موضوع: "معصومین"

 بیست و سوم ذی‌القعده روز زیارتی امام رضا علیه‌السلام

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

​ سیدبن‌طاووس در کتاب اقبال‌الاعمال می‌نویسد: «در برخی از کتب اصحاب دیدم که زیارت امام رضا علیه‌السلام، از دور یا نزدیک در روز بیست‌وسوم ذی‌القعده مستحب است».

 صلوات خاصه امام رضا علیه‌السلام:

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلَاةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.

معرفت امام، لازمه ی همراهی...

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

? روزی امام باقر در مسجد الحرام به ابوبصیر فرمودند: از کسانی که می آیند و عبور میکنند بپرس که آیا محمد بن علی را ندیده اند؟ ابوبصیر اطاعت کرد و شروع به پرسیدن نمود اما جواب همه منفی بود! تا اینکه ابوهارون که شخصی نابینا بود نزدیک شد، حضرت فرمودند: از او هم سئوال کن، هنگامی که ابوبصیر از ابوهارون سئوال کرد، او در جواب گفت: «این آقا در کنار توست»

? آری! اگر انسان بخواهد به معرفت نورانی دست پیدا کند تا به واسطه ی این معرفت، امام در جانش ظهور کند و سرپرستی و ولایتش را در وجود خود احساس کند، باید خود را تسلیم ولیّ خدا نماید، تا تسلیم نباشیم خدا تطهیرمان نمیکند. یکی از وسایل مهم تطهیر انسان، بَلایا و امتحاناتِ خداست.

? از فرات تا فرات، ج۱، ص۲۱

اهمیت نماز

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

➖ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ، ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ، ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺑﻪ ﺯﺭﺍﺭﻩ، ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺮﺣﻤﺔ: ﺳﺴﺘﻰ ﻣﻜﻦ ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻧﻤﺎﺯﺕ، ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﻡ وفاتش: “ﻧﻴﺴﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺧﻔﻴﻒ ﺷﻤﺎﺭﺩ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﺭﺍ، ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﻴﺎﺷﺎﻣﺪ ﻣﺴﻜﺮﻯ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻗﺴﻢ ﻛﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻧﺰﺩ ﺣﻮﺽ. “ 

➖ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ. ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻧﻘﻄﺎﻉ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﻭ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺗﺤﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺁﻥ ﺳﺮﻭﺭ ﭼﻪ ﻣﺼﻴﺒﺖ ﻋﻈﻴﻤﻰ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺣﺮﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺁﻥ ﺳﺮﻭﺭ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻭ ﭼﻪ ﺧﺬﻟﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺍﺳﺖ. ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻜﻦ ﻛﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻛﺴﻰ ﺭﻭﻯ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ ﻭ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ. ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻣﻠﺎﺣﻈﻪ ﻛﻦ ﻣﻘﺪﻡ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺮ ﺍﻣﺮ ﺟﺰﺋﻰ، ﺑﻠﻜﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻴﺎﻟﻰ، ﺭﺍ ﺑﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﻛﻪ ﻗﺮﺓ ﺍﻟﻌﻴﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻫﻤﺎﻝ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺬﺭ ﻭ ﺣﻔﻆ ﻧﻨﻤﻮﺩﻥ ﺣﺪﻭﺩ ﺁﻥ، ﺁﻳﺎ ﺗﻬﺎﻭﻥ ﻭ ﺍﺳﺘﺨﻔﺎﻑ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﻧﻴﺴﺖ؟ ﺍﮔﺮ ﻫﺴﺖ، ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﻭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﺋﻤﻪ ﺍﻃﻬﺎﺭ، ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ، ﺍﺯ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺎﻳﻞ ﻧﺸﻮﻯ. ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻣﻠﺎﺣﻈﻪ ﻧﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﻣﺎﻳﻠﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻣﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ، ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﺑﺎﺷﻰ، ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﻤﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻭﺩﻳﻌﻪ ﺍﻟﻬﻴﻪ ﺭﺍ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ، ﻭ ﺍﻟﺎ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﻧﻰ. ﺧﺪﺍﻯ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﻭ ﺍﻭﻟﻴﺎ ﺍﻭ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯﻧﺪ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻴﻢ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻧﺪﺍﺩﻯ، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﺮﻙ ﺁﻥ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺮﻙ ﺑﻪ ﺟﺤﻮﺩ ﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﺕ ﻳﻜﺴﺮﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻘﺎﻭﺕ ﺍﺑﺪﻯ ﻭ ﻫﻠﺎﻛﺖ ﺩﺍﺋﻤﻰ ﺭﺳﻰ. 

