایشان به جهان بالا پیوند خورده، آنان جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگانِ به سوی دینِ خدا هستند. آه و افسوس! چه سخت شوق دیدارشان دارم، ای کمیل…

? نهج البلاغه حکمت ۱۳

معرفت امام، لازمه ی همراهی...

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

? روزی امام باقر در مسجد الحرام به ابوبصیر فرمودند: از کسانی که می آیند و عبور میکنند بپرس که آیا محمد بن علی را ندیده اند؟ ابوبصیر اطاعت کرد و شروع به پرسیدن نمود اما جواب همه منفی بود! تا اینکه ابوهارون که شخصی نابینا بود نزدیک شد، حضرت فرمودند: از او هم سئوال کن، هنگامی که ابوبصیر از ابوهارون سئوال کرد، او در جواب گفت: «این آقا در کنار توست»

? آری! اگر انسان بخواهد به معرفت نورانی دست پیدا کند تا به واسطه ی این معرفت، امام در جانش ظهور کند و سرپرستی و ولایتش را در وجود خود احساس کند، باید خود را تسلیم ولیّ خدا نماید، تا تسلیم نباشیم خدا تطهیرمان نمیکند. یکی از وسایل مهم تطهیر انسان، بَلایا و امتحاناتِ خداست.

? از فرات تا فرات، ج۱، ص۲۱

آیا امام زمان، دین جدیدی می آورند؟

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

 جواب: قرآن، آخرین کتابِ خدا و اسلام، پایان بخشِ همه ادیان آسمانیست و حضرت محمد(ص) آخرین پیامبر خداست. پس از ایشان، امامان مُفسّر دین بودند. در زمان خُلَفا و حُکّام ظلم، خیلی از مسائل عمل نشد و برخی را نیز تغییر دادند و اهل بیت یا بر اساس تقیّه سکوت کردند یا موفق به دفاع از اصل اسلام نشدند. بعد از غیبت امام زمان نیز خیلی از مسائل اسلامی مُبهم ماند و هر یک از عُلَما برداشت متفاوتی از احکام داشت. درحالیکه واقعیت یکیست و با وجود حضرت، اختلافات رفع میشود.

? منظور از آیین جدید در روایات این است که حضرت تحریفات و نظرهای باطل را کنار میگذارند و بدعت ها را باطل میکنند و احکام اصلی اسلام را بدون سهل انگاری اجرا مینمایند. که این موضوع برای مردم که از اصل اسلام فاصله گرفته اند، تازگی دارد ولی این دین، جدید نیست.

لطف مقرّب و اثبات وجود امام

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

? لطف مقرّب یعنی: کاری از طرف خدا برای انسانها، که ما را به سوی انجام تکالیف ترغیب، و از سرکشی دور می‌کند. علامه حلی می‌گوید: «لطف مقرّب خدا» آن اموری است که قدرت و اختیار را از ما نمی‌گیرد، ولی در نزدیک کردن ما به بندگی و دور کردن ما از معصیت، مؤثر است. [کشف المراد، ص۳۲۴]

روش_استدلال:

? برای رسیدن به هدف خدای حکیم از خلقت انسان (یعنی کمال)، برنامه و تکالیفی وجود دارد که خدا هر زمینه‌ای برای انجام آن تکالیف لازم باشد را فراهم ‌می‌نماید؛ هر آنچه که موجب روشنگری و ترغیب انسانها برای عمل به آن برنامه باشد.

❄️ «نصب و معرفی امام و راهنمایی الهی» از نمونه های روشن لطف مقرّب خدا به ما انسانهاست

اگر به جای مردم کوفه بودیم چه میکردیم؟

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

​?  چه عواملی باعث شد که کوفیان امامشان را یاری نکنند و در مقابلش بایستند؟ دلایل زیادی دارد: یکی از آنها دلبستگی به دنیا است: دلبستگی به مغازه، فرزند، پول، خانه، ماشین و… اینها مانع یاری کردنِ امام زمان است.

