موضوع: "معصومین"

تعریف روانشناسانه قلب

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام شهریور, 1396

امام علی علیه السلام فرمودند:

به رگهاي دروني انسان پاره‌گوشتي آويخته كه شگرف‌ترين اعضاي دروني اوست و آن قلب است كه چيزهايي از حكمت و چيزهايي متفاوت با آن در او وجود دارد. 

?پس اگر اميدي در آن پديد آيد، طمع خوارش گرداند 

?و اگر طمع بر آن هجوم آورد، حرص آن را تباه سازد 

?و اگر نوميدي بر آن چيره شود، تأسف خوردن آن را از پاي در آورد. 

?اگر خشمناك شود، كينه توزي آن فزوني يابد و آرام نگيرد. 

?اگر به خشنودي دست يابد، خويشتنداري را از ياد برد 

?و اگر ترس آن را فرا گيرد، پرهيز كردن آن را مشغول سازد 

?و اگر به گشايشي برسد، دچار غفلت زدگي شود 

?و اگر مالي به دست آورد، بي نيازي آن را به سركشي كشاند 

?و اگر مصيبت ناگواري به آن رسد، بي صبري رسوايش كند 

?و اگر به تهيدستي مبتلا گردد، بلاها او را مشغول سازد 

?و اگر گرسنگي بي تابش كند، ناتواني آن را از پاي در آورد 

?و اگر زيادي سير شود، سيري آن را زيان رساند. 

?پس هرگونه كندروي براي آن زيانبار و هرگونه تندروي براي آن فساد آفرين است.

?(نهج البلاغه،حكمت108)

حمايت از مظلوم و مبارزه با ظالم

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام شهریور, 1396

اين مسأله که حکومت اسلامى بايد مدافع مظلومان و يار و ياور آنها باشد و در برابر هجوم ستمگران از آنان حمايت و دفاع کند، در عبارات متعددى از نهج البلاغه منعکس است که يک نمونه روشن آن خطبه شقشقيه بود که در پايان آن، امام (عليه السلام) با صراحت مى فرمايد: «من طالب خلافت و حکومت بر شما نبودم; آنچه مرا وادار به پذيرش مى کند، پيمانى است که خداوند از علماى هر امّتى گرفته که در برابر شکمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سکوت نکنند و به يارى گروه نخست قيام کنند و با گروه دوم به مبارزه بپردازند; «وَ ما أَخَذَ اللهُ عَلَى الْعُلَماءِ أَنْ لايُقارُّوا عَلى کِظَّةِ ظالِم وَ لاسَغَبِ مَظْلُوم».

در آخرين وصاياى امام (عليه السلام) در بستر شهادت نيز به فرزندانش تأکيد مى کند که همواره، دشمن ظالمان و ياور مظلومان باشند، (کُونا لِلظّالِمِ خَصماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوناً).

سراسر زندگى امام (عليه السلام) و حوادث جالبى که در حيات آن حضرت واقع شد، نشان مى دهد که در عمل نيز هميشه به اين اصل اساسى وفادار بود ولحظه اى در انجام دادن آن کوتاهى نفرمود.

در خطبه ديگرى از نهج البلاغه همين معنا با تعبير داغ و پرجوش ديگرى آمده است مى فرمايد: «وَ أيَمُ اللهِ! لاَُنْصِفَنَّ الْمَظْلُومَ مِنْ ظالِمِه وَلاََقُودَنَّ الظّالِمَ بِخِزامَتِه حَتّى أُورِدَهُ مَنْهَلَ الْحَقِّ وَ إِنْ کانَ کارِهاً; به خدا سوگند! داد مظلوم را از ظالم مى گيرم و افسار ظالم را مى کشم تا وى را به آبشخور حق وارد سازم، هر چند کراهت داشته باشد».

اساساً، اين يک اصل مهم اسلامى است که در قرآن مجيد بر آن تأکيد شده است و با صراحت، به مؤمنان دستور مى دهد که براى نجات مظلومان به پا خيزند و حتى اگر لازم باشد، دست به اسلحه ببرند و با ظالمان پيکار کنند.

و مى فرمايد: (وَ مالَکُمْ لاتُقِاتِلُونَ فى سَبيلِ اللهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِالْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَريَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَليّاً وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصيراً); چرا در راه خدا و (در راه) مردان و زنان و کودکانى که (به دست ستمگران) تضعيف شده اند پيکار نمى کنيد؟! همان افراد (ستمديده اى) که مى گويند: پروردگارا! ما را از اين شهر (مکّه) ـ که اهلش ستمگرند ـ بيرون ببر! و از طرف خود براى ما سرپرستى قرار ده و از جانب خود يار و ياورى براى ما تعيين فرما»!)

☀️اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام ☀️

اَللَّهُمَّ العَنِ الجِبتَ وَ الطّاغوت وَ النَّعثَل وَ عَذّبهُم عَذاباً شَدیداً

یگانه راه هدایت،علی ابن ابیطالب است

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 3ام شهریور, 1396

?روایت شده که که نزد رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نشسته بودیم حضرت فرمود: 

⁉️آیا شما را به چیزی راهنمائی کنم که اگر در پیش گیرید هرگز گمراه و هلاک نشوید؟ 

گفتند: بله یا رسول اللّه. 

?فرمود: این آقا ـ و اشاره به علی بن ابی طالب علیه‌السلام نمود و فرمود: ـ 

?با او برادر شوید و اورا یاری نمائید و او را تصدیق و تأیید کنید. چون آنچه به شما عرض کردم 

?جبرئیل به من اطلاع داده که حضرت علی علیه‌السلام صراط مستقیم است?

?از ابن عباس روایت شده که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: 

?«اگر پیرو علی علیه‌السلام گردید گمراه و هلاک نمی‌شوید و چنانچه با او مخالفت نمائید گمراه می‌گردید و سر از بیراهه در خواهید آورد. تقوای خدا را پیشه کنید که علی بن ابی طالب علیه‌السلام پناهگاه خدا و صراط مستقیم او است»

?از عمر بن خطاب روایت شده است که رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: 

?«کاسب کسب نکرد مثل فضلی که علی علیه‌السلام کسب نمود؛ چرا که اعتقاد به آن حضرت باعث هدایت می‌شود و از سقوط در سراشیبی نجات می‌بخشد

?منابع برادران اهل سنت

?مناقب،ابن المغازلی الواسطی الشافعی  به نقل از الغدیر: ج3 ص349.

?ذخائر العقبی 61

? الریاض النضرة: ج2 ص214.

?مناقب المرتضویه: ص113

شعری که علی(ع) همیشه #زمزمه میکرد

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 3ام شهریور, 1396

#حرفی_که_سالها_تکرار_کرد 

✅برای ما که مثل #میخ در این دنیا فرو رفتیم ، بد نیست نگاهی هم به مصرعی بیاندازیم که علی ع، همیشه تکرار میکرد!