? #چهل_حدیث ، امام خمینی (ره)

ازدواج فاطمه (س)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 24ام مرداد, 1396

وقتی فاطمه (س) به سن ازدواج رسید، بعضی از صحابه رسول خدا (ص) و افراد مشهور و ثروتمند از او خواستگاری کردند، اما رسول خدا (ص) در جواب همه آن افراد می فرمود:

امر از ادواج فاطمه به اراده و فرمان پروردگارش وابسته است و من در این زمینه منتظر فرمان پروردگار هستم. تا این که یک روز علی (ع) طبق پیشنهاد بعضی از اصحاب به خانه رسول خدا (ص) رفت. از آمدن علی (ع) در آن ساعت و بعضی صحبت های مقدماتی او، در مورد زندگی و سوابق خودش رسول خدا (ص) متوجه منظور او شد، اگر چه حیا و رعایت ادب خاص در مورد رسول خدا مانع می شد که او صراحتاً منظور خود را بیان کند.

رسول خدا (ص) فرمود یا علی گو این که به خواستگاری فاطمه (س) آمده ای! علی (ع) عرض کرد بلی یا رسول الله (ص)

رسول خدا با چهره ای متبسّم که حاکی از سرور و خوشحالی او بود، فرمود یا علی صبر کن تا من با فاطمه (س) صحبت کنم و نظر او را جویا شوم. و بعد نزد فاطمه رفت و موضوع خواستگاری علی (ع) را با او اظهار فرمود. فاطمه (س) سر خود را پائین انداخت و با سکوت توأم با حیا، رضایت خود را اعلام کرد. رسول خدا (ص) فرمود: «الله اکبر سکوت او به منزله اقرار و رضایت او است.»

در این زمان ملکی به حضور رسول خدا (ص) نازل شد و فرمان پروردگار در مورد ازدواج فاطمه (س) با علی بن ابیطالب (ع) را اعلام کرد و گفت جبرئیل بعد از من نازل خواهد شد و خبرهائی از کرامت پروردگار را ابلاغ خواهد کرد. رسول خدا (ص) در این زمینه فرمود:

فرشته ای نزد من آمد و گفت یا محمد (ص) پروردگار بر تو سلام فرستاد و فرمود: من در ملأ اعلی دخترت فاطمه (س) به ازدواج علی بن ابیطالب (ع) در آوردم، تو هم در زمین آن دو را به ازدواج یکدیگر در آور.

پیامبر اکرم (ص) در مراسم بسیار ساده ای فاطمه (س) را به عقد علی (ع) در آورد و مهریه او پانصد درهم تعیین شد که از فروخته شدن زره جنگی علی (ع) تأمین شد. پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمود: چیزی داری که مهریه همسرت قرار بدهی؟! او عرض کرد پدر و مادرم به فدایت، تو از زندگی من آگاهی، من جز یک شمشیر و یک زره و یک شتر چیز دیگری ندارم. رسول خدا (ص) فرمود: به شمشیرت در جنگ ها احتیاج داری و شتر را هم برای کارهای خودت احتیاج داری ولی می توانی زره خود را بفروشی و قیمت آن را مهریه قرار بدهی.

وقتی زره فروخته شد و قیمت آن را علی (ع) حضور رسول خدا (ص) آورد، آن حضرت مقداری از آن پول را به بعضی از اصحاب دادند و فرمودند بروید برای دخترم فاطمه وسایل زندگی- جهیزیه- تهیه کنید. جهیزیه ساده ای برای فاطمه (س) تهیه شد. و آن زندگی شکوهمند پر برکت با همین تشریفات بسیار ساده و بدون ملتزم شدن به آداب و رسوم مزاحم و دست و پا گیر و غیر ضروری که بین اقوام و ملل آن زمان مرسوم بود تحقق یافت. در تمامی رفتارهای مربوط به این عقد ازدواج و مراسم شروع زندگی آن دو بزرگوار رضای پروردگار عالم، و آموزش سادگی زندگی انسان ها مورد عمل قرار گرفت.

ازدواج آسمانی

گفته شد که پیامبر اکرم (ص) در جواب کسانی که از فاطمه (س) خواستگاری می کردند، می فرمود: امر ازدواج فاطمه (س) به اراده و فرمان پروردگارش وابسته است، اما وقتی حضرت علی (ع) به خواستگاری او آمد اظهار خوشحالی کرد و فرمود که: یا علی صبر کن با فاطمه (س) صحبت کنم و نظر او را جویا شوم. گو اینکه اراده خداوند در این موضوع یعنی ازدواج فاطمه (س) با امیرالمونین علی (ع) به رسول خدا (ص) ابلاغ و اعلام شده بود و همچنین بعد از اعلام موافقت با این خواستگاری، فرمود:

فرشته ای نزد من آمد و گفت: یا محمد پروردگارت بر تو سلام فرستاد و فرمود: من در ملأ اعلی دخترت فاطمه (س) را به ازدواج علی بن ابی طالب (ع) در آوردم، تو هم در زمین آن دو را به ازدواج یکدیگر درآور.