? حضرت که بیایند، بگویند به جنگ بروید، اگر وابستگی داشته باشید ترمز میکنید. نمیتونید جلو بِرید. برعکسِ شهدا.

? شهید احمد کاظمی میگوید: شهید حسین خرازی پیشم آمد و گفت: من در این عملیات شهید میشوم. گفتم: از کجا میدانی؟ مگر علم غیب داری؟ گفت: نه، ولی مطمئنم. چند عملیات قبل، یک خمپاره کنار من خورد. به آسمان رفتم. فرشته ای دیدم که اسم های شهدا را مینویسد. تمام اسم ها را میخواند و میگفت وارد شوید.

? به من رسید گفت حاضری شهید بشی و بهشت بری؟ یه لحظه زمین رو دیدم گفتم: ” یک بار دیگر برگردم بچه و همسرم را ببینم، خوب میشود. تا این در ذهنم آمد زمین خوردم. چشم باز کردم دیدم دستم قطع شده و در بیمارستانم. اما دیگر وابستگی ندارم. اگر بالا بروم به زمین نگاه نمیکنم” ?گاهی ما بخاطر وابستگی هایمان، از دین کوتاه می آییم.

 پاسخ جالب آیت‌الله‌العظمی بروجردی به سؤال طلاب

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

?آیه؛  ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ/ ذاريات- 56

من جنس و انس را نيافريدم جز براي اين‌كه عبادتم كنند

حکایت؛ مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی یک روز سر درس فرمود: یک عده از طلاب و مبلغین اسلامی مرتب سؤالی از من می‌کنند، امروز می‌خواهم جواب دهم، سؤال می‌کنند ما چه وقت به مقصد می‌رسیم؟ ‌از وقتی‌که طلبه می‌شویم تا چه زمانی باید تلاش و کوشش کنیم تا به نتیجه و مقصد برسیم؟‌ و از کجا بفهمیم که به مقصد رسیده‌ایم یا نه؟

‌مرحوم حضرت آیت‌الله بروجردی در پاسخ فرمودند: همه محصلین علوم دینی و همه مبلغین و مروجین شریعت نبوی، باید بدانند اگر برای دنیا و رسیدن به زخارف مادی دنیا به حوزه و سلک روحانیت آمده‌اند، هیچ‌گاه به مقصد نمی‌رسند و از اول اشتباه آمده‌اند و باید تغییر مسیر دهند. این راه، راهی نیست که انسان را به #مادیات دنیا برساند، مادیات هم انسان را به رشد و پیشرفت واقعی نمی‌رساند؛ اما اگر برای #بندگی و عبودیت خدا و انجام‌ وظیفه به این مسیر آمده‌اند بدانند از روز اول که واردشده‌اند، به مقصد رسیده‌اند و هر روزی که می‌گذرد در #مقصد سپری می‌شود.۱

روزها فکر من این است و همه‌شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم ۲

۱. با اقتباس و ویراست از پورتال اطلاع‌رسانی آیةالله‌ العظمی بروجردی‌

فوتبال با جماعت "دانشمند کُش" و "داعش پناه"؟! 

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

می‌گویند: #فوتبال، سیاسی نیست!

کاش نبود. کاش علم هم سیاسی نبود؛ اقتصاد هم سیاسی نبود؛ فناوری هم سیاسی نبود…

کاش داروی سرطان بچه‌های محک هم سیاسی نبود…

اگر #سینما هم سیاسی نبود خیلی خوب بود؛ آنوقت فیلم کم‌ارزش ” #آرگو” به خاطر ایران هراسی‌اش، سه اسکار نمی‌گرفت و اسمش از کاخ سفید خوانده نمی‌شد…