✅در خلوتی، دستهایش را به #محاسنش میگرفت و مثل یک انسان مارگزیده به خود میپیچید و گریه میکرد …

میگفت: ای دنیا! خودت را برای من آرایش نکن! دور شو! که وقت تو نرسد!  من تو را طلاق دادم ، طلاقی که در آن رجوعی نیست! ماهیت تو این است: خوشی تو کوتاه است، ارزشت ناچیز و آرزوهایت پست و حقیر !

بعد از رفتن به جنگ #ناکثین و #مارقین و قاسطین گفت: 

انگار که اینها نشنیده بودند این #آیه را که: ” تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا و لا فسادا" 

و گفت: بله به خدا که شنیده بودند و بلد بودند اما دنیا به چشمشان زیبا آمد و زرق و برقش آنها را مجذوب کرد.

✅وقتی به بستر #شهادت افتاد باز ندا داد که دنیا برای نام آور شجاعی مثل علی هم باقی نمیماند.

فرمود: من دیروز #همراهتان بودم و امروز عبرت شما هستم و فردا از شما جدا خواهم شد و #حالم جز این نیست: چون تشنه ای که دنبال آب بود و به آن رسید !

بُکا بر سيدالشهدا(ع) مجلس عظيمي نمی‌خواهد! 

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 3ام شهریور, 1396

​استاد سید محمّدمهدی میرباقری:

انسان می‌تواند خودش به تنهايي بنشيند گريه کند. 

بزرگي شنيده بود که مرحوم ملاآقا دربندي نمازشب‌هاي عجيبي مي‌خواند. يک شب ايشان را دعوت کرد و تا ديروقت نگه داشت. ديروقت که شد، گفتند: آقا همين‌جا استراحت کنيد! ايشان استراحت کرد. هنگام نمازشب مشاهده کردند که چند ساعت به اذان برخاست و در بسترش نشست و گفت: “السلام عليک يا اباعبدالله، حسين جان تو را کشتند…” اين را گفت و شروع کرد به گريه کردن و متصل گريه کرد. رفت وضو گرفت؛ گريه کرد. آمد و نشست؛ گريه کرد. همینطور گريه کرد تا اينکه اذان گفتند و بعد برخاست و نماز صبحش را خواند. 

نه اينکه ما هميشه بايد همين کار را بکنيم؛ بلکه هم باید نمازشب خواند و هم براي سيدالشهدا(ع) گريه کرد. 

اما اينگونه گريه‌کردن احتياجي به مجلس روضه ندارد. 

اگر بتوانيم در منزلمان مجالس روضه برگزار کنيم، بهتر است؛ چرا که اين روضه‌هاي هفتگي منزل و خانواده انسان را بيمه کرده و دست شيطان را از منزل ما قطع مي‌کند؛ اما اگر نشد، خودمان بنشينيم و براي امام حسين(ع) گريه کنيم…». ۹۳/۸/۱۳

اموات چشم انتظارند!!!

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 2ام شهریور, 1396

محمد بن مسلم از یاران بسیار خوب امام صادق (ع) از حضرت می پرسد: آیا وقتی ما به زیارت اهل قبور می رویم آنها متوجه می شوند ؟ امام صادق (ع) می فرمایند: به خدا قسم بله . هم می فهمند که شما رفته اید و هم خوشحال می شوند و با شما انس می گیرند . در روایت دیگری داریم که وقتی زائر قبر اموات از کنار قبر می رود ،یک مقدار ترس و وحشت به آنها دست می دهد . و از تنهایی دل آنها می گیرد. بنابراین کنار قبر رفتن این خصوصیت را دارد . چون نگاه شخص متوفی در عالم برزخ هنوز به این جسم و قبری که محل جسم او است برقرار است . به خاطر همین ارتباط و علاقه ای که اموات با جسم خود دارند ، گفته شده که بعد از مرگ به بدن احترام بگذارید . فکر نکنیم که شخص از دنیا رفته و هرکاری می خواهیم با بدن انجام دهیم .

مهریه مادی_ظاهری

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام شهریور, 1396

?اینکه گفته میشود، #آب مهریه حضرت زهرا(س) بوده است، چه معنایی دارد؟ آب مگر میتواند #مهریه شود؟

✅نکته ای که به اشتباه در مورد #مهریه حضرت زهرا(س) درک شده این است که:

مهریه ظاهری حضرت زهرا(س) #چهارصد درهم یا اندکی بیش تر یا کم تر بود، که با این #پول وسایلی خرید:

?پیراهنی به بهای هفت درهم. چارقدی به بهای چهار درهم . دستمال و قطیفه ای مشکی بافت خیبر . دو عدد تشک و چهارعدد بالش و پرده ای از پشم و یک تخته بوریا و یک آسیاب دستی و لگنی از مس و مشکی از چرم و یک ظرف چوبی و کاسه ای برای دوشیدن شیر .نیز یک آفتابه و یک خمره و چند عدد کوزه.

وقتی این ها را نزد پیامبر آوردند، فرمود: خدا به اهل بیت #برکت دهد.

?زندگانی حضرت فاطمه (س) ص 59.

✅به پیامبر گفتند: این مقدار #مهر فاطمه روی زمین است: مهر او در آسمان ها چه مقدار است ؟ فرمود: این سؤال ها را که #دردی را از شما دوا نمی کند، نپرسید. گفتند: نه ، برای ما اهمیت دارد؛ بفرمایید. فرمود: مهر فاطمه در آسمان ها یک پنجم زمین است.

 هر کس روی #زمین راه برود، در حالی که به فاطمه و فرزندان او بغض و کینه داشته باشد، #گناه کرده است.

?بحارالانوار،ج 43 ،ص 113.

✅از امام باقر(ع)نقل شده: #مهریه زهرا(س) یک پنجم دنیا و یک سوم بهشت و چهار نهر #فرات و نیل و نهروان و بلخ است، ولی روی زمین پانصد درهم قرار داده شد، تا برای دیگران اسوه و مِلاک باشد

✅ اگر در روایات، آب و ثلث بهشت به عنوان مهریه حضرت بیان شده ، مهریه اصطلاحی و #معروف نیست، بلکه مهریه معنوی است. 

مهریه متداول را باید شوهر از مال خود به همسرش بدهد، اما آب فرات و…و بهشت ملک امام علی نبود تا به حضرت زهرا بدهد، مگر اینکه از نوع ولایت تکوینی و به عنوان خلیفه الهی آن ها را مالک بر کل زمین بدانیم، اما این نوع مالکیت نیز از نوع مالکیت معنوی است.

این #روایات حاکی از حرمتی است که خدا برای بنده محبوبش حضرت زهرا قائل است. اما #مهریه ظاهری حضرت زهرا خیلی کم بود

جملاتی زیبا ازحضرت علی علیه السلام

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام شهریور, 1396

1. مردم را با لقب صد ا نکنید.

2. روزانه از خدا معذرت خواهی کنید.

3. خدا را همیشه ناظر خود ببینید.

4. لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید.

5. بدون تحقیق قضاوت نکنید.

6. اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.

7. صدقه دهید،چشم به جیب مردم ندوزید.

8. شجاع باشید،مرگ یکبار به سراغتان می آید.

9. سعی کنید بعد از خود،نام نیک بجای بگذارید.

10. دین را زیاد سخت نگیرید.