از این رفتارها و سخنان رسول اکرم (ص) بر می آید که این ازدواج یک امر عادی و شخصی و فقط مربوط به شخص رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه زهرا (س) نیست و بلکه ارتباط خاصی به ربوبیّت خداوند و رسالت رسول خدا (ص) و امامت امیرالمونین علی (ع) و همچنین به زندگی انسانهای دیگر دارد.

خداوند عالمیان پیامبران خود را به صورت خاصی تحت آموزش ها و مراقبت ها قرار می داد و آنها را برای مقام پیامبری آماده می کرد، به طوریکه به عنوان نمونه در مورد حضرت موسی (ع) و حفاظت او از کشته شدن به دست فرعون و پرورش او برای مقام پیامبری به این موضوع تصریح فرموده است. این موضوع در قرآن مجید به صراحت ذکر شده است، به طوریکه می فرماید:

« وَأَلْقَيْتُ عَلَيْکَ مَحَبَّةً مِّنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي» (طه آیه ۳۹) یعنی محبتی از خود برای تو افکندم تا تحت نظر من پرورش یابی. همچنین فرمود:

«وَﭐصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِي» (طه آیه ۴۱) یعنی تو را برای خود پروردم.

امیرالمؤمنین علی (ع) در مورد رسول خدا (ص) می فرماید:

«و لقد قرن الله به- صلی الله علیه و آله- من لدن أن کان فطیماً اعظم ملک من ملائکتهیسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم، لیله و نهاره » ( نهج البلاغه، خطبه قاصعه، ۱۹۲ )

یعنی از زمانی که رسول خدا (ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را با او همراه کرد تا شب و روز به او راه مکارم، و محاسن اخلاق را یاد بدهد.

همچنین امیرالمونین علی(ع) در ضمن سفارش های خود به کمیل بن زیاد فرمود:

« یا کمیل انّ رسول الله (ص) ادّبه الله و هو (ص) ادّبنی و انا اؤدّب المؤمنین و اوّرث الآداب المکرمین » ( تحف العقول ، بخش کلام امیرالمؤمنین علی (ع) یعنی رسول الله (ص) را خود خداوند آموزش داد و آن حضرت مرا آموزش داد و من مؤمنان را آموزش می دهم و کرامت های اخلاقی را برای آنها به ارث می گذارم.

از این دو کلام بر می آید که آموزش و تربیت رسول خدا (ص) از ناحیه اراده مستقیم پروردگار و به طور خاص و از طریق فرشته معینی – حال یا جبرئیل یا ملک دیگر – انجام گرفته و آن حضرت امیرالمونین علی (ع) را به نحوی اختصاصی آموزش داده و آن حضرت هم مؤمنان را آموزش می دهد. یعنی معلم آسمانی انسان ها محسوب می شود.

از طرف دیگر آموزش انسان ها بوسیله پیامبر خدا (ص) و جانشینان حقیقی آن حضرت از دو طریق کلام و رفتارهای رهبران آسمانی انجام می گیرد، یعنی آموزش فقط از طریق کلام و سخن نیست، بلکه خداوند آنها را به عنوان « اسوه حسنه» برای انسان ها معرفی فرموده است، پس طبعاً باید پرورش یافتن آن بزرگواران و حوادث زندگی آنها هم تحت نظر مستقیم خداوند قرار داشته باشد. حال با این توضیح روشن می شود که چرا خداوند عالم به رسولش اعلام فرمود که « من در ملأ اعلی دخترت فاطمه (س) را به ازدواج علی بن ابی طالب درآوردم، تو هم در زمین آن دو را به ازدواج یکدیگر در آور »

یعنی ازدواج ان دو بزرگوار یک امر عادی مربوط به زندگی فقط شخصی آن دو نمی باشد، بلکه خداوند عالم در چنین حادثه اراده خاصی دارد و این ازدواج پر برکت و دارای قداست و عظمت بی پایان باید با اراده و امر او انجام گیرد. اراده خداوند تعلق گرفته است به اینکه از این ازدواج، امام حسن و امام حسین ( علیهما السلام ) دو سرور جوانان بهشت متولّد شوند و در این کانون مقدس پرورش یابند. آن دو بزرگوار در دنیا معلم آسمانی انسان ها و در روز قیامت به صورت زینتی برای عرش پروردگار تجلی خواهند کرد.