کاری ندارم که شجاعی و “حاج‌صفی” به تیم ملی دعوت خواهند شد یا نه؛ اما می‌دانم اگر “عقیده دینی” باقی نمانده، لااقل هنوز #غیرت ملی هست تا بپرسد: آیا این پیراهن مقدس وطن، لایق کسانی هست که با نماینده رژیمی بازی کردند که “مجروحان #داعش وحشی را در بیمارستان هایش مداوا و دوباره رهسپارِ سر بریدن #حججی و تیرباران تیموری می‌کند"؟

و اگر “لوطی‌گری” ته کشیده، حتماً هنوز “عِرقی به #وطن مانده، تا جماعتی که “دانشمند بی‌دفاع ایرانی را، بی‌هوا، کف خیابان، جلوی چشم همسرش ترور می‌کنند” را شایسته رودررو شدن در میدان ورزش نداند…. که این میدان، از آنِ جوانمردان است

و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَیّ مَنقَلَبٍ ینقَلِبون

?سید علیرضا حسینی‌عارف

اهمیت نماز

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

➖ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ، ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ، ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺑﻪ ﺯﺭﺍﺭﻩ، ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺮﺣﻤﺔ: ﺳﺴﺘﻰ ﻣﻜﻦ ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻧﻤﺎﺯﺕ، ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﻡ وفاتش: “ﻧﻴﺴﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺧﻔﻴﻒ ﺷﻤﺎﺭﺩ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﺭﺍ، ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﻴﺎﺷﺎﻣﺪ ﻣﺴﻜﺮﻯ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻗﺴﻢ ﻛﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻧﺰﺩ ﺣﻮﺽ. “ 

➖ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ. ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻧﻘﻄﺎﻉ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﻭ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺗﺤﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺁﻥ ﺳﺮﻭﺭ ﭼﻪ ﻣﺼﻴﺒﺖ ﻋﻈﻴﻤﻰ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺣﺮﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺁﻥ ﺳﺮﻭﺭ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻭ ﭼﻪ ﺧﺬﻟﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺍﺳﺖ. ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻜﻦ ﻛﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻛﺴﻰ ﺭﻭﻯ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ ﻭ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ. ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻣﻠﺎﺣﻈﻪ ﻛﻦ ﻣﻘﺪﻡ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺮ ﺍﻣﺮ ﺟﺰﺋﻰ، ﺑﻠﻜﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻴﺎﻟﻰ، ﺭﺍ ﺑﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﻛﻪ ﻗﺮﺓ ﺍﻟﻌﻴﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻫﻤﺎﻝ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺬﺭ ﻭ ﺣﻔﻆ ﻧﻨﻤﻮﺩﻥ ﺣﺪﻭﺩ ﺁﻥ، ﺁﻳﺎ ﺗﻬﺎﻭﻥ ﻭ ﺍﺳﺘﺨﻔﺎﻑ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﻧﻴﺴﺖ؟ ﺍﮔﺮ ﻫﺴﺖ، ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﻭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﺋﻤﻪ ﺍﻃﻬﺎﺭ، ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ، ﺍﺯ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺎﻳﻞ ﻧﺸﻮﻯ. ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻣﻠﺎﺣﻈﻪ ﻧﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﻣﺎﻳﻠﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻣﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﺑﺎﺷﻰ، ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﻤﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻭﺩﻳﻌﻪ ﺍﻟﻬﻴﻪ ﺭﺍ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ، ﻭ ﺍﻟﺎ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﻧﻰ. ﺧﺪﺍﻯ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﻭ ﺍﻭﻟﻴﺎ ﺍﻭ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯﻧﺪ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻴﻢ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻧﺪﺍﺩﻯ، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﺮﻙ ﺁﻥ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺮﻙ ﺑﻪ ﺟﺤﻮﺩ ﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﺕ ﻳﻜﺴﺮﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻘﺎﻭﺕ ﺍﺑﺪﻯ ﻭ ﻫﻠﺎﻛﺖ ﺩﺍﺋﻤﻰ ﺭﺳﻰ. 