11. با علما و دانشمندان با عمل ارتباط برقرار کنید.

12. انتقادپذیر باشید.

13. مکار و حیله گر نباشید.

14. حامی مستضعفان باشید.

15. اگر میدانید کسی به شما وام نمیدهد،از او تقاضا نکنید.

16. نیکوکار بمیرید.

17. خود را نماینده خدا در امر دین بدانید.

18. فحّاش و بذله گو نباشید.

19. بیشتر از طاقت خود عبادت نکنید.

20. رحم دل باشید.

21. با قرآن آشنا شوید.

22. تا میتوانید بدنبال حل گره مردم باشید.

23. گریه نکردن از سختی دل است.

24. سختی دل از گناه زیاد است.

25. گناه زیاد از آرزوهای زیاد است.

26. آرزوی زیاد از فراموشی مرگ است.

27. فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست.

28. محبت به مال دنیا سرآغاز همه خطاهاست

( نهج البلاغه)

از امام علی (ع)پرسیدند واجب و واجبتر چیست؟

نزدیك و نزدیكتر كدامند؟ عجیب و عجیبتر چیست؟ سخت و سخت تر چیست؟ فرمود : واجب اطاعت از الله و واجبتر از آن ترك گناه است. نزدیك قیامت و نزدیكتر از آن مرگ است. عجیب دنیا وعجیبتر ازآن محبت دنیاست. .

اگر دوست داشتی این کلام امیر المومنین رو برای چند نفری بفرست معجزه نداره ولی ثواب داره

تصمیم حضرت علی علیه السلام

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام شهریور, 1396

محمّد بن سابق گويد: 

حضرت رضا عليه السّلام فرمود:

حضرت علىّ عليه السّلام فرمود: 

تصميم به #ازدواج گرفتم ولى جرأت نمى كردم اين مطلب را به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله عرض كنم، و مدّتى اين موضوع شب و روز در فكرم بود، تا اينكه روزى بر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله وارد شدم و آن حضرت فرمودند: اى عليّ! عرض كردم: بفرمائيد اى رسول خدا! 

?فرمود: آيا ميل و رغبتى به ازدواج دارى؟ عرض كردم: رسول خدا خود داناتر است- و گمان بردم حضرت يكى از زنان قريش را به عقد من درآورند- و من از اينكه فرصت ازدواج با #فاطمه را از دست دهم، نگران بودم، و متوجّه نشدم كه چه شد كه حضرت مرا صدا زدند و در خانه امّ سلمه به خدمتشان رسيدم، وقتى به من نگاه كردند، چهره شان درخشيد تبسّمى فرموده به گونه اى كه سفيدى دندانهايشان را كه مى درخشيد ديدم، حضرت به من فرمودند: اى علىّ! مژده! چرا كه خداوند مسأله #ازدواج تو را كه فكر مرا مشغول كرده بود خود به عهده گرفت. گفتم:  

قضيّه چيست يا رسول اللَّه!؟  

?حضرت فرمودند: جبرئيل با سنبل و قرنفل بهشتى نزد من آمد و آنها را به من داد، من آن دو را گرفتم و بوئيدم و گفتم: اى جبرئيل! اين سنبل و قرنفل را به چه مناسبت آورده اى؟ او گفت: خداوند تبارك و تعالى ملائكه ساكن بهشت و نيز ساير ساكنين آن را امر فرموده كه تمام بهشتها را با تمام درختها و رودخانه‌ها و ميوه‌ها و قصرهايش آذين بندند، و به بادهاى بهشتى دستور داده تا با بوى انواع عطر بوزند، و حور العين را به خواندن سوره هاى «طه»، «طس»، «شورى»، و سوره هايى كه با «طسم» شروع مى شود امر فرمود، و به يك منادى دستور داد كه چنين جار بزند: اى ملائكه من! و اى ساكنين بهشت من شاهد باشيد كه #فاطمه دختر محمّد را به #عقد #علىّ بن- ابى طالب در آوردم و به اين كار راضى و خشنودم، اين دو از يك ديگرند، سپس خداوند تبارك و تعالى به ملكى از ملائكه بهشت به نام راحيل- كه در بلاغت هيچ يك از ملائكه به پاى او نمى رسند- امر فرمود كه خطبه بخواند، او نيز خطبه اى خواند كه اهل آسمان و زمين چنين خطبه اى نياورده بودند، سپس به يك منادى دستور داد تا چنين جار بزند: اى ملائكه من و اى ساكنين بهشت من! به علىّ بن ابى طالب حبيب محمّد، و فاطمه دختر محمّد تبريك بگوييد، چه اينكه من براى آنان خير و بركت قرار دادم،راحيل گفت: بركت تو بر آن دو بيشتر از آنچه ما در بهشت و منزلت براى آنان مشاهده كرديم نيست؟ 

?خداوند فرمود: اى راحيل! از جمله بركت من بر آن دو اين است كه آنان را بر محبّت خودم، با هم همراه مى كنم و حجّت خود بر مردم قرارشان مى دهم، و قسم به عزّت و جلالم كه از آن دو، نسل و فرزندانى بوجود خواهم آورد كه در زمين گنجينه داران و معادن حكمت خود قرارشان خواهم داد، بعد از پيامبران، آنان را حجّت بر مردم قرار مى دهم.  

پس مژده بده اى علىّ! كه من نيز، همچون خداى رحمان، دخترم فاطمه را به ازدواج تو درآوردم و آنچه را كه خداوند براى او پسنديد، من نيز پسنديدم.  

حال دست همسر خود را بگير كه تو از من نسبت به او سزاوارترى، جبرئيل عليه السّلام به من خبر داد كه بهشت و اهل آن، مشتاق شما دو نفرند، و اگر خداوند تبارك و تعالى نمى خواست از نسل شما حجّتى بر خلق برگزيند، خواسته بهشت و اهل بهشت را در مورد شما دو نفر اجابت مى فرمود، پس تو چه خوب #برادر و چه خوب #داماد و چه خوب #همدمى هستى، و رضايت خدا براى تو كافى است و از رضايت هر كس ديگر بهتر است،حضرت على عليه السّلام گفت: «رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَ»

(پروردگارا! مرا بر آن دار كه شكر نعمتى كه به من دادى، بجاى آرم- نمل: ۱۹) حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نيز آمين گفتند.  

?عیون اخبارالرضا علیه السلام،ج1،ص459

☀️اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام ☀️

اَللَّهُمَّ العَنِ الجِبتَ وَ الطّاغوت وَ النَّعثَل وَ عَذّبهُم عَذاباً شَدیداً

 سر جدا شده ی شهیدی که پنج دقیقه یا حسین میگفت ...

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام شهریور, 1396

?درجاده بصره_خرمشهر وقتی که #شهید #علی_اکبر_دهقان به شهادت رسید ،

?ایشون همان طور که میدوید از پشت از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و سرش جداشد …

?در همان حال که تنش داشت میدوید سرش روی زمین می غلتید …

?سر این شهید بزرگوار حدود پنج دقیقه فریاد یا حسین یا حسین سر میداد … همه داشتند گریه میکردند …

?چند دقیقه بعد از توی کوله پشتی اش وصیتنامه اش رو برداشتند نوشته بود : 

?خدایا من شنیده ام که امام حسین علیه السلام با لب تشنه شهید شده ، من هم دوست دارم این گونه شهید بشم .