واحد پژوهش حوزه به مناسبت پیوند اسمانی امیر المومنین علیه السلام و خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها

  دعای مجرب برای توسل به امام موسی کاظم علیه السلام

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 23ام مرداد, 1396

به جهت برآمدن حاجت نماز حضرت باب الحوائج را بخواند و آن دو رکعت است

در هر رکعت بعد از حمد دوازده مرتبه سوره توحید را بخواند و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بفرستد و بعد به سجده رود و داوزده مرتبه بگوید :

اَللهُمّ اِنّی اَسئَلُکَ بِحَقِّ المَحبُوسَ فِی سِجْنَ هارونَ اَنْ تَقْضِیَ حاجَتی

مفاخره زهرا (س) و علی (ع)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 21ام مرداد, 1396

? روايت شده كه روزي حضرت علي «عليه السلام» و همسرش حضرت زهرا «عليها السلام» به صحرا رفته به هنگام خوردن خرما با گفتن كلماتي با يكديگر مزاح كردند. علي «عليه السلام» فرمود:

? “اي فاطمه: رسول خدا مرا بيشتر از تو دوست مي‌دارد.” حضرت زهرا «عليها السلام» گفت: “از سخن تو تعجب است! آيا مي‌شود پيامبر اكرم «صلي الله عليه وآله» تو را بيش از من دوست داشته باشد در حالي‌كه من ميوه دل او و عضوي از پيكرش و شاخه‌اي از شاخسارش مي‌باشم و غير از من فرزندي ندارد!؟” علي «عليه السلام» فرمود: “اي فاطمه! اگر سخن مرا قبول نداري بيا تا نزد پدرت حضرت رسول «صلي الله عليه وآله» برويم!” سپس آن دو باهم نزد پيامبر رفتند.

? حضرت فاطمه «عليها السلام» پيشدستي كرده گفت: “اي رسول خدا! كدام‌يك از ما دو نفر نزد تو محبوب‌تريم، من يا علي؟!” رسول خدا «صلي الله عليه وآله» فرمود: “تو به من محبوب‌تري و علي از تو براي من عزيزتر است.” بدنبال فرمايش حضرت رسول، علي «عليه السلام» گفت: “آيا من به تو نگفتم كه فرزند فاطمه باتقوايم؟” زهرا «عليها السلام» فرمود: “من نيز دختر خديجه كبرايم.” علي «عليه السلام» گفت: “من فرزند صفايم.” فاطمه گفت: “من دختر سدرةالمنتهي مي‌باشم.” علي گفت: “من فخر كائناتم.” فاطمه گفت: “من دختر كسي هستم كه به خدا نزديك، و نزد او آنچنان گرامي شد كه گويي به فاصله دو تير كمان يا نزديكتر نسبت به پروردگارش قرار گرفت.” علي گفت: “من پسر زنان پاكدامنم.” فاطمه گفت: “من دختر زنان شايسته و باايمانم.” علي گفت: “خدمتگزارم جبرائيل است.” فاطمه گفت: “خطبه‌ام را در آسمان راحيل خوانده است، و خدمتگزارانم گروههاي فرشتگان يكي پس از ديگري مي‌باشند.” علي گفت: “من در جايگاه رفيع و بلند زاده شده‌ام.” فاطمه گفت: “من هم در مقام والا و بلند مرتبه به ازدواج و همسري درآمدم….” علي گفت: “شيعيان من از دانشم مي‌نگارند.” فاطمه گفت: ظرف دانش شيعيان من نيز از درياي علمم لبريز مي‌شود.” علي گفت: “من كسي هستم كه خداوند اسم مرا از اسم خود مشتق ساخته، او عالي است و من علي.” فاطمه گفت: “من نيز چنينم، او فاطر است و من فاطمه.” علي گفت: “من حيات عارفينم.” فاطمه گفت: “من راه رهائي را رهنمايم.” علي گفت: “من پس از رسول خدا بهترين آفريدگانم.” فاطمه گفت: “من نيز نيكوكار و پاكيزه‌ام….”

? #فرهنگ_فاطمیه ، الفبای شخصیتی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها 

سفارش امام رضا برای قنوت نمازجمعه

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 20ام مرداد, 1396

? پسر مُقاتل روایت نموده که امام رضا فرمود: در قنوت نماز جمعه چه میگویید و چه دعایی میکنید؟ گفتم: همان دعایی که مردم میخوانند. فرمود: آنطور که آنان دعا میکنند دعا نکن، بلکه بگو:

? اللَّهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَکَ وَ خَلِیفَتَکَ بِمَا أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِیَاءَکَ وَ رُسُلَکَ وَ حُفَّهُ بِمَلَائِکَتِکَ وَ أَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً یَعْبُدُکَ لَا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً وَ لَا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلَى وَلِیِّکَ سُلْطَاناً وَ أْذَنْ لَهُ فِی جِهَادِ عَدُوِّکَ وَ عَدُوِّهِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

? بار خدایا کارِ [ظهور و قیام پر شکوه] بنده [برگزیده] و خلیفه شایسته ات را همانطور که کار پیام آوران و فرستادگان گران قَدرَت را سامان دادی، آنگونه که زیبنده است، سامان بده، واو را [از سر مِهر] با انبوه فرشتگان بى شُمارت در بَر گیر، و بوسیله روح القدُس از جانب خود نیرویش ببخش، واز پیش رو و پشت سرش مراقباتى روانه ساز، تا او را از هر رخداد بد و ناخوشایند نگهبانی کنند
? و نگرانی و هراسش را به امنیت و آرامشِ خاطر تبدیل نما، که او تنها تو را مى پرستد و نظیر و همتائی براى تو نخواهد گرفت، وبه هیچ یک از پدیده ها و آفریدگانت ذره ای چیرگی و اقتدار به زیان او قرار نده، و اجازه پیکار بر ضد دشمانت و دشمنانش را به او عنایت فرما، و مرا از یاران پاکباخته اش قرار بده، که تو [ای آفریدگار من] بر انجام هر کارى توانائى