? #چهل_حدیث ، امام خمینی (ره)

مراقبه روزانه

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

دروغ سرچشمه همه گناهان

این واقعیت هم در قران و هم احادیث آمده است

روزی از پیامبر پرسیدند

 آیا مومن ممکن است ترسو باشد؟؟؟

فرمودند : آرى 

باز پرسیدند آیا ممکن است مومن بخیل باشد ؟؟؟

فرمودند: آرى

 پرسیدند آیا ممکن است مومن کذاب و #دروغگو باشد؟؟؟؟

فرمودند: نه✖️✖️

دروغ از نشانه های نفاق است و نفاق و ایمان ناسازگار است

بنابر این امیر المومنین فرموده اند : بندگان مزه ایمان را نمیچشند مگر با ترک #دروغ

?پس حواسمون باشه كه  تا پايان امروز هيچ #دروغى نگيم 

تا منافق نباشيم و مومن واقعى باشيم انسان #دروغ_گو نميتواند ادعاى ايمان كند❌

  و به حديث اميرالمومنين #لبيك ميگيم 

و #دروغ را تا پايان #چهله  ترك ميكنيم تا مزه ايمان را ان شاالله بچشيم

آیه_جالبی_که_پروفسوری_را_مسلمان_کرد

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 23ام مرداد, 1396

پروفسور موریس بوکای فرانسوی در سال 1981 ، مسئول بررسی بدن مویایی شده یکی از فراعنه مصر بود که در حین مطالعات متوجه شد ، علت مرگ این فرعون، غرق شدن در آب بوده است … اما یک چیز درست از آب در نمیآمد و آن این بود که این جسد از باقی اجساد سالمتر بود ، در حالیکه اگر کسی در آب غرق شود ، هرگز بدنش سالمتر نباید باشد …
?مدتی مطالعه کرد تا متوجه شد مسلمانان طبق قرآن معتقدند ، فرعونی غرق شده و جسدش از بین نرفته است …
? این آیه باعث شد لرزه بر اندام آقای موریس بیافتد که خوب میدانست فقط 200 سال است که بدن مومیایی فراعنه کشف شده است و چند هزار سال مخفی بوده است : 
? فالیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک ءایه و ان کثیرا من الناس عن ءایتنا لغفلون/92-یونس

?پس امروز بدن و جسد(بی جان تو را ) از امواج رهایی می بخشیم به این دلیل که برای آیندگان نشانه ای از سرانجام گناه باشی تا افراد ظالم از تو عبرت گرفته و دست از ستم خود بکشند و افراد مومن برا ایمانشان افزوده شود و با اراده محکم تری براساس اعتقادات خویش عمل کنند، اما بسیاری از مردم از آیات و نشانه های ما غافلند.
✅ آقای موریس با همین آیه ، اسلام آورد! و اعتقاد داشت قرآن از منبع الهی است چون از حقایق علمی صحیحی برخوردار است.

مراقبه روزانه

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 23ام مرداد, 1396

از امروز چله ترک گناه دروغ رو با هم شروع میکنیم…

امیدواریم خداوند متعال یاریمون کنه

#دروغ با گناهای دیگه خیلی فرق داره و اون اینه که مثل باتلاق میمونه .

اگه یه #دروغ بگی مجبوری دومیشم بگی و به همین ترتیب بعدیاش پشت سر هم ، و آدم رو به اوج گناه میکشه چون بهش عادت میکنیم و برامون عادی میشه و بدترین گناه گناهیه که اونو سبک بشمری ……

بنابرین ترک چنین گناهی نیازمند عزمی استوار است و این عزم را میتوان از طریق چله ترک گناه بدست آورد

از امروز بر آنیم تا چله ترک گناه دروغ را شروع کنیم 

انشاءالله 

در قسمت هاي بعدي با اثار و مضرات اين گناه آشنا خواهيم شد 

همراهمون باشيد