خدایا شنیده ام که سر امام حسین  را از پشت بریده اند ؛ من هم دوست دارم سرم از پشت بریده بشه …

خدایا شنیده ام سر امام حسین علیه السلام بالای نیزه قرآن خونده ؛ من که مثل امام اسرار قرآن را نمی دونم ولی به امام حسین علیه السلام خیلی عشق دارم …

?دوست دارم وقتی شهید میشم سر بریده ام به ذکر یا حسین یا حسین باشه .

? شهید_علی اڪبر دهقان

?نقل از ڪتاب روایت مقدس، ص300

قرآن،علی ابن ابیطالب است

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام شهریور, 1396

?ذلک الکتاب لا ریب فیه

?امام صادق علیه السلام فرمودند:

 ?مراد از «الکتاب»، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است و «لا ریب فیه» یعنی شکی در  نیست که آن علی(علیه السلام) امام است.

?هدیً للمتقین، یعنی شیعیان پرهیزکار حقیقی یا شیعیان واقعی ما می‌باشند.

?امیرالمؤمنین علیه‌السلام در جنگ صفین به اصحاب معاویه فرمود: بدانید! قرآن و کتاب ناطق خدا من می‌باشم.«انا الکتاب وکتاب اللّه الناطق»

?منابع اهل سنت و تشیع:

?ینابیع المودة: ج1 ص214 

?شرح احقاق الحق: ج7 ص595.

?تفسیر کنز الدقائق: ج1 ص79.

?وسایل الشیعه: ج27 ص34.

?تأویل الآیات: ج1 ص31

? معانی الاخبار 23

? تفسیر عیاشی: ج1 ص25

⭕️ هدیً للمتقین

? «هدیً للمتقین» علی بن ابی طالب علیه‌السلام است که یک چشم به هم زدنی بسوی شرک و بت پرستی نرفته و خالصانه خدا را عبادت نموده و او و شیعیانش بدون حساب وارد بهشت می‌شوند. 

?«علی بن أبی طالب الذی لم یشرک باللّه طرفة عین، اتقی الشرک وعبادة الأوثان وأخلص للّه العبادة، یبعث إلی الجنة بغیر حساب هو وشیعته»

?منابع اهل سنت:

?شواهد التنزیل: ج1 ص86

? روح المعانی آلوسی: ج1 ص38

ازدواج فاطمه (س)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام شهریور, 1396

وقتی فاطمه (س) به سن ازدواج رسید، بعضی از صحابه رسول خدا (ص) و افراد مشهور و ثروتمند از او خواستگاری کردند، اما رسول خدا (ص) در جواب همه آن افراد می فرمود:

امر از ادواج فاطمه به اراده و فرمان پروردگارش وابسته است و من در این زمینه منتظر فرمان پروردگار هستم. تا این که یک روز علی (ع) طبق پیشنهاد بعضی از اصحاب به خانه رسول خدا (ص) رفت. از آمدن علی (ع) در آن ساعت و بعضی صحبت های مقدماتی او، در مورد زندگی و سوابق خودش رسول خدا (ص) متوجه منظور او شد، اگر چه حیا و رعایت ادب خاص در مورد رسول خدا مانع می شد که او صراحتاً منظور خود را بیان کند.

رسول خدا (ص) فرمود یا علی گو این که به خواستگاری فاطمه (س) آمده ای! علی (ع) عرض کرد بلی یا رسول الله (ص)

رسول خدا با چهره ای متبسّم که حاکی از سرور و خوشحالی او بود، فرمود یا علی صبر کن تا من با فاطمه (س) صحبت کنم و نظر او را جویا شوم. و بعد نزد فاطمه رفت و موضوع خواستگاری علی (ع) را با او اظهار فرمود. فاطمه (س) سر خود را پائین انداخت و با سکوت توأم با حیا، رضایت خود را اعلام کرد. رسول خدا (ص) فرمود: «الله اکبر سکوت او به منزله اقرار و رضایت او است.»

در این زمان ملکی به حضور رسول خدا (ص) نازل شد و فرمان پروردگار در مورد ازدواج فاطمه (س) با علی بن ابیطالب (ع) را اعلام کرد و گفت جبرئیل بعد از من نازل خواهد شد و خبرهائی از کرامت پروردگار را ابلاغ خواهد کرد. رسول خدا (ص) در این زمینه فرمود:

فرشته ای نزد من آمد و گفت یا محمد (ص) پروردگار بر تو سلام فرستاد و فرمود: من در ملأ اعلی دخترت فاطمه (س) به ازدواج علی بن ابیطالب (ع) در آوردم، تو هم در زمین آن دو را به ازدواج یکدیگر در آور.

پیامبر اکرم (ص) در مراسم بسیار ساده ای فاطمه (س) را به عقد علی (ع) در آورد و مهریه او پانصد درهم تعیین شد که از فروخته شدن زره جنگی علی (ع) تأمین شد. پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمود: چیزی داری که مهریه همسرت قرار بدهی؟! او عرض کرد پدر و مادرم به فدایت، تو از زندگی من آگاهی، من جز یک شمشیر و یک زره و یک شتر چیز دیگری ندارم. رسول خدا (ص) فرمود: به شمشیرت در جنگ ها احتیاج داری و شتر را هم برای کارهای خودت احتیاج داری ولی می توانی زره خود را بفروشی و قیمت آن را مهریه قرار بدهی.

وقتی زره فروخته شد و قیمت آن را علی (ع) حضور رسول خدا (ص) آورد، آن حضرت مقداری از آن پول را به بعضی از اصحاب دادند و فرمودند بروید برای دخترم فاطمه وسایل زندگی- جهیزیه- تهیه کنید. جهیزیه ساده ای برای فاطمه (س) تهیه شد. و آن زندگی شکوهمند پر برکت با همین تشریفات بسیار ساده و بدون ملتزم شدن به آداب و رسوم مزاحم و دست و پا گیر و غیر ضروری که بین اقوام و ملل آن زمان مرسوم بود تحقق یافت. در تمامی رفتارهای مربوط به این عقد ازدواج و مراسم شروع زندگی آن دو بزرگوار رضای پروردگار عالم، و آموزش سادگی زندگی انسان ها مورد عمل قرار گرفت.

ازدواج آسمانی

گفته شد که پیامبر اکرم (ص) در جواب کسانی که از فاطمه (س) خواستگاری می کردند، می فرمود: امر ازدواج فاطمه (س) به اراده و فرمان پروردگارش وابسته است، اما وقتی حضرت علی (ع) به خواستگاری او آمد اظهار خوشحالی کرد و فرمود که: یا علی صبر کن با فاطمه (س) صحبت کنم و نظر او را جویا شوم. گو اینکه اراده خداوند در این موضوع یعنی ازدواج فاطمه (س) با امیرالمونین علی (ع) به رسول خدا (ص) ابلاغ و اعلام شده بود و همچنین بعد از اعلام موافقت با این خواستگاری، فرمود:

فرشته ای نزد من آمد و گفت: یا محمد پروردگارت بر تو سلام فرستاد و فرمود: من در ملأ اعلی دخترت فاطمه (س) را به ازدواج علی بن ابی طالب (ع) در آوردم، تو هم در زمین آن دو را به ازدواج یکدیگر درآور.