?مصباح المتهجد ص۳۶۶؛ جمال الاُسبوع ص۲۵۶

خصوصيات حق از نظر علی (ع)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 19ام مرداد, 1396

? اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي‏فرمايد: “از خصوصيات حق اين است كه‏ به نفع احدي جاري نمي‏شود مگر آن كه عليه او نيز جاري مي‏شود و عليه كسي‏ جاري نمي‏شود مگر آنكه به نفع او نيز جاري مي‏شود". يعني حقوقي كه در ميان‏ مردم جريان دارد متبادل است، يكطرفي نيست، دو طرفي است.

? چنين نيست‏ كه مثلا بعضي صرفا به عهده ديگران حقوقي داشته باشند ولي خودشان از ديگران‏ حقي بر عهده نداشته باشند. مثلا پدران و مادران بر فرزندان حقوقي دارند كه واجب الرعاية است ولي نبايد چنين تصور كرد كه اين حقوق يكطرفي است‏ و تنها پدران و مادران هستند كه بر اولاد حقوقي دارند، اولاد نيز حقوقي بر پدران و مادران دارند، بلكه در مرحله اول حقوق فرزندان تعلق مي‏گيرد و در مرحله دوم حقوق پدر و مادر، زيرا طفل هنوز كه كودك است صرفا يك‏ مسؤوليتي است بر دوش پدر و مادر و خودش هنوز توانايي مسؤوليتي را ندارد. و همچنين معلم و متعلم، استاد و شاگرد. به موازات حقوقي كه‏ استاد بر شاگرد دارد از حق شناسي و احترام و ادب و دوست داشتن و اطاعت كردن، شاگرد نيز حقوقي بر معلم دارد از حسن تعليم و تربيت و مراقبتها و دقتها و حسن عمل و غيره. و همچنين است زن و شوهر، هر كدام‏ بر ديگري حقوقي دارند.

? هر كسي كه فكر مي‏كند به گردن ديگري حقي دارد، در همان حال بايد بداند مديون او هم هست. تنها ذات مقدس باري تعالي كه‏ غني كامل و مالك مطلق است از اين قانون مستثني است، خداوند متعال بر مخلوقات خود حقوقي دارد و بندگان او مديون فضل و نعمت او و مسؤول امر او مي‏باشند ولي ذات مقدس او مديون هيچ موجودي نمي‏باشد.

درد دندان

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 18ام مرداد, 1396

از امام باقر علیه السلام نقل شده: هر گاه احساس درد

 دندان كردی سوره حمد و توحید را بخوان در حالی 

كه دست خود را بر موضع درد گذاشته ای و پس از 

ان ایه 88 سوره نمل را قرائت كن دردش ارام می 

گیرد.

میثاق نامه با امام رضا (ع)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 18ام مرداد, 1396

وحدت و اتحاد در کلام امام حسن

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 17ام مرداد, 1396

​❄️ عمَیره دختر نُفَیل میگوید از امام حسن مجتبی شنیدم که فرمودند: “این امری که شما منتظرش هستید (یعنی ظهور مهدی موعود) واقع نخواهد شد تا این که: گروهی از شما از گروه دیگر بیزاری بجوید، و عده ای از شما عده دیگر را لعنت و نفرین کند، و برخی از شما در صورت برخی دیگر آب دهان بیاندازد، و گروهی از شما بر کُفر گروهی دیگر از خودتان شهادت بدهد”

? عمَیره میگوید: به حضرت عرض کردم: پس هیچ خیری در آن زمان نیست. حضرت فرمودند: “تمامی خیرها در همان زمان است، در آن زمان قائم ما قیام می کند و همه این (اختلافات دردآور را) از بین می بَرد”

? کتاب غیبت شیخ طوسی، حدیث۴۲۹

?دوای درد بشریت، تنها ظهور است…

چرا پس از دعا دست به صورت می کشیم؟

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 17ام مرداد, 1396

امام صادق علیه السلام در روایتی فرمود: پس از دعا دست به سر و صورت خود بکشید و حکمت آن را نیز بیان فرمودند.

متن حدیث را از کتاب شریف کافی منتشر می کند:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا يَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتَّى يَمْسَحَ عَلَى وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ.

امام صادق علیه السلام فرمود : 

هیچ بنده ای دست خود را به سوی خداوند عزیز جبار دراز نمی کند مگر اینکه خداوند عزوجل حیا می کند آن را خالی بازگرداند و از رحمت خود هرآنچه بخواهد در آن قرار می دهد؛ پس هرگاه دعا می کنید پس از دعا دست به سر و صورت خود بکشید.