از این رفتارها و سخنان رسول اکرم (ص) بر می آید که این ازدواج یک امر عادی و شخصی و فقط مربوط به شخص رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه زهرا (س) نیست و بلکه ارتباط خاصی به ربوبیّت خداوند و رسالت رسول خدا (ص) و امامت امیرالمونین علی (ع) و همچنین به زندگی انسانهای دیگر دارد.

خداوند عالمیان پیامبران خود را به صورت خاصی تحت آموزش ها و مراقبت ها قرار می داد و آنها را برای مقام پیامبری آماده می کرد، به طوریکه به عنوان نمونه در مورد حضرت موسی (ع) و حفاظت او از کشته شدن به دست فرعون و پرورش او برای مقام پیامبری به این موضوع تصریح فرموده است. این موضوع در قرآن مجید به صراحت ذکر شده است، به طوریکه می فرماید:

« وَأَلْقَيْتُ عَلَيْکَ مَحَبَّةً مِّنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي» (طه آیه ۳۹) یعنی محبتی از خود برای تو افکندم تا تحت نظر من پرورش یابی. همچنین فرمود:

«وَﭐصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِي» (طه آیه ۴۱) یعنی تو را برای خود پروردم.

امیرالمؤمنین علی (ع) در مورد رسول خدا (ص) می فرماید:

«و لقد قرن الله به- صلی الله علیه و آله- من لدن أن کان فطیماً اعظم ملک من ملائکته

منصوره، لقب آسماني فاطمه (س)

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 30ام مرداد, 1396

 سدير صيرفي از امام صادق «عليه السلام» از پدران بزرگوارش عليهم السلام نقل مي‌كند كه رسول الله «صلي الله عليه وآله» فرمود: از جبرئيل پرسيدم: چرا فاطمه «عليها السلام» در آسمان منصوره و در زمين فاطمه «عليها السلام» نام گرفت؟ 

? جبرئيل گفت: در زمين فاطمه «عليها السلام» ناميده شد، زيرا شيعيان خود را از آتش جدا كرده و نجات مي‌بخشد و دشمنانش نيز از محبتش جدا گشته‌اند، و در آسمان منصوره ناميده شد به دليل فرموده خداوند عزوجل كه مي‌فرمايد: در آن روز مؤمنين به ياري حق خوشحال مي‌شوند و حق‌تعالي هر كه را بخواهد ياري مي‌كند كه منظور، همان ياري كردن فاطمه «عليها السلام» از دوستانش مي‌باشد.

? #فرهنگ_فاطمیه ، الفبای شخصیتی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها 

ﺩﺭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺤﻤّﺪ ﺗﻘﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 30ام مرداد, 1396

ﻣﻜﺸﻮﻑ ﺑﺎﺩ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺀﻣﻮﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺟﻮﺍﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﻮﺕ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺵ ﺑﻪ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻃﻠﺒﻴﺪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮد ﺭﺍ ﺗﺰﻭﻳﺞ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻤﻮﺩ، ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﭼﻨﺪﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺳﻮﺀ ﻣﻌﺎﺷﺮﺕ ﻣﺎﺀﻣﻮﻥ ﻣﻨﺰﺟﺮ ﮔﺮﺩﻳﺪ، ﺍﺯ ﻣﺎﺀﻣﻮﻥ ﺭﺧﺼﺖ ﻃﻠﺒﻴﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺣﺞ ﺑﻴﺖ ﺍﻟﻠّﻪ ﺍﻟﺤﺮﺍﻡ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺟﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﻌﺎﻭﺩﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺗﻮﻗﻒ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺎﺀﻣﻮﻥ ﻭﻓﺎﺕ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻣﻌﺘﺼﻢ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺍﻭ ﻏﺼﺐ ﺧﻠﺎﻓﺖ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﻫﻔﺪﻫﻢ ﺭﺟﺐ ﺳﺎﻝ ﺩﻭﻳﺴﺖ ﻭ ﻫﻴﺠﺪﻩ ﻫﺠﺮﻯ ﺑﻮﺩﻩ. 

⚫️ ﻭ ﭼﻮﻥ ﻣﻌﺘﺼﻢ ﺧﻠﻴﻔﻪ ﺷﺪ ﺍﺯ ﻭﻓﻮﺭ ﺍﺳﺘﻤﺎﻉ ﻓﻀﺎﻳﻞ ﻭ ﻛﻤﺎﻟﺎﺕ ﺁﻥ ﻣﻌﺪﻥ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺧﻴﺮﺍﺕ ﻧﺎﺋﺮﻩ ﺣﺴﺪ ﺩﺭ ﻛﺎﻧﻮﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﺍﺵ ﺍﺷﺘﻌﺎﻝ ﻳﺎﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﺩﻓﻊ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺮﺁﻣﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻃﻠﺒﻴﺪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﭼﻮﻥ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻧﻤﻮﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻰ ﺍﻟﻨﻘﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺧﻠﻴﻔﻪ ﻭ ﺟﺎﻧﺸﻴﻦ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﺩﺍﻧﻴﺪ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻛﺎﺑﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﻭ ﺛﻘﺎﺕ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﻧﺺ ﺻﺮﻳﺢ ﺑﺮ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﮔﺮﺍﻣﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﺩﺍﻉ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻝ ﺧﻮﻧﻴﻦ ﻣﻔﺎﺭﻗﺖ ﺗﺮﺑﺖ ﺟﺪ ﺧﻮﺩ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﻫﺸﺘﻢ ﻣﺤﺮﻡ ﺳﺎﻝ ﺩﻭﻳﺴﺖ ﻭ ﺑﻴﺴﺘﻢ ﻫﺠﺮﻯ ﺩﺍﺧﻞ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺷﺪ ﻭ ﻣﻌﺘﺼﻢ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻫﺮ ﺷﻬﻴﺪ ﻛﺮﺩ.  

آیا می‌دانید «یَعْسوب» به چه معناست؟

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 29ام مرداد, 1396

?« یَـعْســوبُ? الــدّین»?

 

یکی از القاب زیبای مولا امیرالمؤمنین(ع) است.

 در زبان عرب به فرماندۂ زنبورهای عسل «یَعْسوب» می‌گویند.

✨?«هنگامی که زنبورهای کارگر گل‌ها را برای درست کردنِ عسل می‌مکند و به کندو باز می‌گردند، ابتدا موردِ بازرسی قرار می‌گیرند.

بدین صورت که فرماندۂ زنبورها (یَعْسوب) در جلوی درِ کندو می‌ایستد. آنگاه زنبورها را بو می‌کند، هر زنبوری که بر روی گلِ بَدبو نشسته باشد و توشۂ بَدبو به همراه داشته باشد حق ورود به کندو را ندارد، بلکه مورد تهاجمِ زنبورهای نگهبان واقع می‌شود، و اگر موفق به فرار نشود لاشه او موجب عبرتِ سایر زنبورها خواهد شد. ????