نتیجه کناربودن از مؤمنین

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 17ام مرداد, 1396

ده پند از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 14ام مرداد, 1396

اول:

در خوشحال کردن مردم بسیار بکوشید تا در قیامت خدا خوشحال تان کند. 

دوم: 

تا می توانید سکوت اختیار کنید که سکوت موجب محبت می شود و راهنمای هر خیری است. 

سوم:

در خواندن سوره حمد استمرار بورزید که جمیع خیردرامور دنیا و آخرت درآن گرد آمده است. 

چهارم:

به روزی اندک خدا راضی باشید تا خدا نیز از عمل کم شما راضی باشد.

پنجم: 

در برقرار کردن صله رحم ثابت قدم باشید که بهترین نوع آن خودداری از آزار خویشاوندان است.

ششم: 

به کسی که از خدا نمی ترسد امید نداشته باشید که نه تعهد دارد، نه نجابت و نه کرم. 

هفتم:

بسیار احسان کنید که خداوند در قیامت یک نصفه خرما را مانند کوه احد بزرگ می کند. 

هشتم: 

حق الناس را رعایت کنید که دوستی محمدوآل محمد بدون آن پذیرفته نیست.

نهم:

ازبخششی که زیانش برای تو بیش از سودی است که به دیگران میرسد، حذر کن.

دهم:

بسیارمراقب کردار خودباشید تا مورد تهمت واتهام قرار نگیرید،که در آن صورت حق ملامت ندارید

سخنرانی شیطان در مورد امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 13ام مرداد, 1396

سلمان فارسی می گوید: عده ای سبّ امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) راکرده به آن حضرت ناسزا می گفتند. 

روزی شیطان در برابر آنان ظاهر شد. آنان گفتند توکیستی؟

شیطان گفت:من ابومره هستم

گفتند:آیا کلام وسخن مارادرمورد علی بن ابیطالب شنیدی؟

شیطان گفت:آری شنیدم پس وای به حال شما که مولای خود علی بن ابیطالب را سبّ می کنید 

آنان گفتند: ازکجا می دانی که علی مولای ما است؟

شیطان گفت: ازقول پیغمبر اکرم که فرمود:

((هرکس که من مولا و پیغمبر او هستم علی بن ابی طالب نیز مولا و امام اوست)) و سپس درحق دوستان علی(علیه السّلام) دعاکرده ودرحق دشمنان اونیز نفرین نمود. 

آنان گفتند:توازشیعیان و دوستان علی هستی؟

شیطان گفت:من از شیعیان ودوستان علی نیستم ولیکن آن حضرت را دوست می دارم وبدانید هیچ کس با علی (علیه السّلام) دشمنی نمی کند مگراین که من دراموال و فرزندان او شریکم!

آنان گفتند:یا ابومره آیا فضیلتی از علی می دانی؟ 

شیطان گفت:بشنوید ای گروه ناکثین (منافقین) و قاسطین (دشمنان) و مارقین (احمق ها) من دوازده هزارسال در میان بنی الجان عبادت خدامی کردم چون خداوند بنی الجان رابه واسطه کفر و فسادشان هلاک نمود به درگاه خداوند از تنهایی خود گلایه کردم. پس خداوند مرا به آسمان دنیا برد و درآنجا میان ملائک دوازده هزارسال خداراعبادت کرده و با ملائک تسبیح و تقدیس الهی می نمودم که نوری درخشنده برما گذشت وهمه ملائک به سجده رفتند و گفتند سبوح قدوس))حتما این نور یک ملک مقرب یا پیغمبر مرسل است . منادی از جانب خداوند گفت:این نور ملک مقرب و پیغمبر مرسل نیست بلکه نور طینت علی بن ابیطالب است.

 امام صادق (علیه السّلام) می فرماید:

((من سبّ ولی ا… فقد سبّ ا…)) 

 هرکس امام و ولی خدا را دشنام دهد به خداوند دشنام داده است.

منبع: امالی شیخ صدوق و تفسیر عیاشی 

☀️اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام ☀️

اَللَّهُمَّ العَنِ الجِبتَ وَ الطّاغوت وَ النَّعثَل وَ عَذّبهُم عَذاباً شَدیداً

پای درس امام جواد

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 13ام مرداد, 1396

 صقر بن ابی دُلَف میگوید: از امام جواد شنیدم: امام پس از من فرزندم علی (هادی) است… و امام پس از او فرزندش حسن (عسکری) است… سپس حضرت سکوت کردند. گفتم یابن رسول الله، امام بعد از حسن کیست؟ حضرت به شدت #گریه کردند و فرمودند: پس از حسن، فرزندش که به حق قیام میکند و مردم انتظارش را میکِشند.