 آری؛ امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در روز قیامت بر درِ بهشت می‌ایستد، و هر کسی را که بوی ولایت آن حضرت را با خود نداشته باشد از ورود به بهشت محروم می‌نماید.»

? امالی شیخ طوسی، ج۱ ص۱۱۴

☀️اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام ☀️

اَللَّهُمَّ العَنِ الجِبتَ وَ الطّاغوت وَ النَّعثَل وَ عَذّبهُم عَذاباً شَدیداً

 امام مهربان

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 28ام مرداد, 1396

?ریّان بن صلت می گوید:

می خواستم از خراسان برگردم به عراق

رفتم که با امام رضا علیه السلام خداحافظی کنم.

?توی راه با خودم گفتم یادم باشد بعد از خداحافظی، یکی از لباس های امام را از ایشان بگیرم که کفنم باشد.

?باز با خودم گفتم یادم باشد از آقا چند درهم از مال شخصی خودش را بخواهم که تبرک باشد و با آن ها برای دخترهایم انگشتر بسازم

?پیش امام رسیدم

از فکر جدایی با امام و شدت دلتنگی گریه کردم و اصلاً کارهای دیگر را یادم رفت.

بیرون آمدم.

?امام صدایم زد: ریّان برگرد!

برگشتم

فرمود دوست داری یک مقدار از درهم های خودم را بدهم تا برای دخترهایت انگشتر بسازی؟

?دلت می خواهد یکی از پیراهن هایم را بدهم  که هر وقت از دنیا رفتی، با آن کفنت کنند؟….

?منتهی الآمال/ج۲/باب دهم/فصل سوم/گفتار پنجم

خصوصیات حق از نظر علی علیه السلام

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 27ام مرداد, 1396

? خصوصيت سومي كه براي حق ذكر كرده اين است كه رعايت حق در جامعه بدون‏ تعاون و همدرد بودن و همكاريهاي اجتماعي ميسر نيست، يك فرد هر اندازه‏ كامل و منزه باشد ، هر اندازه سابقه ‏اش در حق زياد باشد از كمك و همكاري‏ ديگري بي نياز نيست، هيچكس نمي‏تواند بگويد من اجل شأناً هستم از اينكه‏ ديگري بخواهد مرا در كار حق كمك كند و هيچكس هم هر اندازه در نظرها كوچك و حقير باشد، پايين تر از اين نيست كه كمك كار و مدد كار ديگران‏ باشد. 

? نبايد چنين تصور كرد كه فلان شخص كم شخصيت تر از اين است كه او را در همكاريهاي اجتماعي در راه خير به بازي بگيريم. نه هيچكس در سطح‏ عالي تر از همكاري در كار خير قرار گرفته و نه كسي در سطح پايين تر از اينها قرار گرفته. اينكه خداوند در قرآن كريم فرموده در نيكوكاري و در تقوا معاون و كمك كار يكديگر بوده باشيد، همه افراد را از عالي و داني‏، عالم و جاهل، قوي و ضعيف، ارباب و نوكر، همه را با هم فرا گرفته‏ است. اينكه هر كسي خودش را در سطحي بالاتر از همفكري و همكاري با ديگران بداند سبب مي‏شود كه افراد جامعه اتصال و پيوستگي خود را از دست‏ بدهند، همان طوري كه يك بنا و ساختمان مادامي برپاست كه اتصال و ارتباط بين مصالحي كه به كار رفته محفوظ باشد والا با انباشتن يك عده آجر و چوب و آهن و سيمان روي يكديگر بدون آنكه جوش و اتصالي بين آنها باشد ساختمان به وجود نمي‏ آيد. رسول اكرم فرمود: مثل مؤمنين مثل ساختمان است كه بعضي بعضي ديگر را نگه‏ مي‏دارد، يعني بين آنها اتصال و ارتباط بر قرار است.

? #حکمتهاواندرزها ، شهید مطهری (س)

معرفت امیرالمومنین ع

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 27ام مرداد, 1396

​در اصول کافی درباره آیه من کان یرید حرث الاخره ….از امام صادق(ع) آمده است که فرمودند: هر کس کشت آخرت را بخواهد یعنی معرفت امیر المومنین(ع) و ائمه علیهم السلام است که خداوند در کشتش بیفزاید و معرفتش را فزون کند تا بهره ی خویش را از دولت امامان دریافت نماید

و هر کس کشت دنیا را بخواهد چیزی از آن به او میدهیم و در آخرت او را بهره ای نیست که امام صادق فرمودند :یعنی برای او در دولت حق بهره ای نیست.

داستان کرامت امام رضابه مناسبت روز زیارتی اقا

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

 وقتی یک زوج جوان آمریکایی به کرامت_شگفت_انگیز امام رضا (علیه السلام) مسلمان و شیعه میشوند (کمی طولانی اما بسیار زیبا و خواندنی) ?آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله) در کتاب «بسوی خودسازی» (ص۲۲۵_۲۳۰) مینویسند:  ? شخصي مورد اطمينان و وثوق برايم نقل كرد كه در مشهد مقدّس و در منزل يكي از دوستان با دو دانشجوي آمريكايي كه زن و شوهر بودند ملاقات كردم. براي آن دو، #داستان_شگفت_آوري رخ داده بود كه به تقاضاي ميزبان آن داستان را براي ما نقل كردند: ? آن دو جوان آمريكايي گفتند: وقتي كه ما در يكي از دانشگاه هاي آمريكا مشغول تحصيل بوديم، پيوسته در خود احساس #خلأ مي كرديم. با اشاره به سينه اش گفت: احساس مي كردم كه اينجا خالي است. سپس خيال كردم كه اين خلأ و كمبود ناشي از غريزه جنسي است و با ازدواج و انتخاب همسر، آن خلأ پر مي گردد. از اين رو، هر دو تصميم گرفتيم كه با همديگر ازدواج كنيم؛ امّا پس از ازدواج نيز آن خلأ پر نشد و كما كان آن كمبود و خلأ را در خود احساس مي كرديم.   ?از اين امر سخت ناراحت گشتم و با اين كه به همسرم علاقه داشتم، در ظاهر تمايلي به او نشان نمي دادم و گاهي حتّي حوصله صحبت كردن با او را هم نداشتم. روزي براي عذرخواهي به او گفتم: اگر گاهي مي نگري كه من حال خاصّي دارم و از شما دوري مي گزينم، خيال نكنيد كه علاقه اي به شما ندارم؛ بلكه اين ناراحتي و افسردگي و احساس خلأ از دوران دانشجويي در من بوده و تاكنون رفع نشده است و هر از چند گاه بدان مبتلا مي گردم. 