? گفتم چرا قائم نامیده شده؟ فرمود: زیرا پس از اینکه یادش از میان رفت (مردم فراموشش کردند) و بیشتر معتقدان به امامتش از او برگشتند، قیام می کند. گفتم چرا منتظَر نامیده شده؟

? فرمودند: زیرا او غیبتی دارد که روزهایش بسیار و زمانش طولانی میگردد. در آن دوران، مخلِصان در انتظار قیامش باشند، و اهل شک و تردید انکارش نمایند، و مُنکِران ذکر و یادش را مسخره کنند، و کسانیکه وقت برای ظهورش تعیین میکنند دروغ میگویند، و عجله کنندگان هلاک شوند؛ و اهل تسلیم نجات یابند

? کمال الدین؛ باب۳۶ حدیث

عمل معجزه آسا

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 13ام مرداد, 1396

​بانو سيده زهرا طباطبايى (در سال قريب 1370 شمسى) مبتلا به بالا آمدن شكم و توّرم مى‏ شود. در سفرى به مشهد به امام رضا عليه‏ السلام براى شفاى خود متوسل مى‏ شود.

 شبى در عالم رؤيا خدمت امام مى‏ رسد و تقاضاى عنايت مى ‏كند. امام مى ‏فرمايد برو قم، از خواهرم معصومه عليهاالسلام جواب مى ‏گيرى. او با خيال راحت به قم مشرّف مى ‏شود و چند روز در قم مى ‏ماند و تقاضاى شفا مى‏ نمايد. شبى در عالم خواب،خدمت‏ حضرت‏ معصومه عليهاالسلام مشرف‏ مى ‏شود و حضرتش مى ‏فرمايند: شما باخيال راحت به شهر خود (مهريز يزد) برويد، من در وقت مقتضى حضرت جواد را به سراغت مى ‏فرستم. او به شهر خود مى ‏رود و منتظر مى ‏ماند؛ اما هر روز ورم شكمش بيشتر مى ‏شود و دكتر هم نمى ‏رود. بر اثر سماجت بستگان، به آن‏ها مى ‏گويد: امشب را مهلت بدهيد اگر شفا نگرفتم، فردا به دكتر مى ‏روم. شب در تنهايى و خلوت مدتى گريه مى كند و عرضه مى دارد حضرت معصومه عليهاالسلام وعده داديد تا بموقع حضرت جواد عليه‏ السلام را بفرستيد، پس كى وقتش مى ‏رسد؟ 

پس از توسل (در فصل تابستان)، در ايوان منزل مى ‏خوابد ناگاه بيدار مى‏ شود و مى ‏بيند منزلش روشن است و سيّد جوانى ـ حدود 25 ساله ـ از راهرو منزل تشريف فرما مى‏ شود سؤال مى ‏كند شما كى هستيد و از درهاى بسته چگونه آمده ‏ايد؟ مى‏ فرمايد: من جواد الائمه هستم و آمده ‏ام ترا شفا بدهم. پس سيده مى ‏بيند كه حضرت با چاقوى جرّاحى، شكم او را مى‏ شكافد و غدّه بزرگى را بيرون مى ‏آورد و سپس جاى شكاف را بخيه مى ‏زند بعد مى ‏فرمايد: تو ديگر خوب شدى؛ و آنگاه ناپديد مى‏ شود. سيده مى ‏خوابد صبح بيدار مى ‏شود مى ‏بيند هيچ جاى ورم و ناراحتى نيست و جاى عمل جراحى به صورت يك خط قرمز و بخيه با نخ سبز مشاهده مى‏ شود و عطر عجيبى از رطوبت عمل منزل را عطرآگين مى ‏كند. 

♦️پس از شفا، اقوام مَحرم جايگاه عمل و عدد بخيه را مى‏ بينند و تعجب مى ‏كنند؛ لباس او را بعنوان تبرك مى‏ برند و سپس بانوان زرتشتى به ديدار او مى ‏آيند و از اين عمل معجزه آسا مسلمان مى‏ شوند.