ادامه »

داستان کرامت امام رضابه مناسبت روز زیارتی آقا

نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام مرداد, 1396

بسم الله

? وقتی یک زوج جوان آمریکایی به #کرامت_شگفت_انگیز امام رضا (علیه السلام) مسلمان و شیعه میشوند (کمی طولانی اما بسیار زیبا و خواندنی)

?آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله) در کتاب «بسوی خودسازی» (ص۲۲۵_۲۳۰) مینویسند: 

? شخصي مورد اطمينان و وثوق برايم نقل كرد كه در مشهد مقدّس و در منزل يكي از دوستان با دو دانشجوي آمريكايي كه زن و شوهر بودند ملاقات كردم. براي آن دو، #داستان_شگفت_آوري رخ داده بود كه به تقاضاي ميزبان آن داستان را براي ما نقل كردند:

? آن دو جوان آمريكايي گفتند: وقتي كه ما در يكي از دانشگاه هاي آمريكا مشغول تحصيل بوديم، پيوسته در خود احساس #خلأ مي كرديم. با اشاره به سينه اش گفت: احساس مي كردم كه اينجا خالي است. سپس خيال كردم كه اين خلأ و كمبود ناشي از غريزه جنسي است و با ازدواج و انتخاب همسر، آن خلأ پر مي گردد. از اين رو، هر دو تصميم گرفتيم كه با همديگر ازدواج كنيم؛ امّا پس از ازدواج نيز آن خلأ پر نشد و كما كان آن كمبود و خلأ را در خود احساس مي كرديم.

 

?از اين امر سخت ناراحت گشتم و با اين كه به همسرم علاقه داشتم، در ظاهر تمايلي به او نشان نمي دادم و گاهي حتّي حوصله صحبت كردن با او را هم نداشتم. روزي براي عذرخواهي به او گفتم: اگر گاهي مي نگري كه من حال خاصّي دارم و از شما دوري مي گزينم، خيال نكنيد كه علاقه اي به شما ندارم؛ بلكه اين ناراحتي و افسردگي و احساس خلأ از دوران دانشجويي در من بوده و تاكنون رفع نشده است و هر از چند گاه بدان مبتلا مي گردم. 

?همسرم گفت: اتّفاقاً من نيز چنين حالتي دارم. پس از آن گفتگو، پي بردم كه احساس خلأ دروني درك مشترك هر دوي ماست، و در نتيجه تصميم گرفتيم كه براي رفع آن چاره اي بينديشيم. در آغاز، بنا گذاشتيم كه بيشتر به #كليسا رفت و آمد داشته باشيم و به مسائل معنوي بپردازيم، شايد آن خلأ برطرف گردد.

? ارتباطمان را با كليسا و مسائل معنوي گسترش داديم و در آن زمينه، كتاب هايي را نيز مطالعه كرديم؛ امّآ آن خلأ و عطش معنوي رفع نشد. چون شنيده بوديم كه در كشورهاي شرقي، به خصوص چين و هندوستان، مذاهبي وجود دارند كه مردم را به رياضت و انجام تمرين هاي ويژه اي براي رسيدن به حقيقت دعوت مي كنند، تصميم گرفتيم كه به آن كشورها سفر كنيم؛ و چون چين، از ديگر كشورهاي شرقي، به آمريكا نزديك تر است ابتدا به #چين سفر كرديم. 

? در چين، از مسؤولان سفارت آمريكا درخواست كرديم كساني را كه در آن كشور در زمينة مسائل معنوي و رياضت كشي سرآمدند به ما معرفي كنند و آن ها شخصي را به ما معرفي كردند كه گفته مي شد رهبر روحانيون مذهبي چين و بزرگترين شخصيت معنوي آن كشور است. با كمک سفارت، موفق شديم نزد او برويم و با راهنمايي و كمك او مدّتي به رياضت مشغول شديم؛ امّا كمبود معنوي و خلأ دروني مان برطرف نگرديد!

? از چين به تبّت رفتيم و در آنجا و در دامنه هاي #كوه_هيماليا معبدهايي بود كه عده اي در آن ها به عبادت و رياضت مي پرداختند. به ما اجازه دادند كه به يكي از معبدها راه يابيم و مدّتي را به رياضت بپردازيم. رياضت هايي كه آنجا متحمل مي شديم بسيار سخت بود، از جمله چهل شب روي تختي كه روي آن ميخ هاي تيزي كوبيده بودند، مي خوابيديم. پس از گذراندن مدّتي در آنجا و انجام رياضت ها و عبادت، باز احساس كرديم خلأ دروني ما كماكان باقي است و رفع نگرديده.

? از آنجا به #هندوستان رفتيم و با مرتاضان زيادي تماس گرفتيم و مدّتي در آنجا به رياضت پرداختيم، امّا نتيجه نگرفتيم و مأيوس گرديديم. 

?بالاخره اين تصور در ما پديد آمد كه اصلاً در عالم حقيقت و واقعيتي نيست كه بتواند خلأ دروني انسان را اشباع كند. نا اميدانه تصميم گرفتيم كه از طريق خاورميانه به اروپا و سپس آمريكا رهسپار گرديم.

?از هندوستان به پاكستان و از طريق افغانستان به ايران آمديم و ابتدا وارد شهر بزرگ #مشهد شديم و آن را شهر عجيبي يافتيم كه نمونة آن را تاكنون مشاهده نكرده بوديم. در وسط شهر ساختماني جالب و با شكوه با #گنبد و #گلدسته_هاي_طلا كه پيوسته انبوهي از مردم به آن رفت و آمد داشتند، ما را به خود جلب كرد!

❓ سؤال كردم: اينجا چه خبر است و اين مردم چه ديني دارند؟

?گفتند: اين مردم مسلمانند و كتاب مذهبي آنان قرآن است و در اين شهر و اين ساختمان يكي از رهبران مذهبي آن ها كه به او امام مي گويند دفن شده است. 

❓پرسيدم: امام كيست و چه مي كند؟

? گفتند: امام انسان كاملي است كه به عالي ترين مراحل كمال انساني رسيده است و او با رسيدن به آن مقام، ديگر مرگي ندارد و پس از رخت بر بستن از دنيا نيز زنده است. چون اين مسلمانان چنين اعتقادي دارند، به زيارت ايشان مي روند و با عرض ادب و احترام حاجت مي خواهند و امام حاجت آن ها را برآورده مي سازد. 

❓گفتم: قسمت هاي برجسته اي از قرآن را براي مانقل كنيد؟

? به ما گفتند: در يكي از آيات قرآن آمده است كه هر چيزي خداوند را تسبيح مي گويد

! (إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ -اسراء ۴۴- )

❗️آن سخنان براي ما معمايي شد كه چطور با اين كه امام آن ها مرده است، باز او را زنده مي دانند و به علاوه، معتقدند كه همه چيز، حتّي كوه ها و درختان، خدا را تسبيح مي گويند؟ باور نكرديم و تصميم گرفتيم براي تماشا وارد آن حرم مشهد رضوي بشويم. 

?بهنگام ورود در صحن، يكي از خادمان كه وسيله اي شبيه چماق با روكش نقره در دست داشت، وقتي متوجه شد ما خارجي هستيم از ورودمان به صحن جلوگيري كرد و گفت: ورود خارجي ممنوع است!?

? گفتم: ما چندين هزار كيلومتر در دنيا سفر كرده ايم و به اماكن گوناگوني وارد شده ايم و هيچ كجا به ما نگفتند كه ورود خارجي ممنوع است، چرا شما از ورود ما جلوگيري مي كنيد؟ قصد ما تنها تماشاي اين محل است و نيّت بدي نداريم. هر چه اصرار كردم فايده اي نبخشيد و از ورود ما جلوگيري كردند و ما با ناراحتي از آنجا دور شديم و در آن حوالي روبروي مسافرخانه اي لب جوي آب نشستيم. 

?من مدّتي به فكر فرو رفتم كه نكند در عالم حقيقتي باشد كه در اينجا نهان است و ما نشناسيم؟ ما كه آن همه زحمت و رياضت را تحمّل كرده و نتيجه اي نگرفته ايم، اگر در اينجا خبري باشد و آنان ما را راه ندادند كه از آن مطلع گرديم، برايمان سخت حسرت آور و رنج آور است كه با آن همه زحمت، تلاش و تحمّل رنج سفر از رسيدن به آن حقيقت محروم بمانيم. بي اختيار گريه ام گرفت و مدّتي گريستم.

⚠️ ناگهان اين فكر به ذهنم خطور كرد كسي كه آنجا مدفون است، يا امام و انسان كامل است و آن ها راست مي گويند، يا دروغ مي گويند و او انسان كامل نيست. اگر آن ها راست بگويند و به واقع او زنده است و بر همه جا احاطه دارد، خودش مي داند كه ما به دنبال چه هدفي اين همه راه آمده ايم و بايد ما را دريابد؛ و اگر آنان دروغ مي گويند، ضرورتي ندارد كه ما به تماشاي آنجا برويم. 

?همين طور كه اشك مي ريختم و خود را تسلّي مي دادم، دست فروشي كه تعدادي آيينه، مهر و تسبيح در دست داشت نزدم آمد و به انگليسي و با لهجة شهر خودمان گفت: چرا ناراحتي؟ سر بلند كردم و جريان را براي او گفتم كه ما براي كشف حقيقت به چندين كشور سفر كرده ايم و سال ها رياضت كشيده ايم و اكنون كه به اينجا آمده ايم، به حرم راهمان نمي دهند. 

?او گفت: ناراحت نباش، برو، راهتان مي دهند. 

✨گفتم: الآن ما به آنجا رفتيم و راهمان ندادند. 

✨گفت: آن وقت اجازه نداشتند!

?من در آن لحظه، فكر نكردم كه چطور آن دست فروش به انگليسي آن هم به لهجة محلي با من حرف زد و از كجا خبر داشت كه قبلاً خادمان حرم اجازه نداشتند كه ما را راه دهند و اكنون اجازه دارند؛ و چرا من راز دلم را براي او گفتم. بالاخره به طرف حرم راه افتاديم و وقتي به در صحن رسيديم، خادم مانع ورود ما نشد. پيش خود گفتم، شايد ما را نديده، برگشتيم و به او نگاه كرديم؛ اما او عكس العملي نشان نداد!!?

? وارد صحن شديم و به راهرويي رسيديم كه جمعيّت انبوهي از آنجا وارد حرم مي شدند، ما نيز همراه جمعيّت وارد راهرو شديم. فشار جمعيّت ما را از اين سو به آن سو مي كشاند، تا اين كه به درب ورودی ضریح حرم رسيدم و گرچه فشار جمعيّت زياد بود، امّا ناگهان من احساس كردم كه اطرافم خالي است و هر چه جلو رفتم، پيرامونم خلوت تر مي شد و بدون مزاحمت، ناراحتي و فشار جمعيّت به پنجره هاي ضريح مقدّس رسيدم . 

?مشاهده كردم كه در درون ضريح شخصي ايستاده. بي اختيار تعظيم و سلام كردم، آن حضرت با لبخند جواب سلام مرا دادند و فرمودند: چه مي خواهي؟ من هر چه قبلاً در ذهنم بود، يك باره از ذهنم رفت و هر چه خواستم بگويم كه چه مي خواهم، چيزي به ذهنم نيامد؛ فقط يك مطلب به ذهنم آمد كه در محضر حضرت گفتم و آن اين بود كه من شنيده ام در قرآن نوشته شده همة موجودات خدا را تسبيح مي گويند. وقتي آن مطلب را عرض كردم، فرمودند: به تو نشان مي دهم.

 ✨بعد بي اختيار راه افتادم که از محیط ضریح بيرون بیایم و باز احساس كردم كه پيرامون من خلوت است و كسي مزاحم من نمي شود. 

✨از حضرت خداحافظي كردم و از محیط ضریح خارج شدم، امّا مبهوت شده بودم.

? وقتي به صحن حرم وارد گرديدم، حالتي به من دست داد كه مي شنيدم هر آنچه پيرامون من هست، از در و ديوار و درخت و زمين و آسمان، #تسبيح_ميگويند! با مشاهده ی اين صحنه، ديگر چيز نفهميدم و بي هوش بر روي زمين افتادم.

✨ پس از به هوش آمدن، خود را در اتاقي و بر روي تختي ديدم كه عده اي آب به صورتم مي ريختند تا به هوش آيم.

? پس از آن واقعه، من متوجه شدم كه در عالم حقيقتي وجود دارد و آن حقيقت در اينجاست و انسان مي تواند به مقامي برسد كه مرگ و زندگي براي او يكسان باشد و او مرگ نداشته باشد و هم چنين پي بردم كه قرآن راست مي گويد كه همه چيز تسبيح گوي خداست. 

?[ بیان آیت الله مصباح در ادامه ی نقل این واقعه مینویسند: ] نكته ی جالب در داستان فوق اين است كه با آن رخداد خارق العاده همه ی حقايق از طريق شهود براي آن جوان ثابت شد. مسلّماً از طريق برهان و بررسي هاي علمي فرصت زيادي لازم بود كه او به همة حقايق واقف گردد؛ چون وقتي خواهان شناخت خدا مي شد، بايد مدّتي را براي اثبات وجود خدا صرف مي كرد و پس از آن، نوبت به اثبات نبوّت و پس از آن اثبات امامت و ساير مسائل مي رسيد. امّا با يک حادثه، همه چيز براي او ثابت شد:

? او [مستقیماً فقط] با شناخت امام هشتم (عليه السّلام) و حقّانيّت ايشان، حقّانيّت شيعه و معتقدات آنان را نيز شناخت و دريافت كه امام مرگ ندارد و مرگ ظاهري معصوم تأثيري در رفتار و تداوم فعاليّت ها و تصرفات تكويني و معنوي ايشان ندارد. هم چنين حقّانيت قرآن و ساير مقدّسات و اصول مذهبي و ديني ما براي او ثابت شد.

?خداوند متعال میفرماید: «الذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» «كسانى كه در راه ما تلاش ‏كنند، قطعاً ما آنها را به راههاى خويش هدايتشان مى‏كنيم‏» (عنكبوت، آيه ۶۹).

?

✨صل الله علیک یا ابالحسن

✨السلام علیکَ یا اَنیسَ النُّفوس