?کتاب شریف فتوحات ؛ استاد سید علی اکبر صداقت

امام ضامن آهویی گم کرده راهم یا رضا

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام مرداد, 1396

​ 

غرقه‌ی بحر گناهم یا رضا جان

روسیاهم روسیاهم یا رضا 

بی پناهم بی پناهم یا رضا جان

آمدم بر درگهت ای شاه طوس 

مهربان یار رئوف 

آفتاب بی غروب 

روشنی هر نگاه

ای پناه، ای غریب آشنا، بارش مهر خدا 

شمسی و مهرت چو ماه 

یا رضا گاهی نگاهی

ای مهر هشتم سر نهادم بر در تو

آمدم شکرت خدایا

بر نخیزم از ره تو تا مرا با خود بری تو

ای تو مقصد ای تو مقصود

با توام من در دو دنیا

هر رواقت چون بهشت و درگه تو عرش اعلی

از مهر خود دورم مکن بی تاب و رنجورم مکن

به مادرت زهرا

ای امامم یاری ام کن راهیم کن تا خدا

من غریبم بی شکیبم یا رضا جان

امام ضامن آهویی گم کرده راهم یا رضا 

غرق یه بهر گناهم یا رضا جان

روسیاهم روسیاهم یا رضا 

بی پناهم بی پناهم یا رضا جان

بی تو عمرم شد تباه و شد هدر

هیچ و پوچ و بی ثمر

دست تسلیمم به سر آمدم بر درگه تو

سر به پیش و شرمسار از هر چه شر

دیدگان ترسان و تر کرده‌ام از خود سفر

آمدم بر درگه تو

تو رئوفی گوئیم سر را میفکن پرگشایم چون کبوتر

گوئیم از ره رسیدی بال بگشا بال گستر

مینوازی با نگاهی شویی ام قوئی به کوثر

من که هم مسکین یتیمی تو که ای فرزند حیدر

چونان گدا پشت درم پاکم کن و داخل برم

مرا خدایی کن

ای امامم یاری‌ام کن راهی‌ام کن تا خدا

من غریبم بی شکیبم یا رضا جان

این را علی‌بن‌موسی‌الرضا انجام داده... 

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام مرداد, 1396


«عمر مبارک امام_رضا (سلام‌الله‌علیه) تقریبا پنجاه و پنج سال بوده است - یعنی از سال ۱۴۸ که سال شهادت امام صادق (علیه‌السلام) است تا سال ۲۰۳ - تمام زندگی این بزرگوار با همه‌ی این عظمتها و عمقها و ابعاد گوناگونی که میشود برای آن ذکر کرد و تصویر کرد، در همین مدت عمر نسبتا کوتاه انجام گرفته است. از این مدت پنجاه و پنج سال، نزدیک به بیست سال - تقریبا نوزده سال - مدت #امامت این بزرگوار است؛ اما همین مدت کوتاه را که ملاحظه میکنید، تاثیری که در واقعیت دنیای اسلام گذاشت و به گسترش و عمقی که به معنای حقیقی اسلام و پیوستن به #اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و آشنا شدن با مکتب این بزرگواران انجامید، یک داستان عجیبی است، یک دریای عمیقی است. آن وقتی که حضرت به امامت رسیدند، دوستان و نزدیکان و علاقه‌مندان حضرت میگفتند که: علی‌بن‌موسی در این فضا چه کار میتواند انجام بدهد - این فضای شدت اختناق هارونی که در روایت دارد که میگفتند: و سیف هارون تقطر دما؛ خون میچکد از شمشیر هارون - این جوان در این شرایط، در ادامه‌ی جهاد امامان #شیعه و در مسئولیت عظیمی که برعهده‌اش است، میخواهد چه بکند؟ این اول امامت علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام) است.

بعد از این نوزده سال یا بیست سال که پایان دوران امامت و شهادت علی‌بن‌موسی‌الرضا است، وقتی شما نگاه میکنید، می‌بینید که همان تفکر #ولایت اهل‌بیت و پیوستگی به خاندان پیغمبر آن‌چنان گسترشی در دنیای اسلام پیدا کرده که دستگاه ظالم و دیکتاتور #بنی‌عباس از مواجهه‌ی با آن عاجز است؛ این را #علی‌بن‌موسی‌الرضا انجام داده.» ۱۳۹۲/۰۶/۲۶

فضیلت کربلا از زبان امام رضا ع

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام مرداد, 1396

جلسه، خصوصی بود.

همه حاضران، از شیعیان و ارادتمندان امام بودند.

فرصت را مغتنم شمردم و درباره ی فضیلت زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم.

امام فرمود کسی که قبر امام حسین (علیه السلام) را زیارت کند، مانند این است که یک حج و یک عمره به جا آورده باشد.

پرسیدم پس نیاز نیست دیگر حج واجب انجام دهد، آیا همین طور است؟

امام فرمود نه، حج خانه خدا ساقط نمی شود.

کسی که واجب الحج است باید حج بگزارد، اما زیارت سید الشهدا، حج ضعفا و فقرا است.

زائر حسینی هر وقت توانایی پیدا کرد، باید حج خانه خدا را به جا آورد.

آنگاه امام ادامه داد و فرمود مگر نمی دانی که در هر روز، هفتاد هزار فرشته دور خانه خدا طواف می کنند و هنگامی که شب فرا رسد، آنها به آسمان ها باز می گردند و دسته ای دیگر جایگزین آنها می شوند؛ اما سیدالشهدا نزد حق تعالی گرامی تر از مکه است، زیرا هنگام هر نماز، هفتاد هزار فرشته غبار آلود و اندوهگین بر کربلا فرود می آیند و بار دیگر بالا می روند و دسته ای دیگر جایگزین آنها می شوند.

کامل الزیارات، صفحه ۱۵۹