موضوع: "مناسبات"
این الرجبیون
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 20ام فروردین, 1395امشب تمام لحظه ها را دست به سر می کنم و همین امشب برای عاشقی کوله بار سفر می بندم سفری در اعجاز رحمانیت و سیر ملکوت، از کمند مهرش خوشه ای بر می چینیم فاصله ی بین من و مهر رخش یک شاخه از چشم سحر، یک گام با چشم تر، یک قطره مروارید اشک می شوید از قلبم ؛ سلام به دلتنگی دعاهای روزهای رجبیه، سلام هر نمازم را به شوق وصالی عظیم به آخر می رسانم و از دریای بی کران رحمتش سهمی به اندازه ی بنده بودنم و اخلاص دعایم بر می گزینم و به شوق میهمانی بر سفره ی بهشتی، به انتظار جرعه ای از آب رجبیه افطار می کنم.
در احادیث و روایات مختلفی از شکوه و عظمت ماه رجب سخن ها گفته شده است.
از پیامبر اکرم نقل شده است که ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت فضیلت به آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است و شعبان ماه پیامبر خداست و رمضان ماه امت من است.
امام موسی کاظم در خصوص ماه رجب فرمودند: رجب نام نهری است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر، هر که یک روز از ماه رجب را روزه بدارد البته از آن نهر بیاشامد.
امام صادق(ع) در مورد کرامت و فضیلت این ماه می فرمایند: آن گاه که قیامت برپا می شود منادی الهی فریاد می زند که ” این الرجبیون؟ کجایبند آنان که ماه رجب را گرامی داشتند و از آن بهره ها بردند.
از انبوه جمعیت گروهی برخیزند که نور جمالشان محشر را روشن می کند بر سر آنان تاج های شاهی نهند و در طرف راست هر نفر از آنان هزار فرشته و در سمت چپ هزار فرشته به او کرامت و تعظیم الهی و تبریک گویند از جانب الهی ندا آید:
بندگانم و کنیزانم به عزت و جلالم سوگند، شما را جایگاه و مقام گرامی و عطایای فراوان دهم و شما را در جایی جای دهم که از آن نهرها جاریست و شما در آن جاوید خواهید بود زیرا شما داوطلبانه برای من در ماهی که من بزرگش داشتم روزه گرفتید پس خطاب به فرشتگان فرماید، فرشتگان من، بندگان و کنیزان من را به بهشت داخل کشید در این جا امام فرمود: این پاداش برای کسانی است که یک روز اول یا وسط یا آخر ماه رجب را روزه بدارند.
امام باقر علیه السلام؛ اخلاق در القاب
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 20ام فروردین, 1395امام محمّد باقر علیه السلام نیز همانند تمامی اهل بیت علیهم السلام انسانی کامل و معصوم و حجّت الهی است که صحبت درباره ایشان همانند برداشتن کاسهای آب از دریایی بیکران فضیلت است. با نگاهی با القاب امام پنجم شیعیان حضرت اباجعفر محمّدبن علیّبن الحسین (علیهم السلام) از نگاه آیات و روایات به بررسی گذرای شخصیّت ایشان میپردازیم امید آنکه ما نیز لیاقت و توفیق مشایعت ایشان را داشته باشیم؛ ان شاء الله!
اَمین
امانتداری یکی از خصال شایسته انسانی است که هم قرآن کریم و هم اهل بیت عصمت و طهارت بر آن تأکید دارند. قرآن کریم میفرماید:« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها [نساء/۵۸] خداوند به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد.» همچنین امام صادق علیه السلام میفرمایند:« اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَيْكُمْ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ- فَلَوْ أَنَّ قَاتِلَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع ائْتَمَنَنِي عَلَى أَمَانَةٍ- لَأَدَّيْتُهَا إِلَيْهِ [۱] از خدا بترسيد و بر شما باد به اداء امانت به صاحبش كه به شما سپرده و اگر كشنده امير مؤمنان به من امانتى سپارد البته كه آن را به وى ادا كنم.» یکی از القاب امام باقر علیه السلام “امین” است. با اینکه تمامی ائمّه معصومین از هر جهت در نهایت امانتداری بودهاند امّا علّت شهرت امام باقر علیه السلام به لقب امانتداری چه چیزی میتواند باشد؟ به دلیل فضای آمادهای که برای بیان معارف الهی و اسلامی از گنجینةالأسرار دل امام باقر علیه السلام به وجود آمده بود ایشان با برپایی محافل علمی و دانشجوییِ فوق العاده در آن زمان، مطالب علمی گهربار فراوانی را که در دل داشتند بروز دادند و همگان متوجّه حقایق علمی که در وجود ایشان بود شدند. از این جهت شاید مردم آن عصر ایشان را به عنوان امانتدار علوم بیانتهای الهی شناختند و به این نام – امین – یعنی امانتدار حقایق و اسرار الهی نامیدند. در زیارت امین الله نیز، اهل بیت علیهم السلام را با همین لقب صدا سلام میدهیم و میخوانیم:« السّلامُ عَلیکَ یا أَمینَ اللهِ فی أرضِه ».
باقر العلوم
داوزده بهمن و رفرندم ۹۸% انقلاب اسلامی
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام فروردین, 1395پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷، به دعوت امام خمینی(رحمهاللهعلیه) همهپرسی حکومت جمهوری اسلامی ایران در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ در سراسر ایران برگزار شد و ۹۸/۲ درصد شرکت کنندگان با دادن رأی «آری» با برقراری حکومت جمهوری اسلامی موافقت کردند.
در روز ۱۲ فروردین نتایج اعلام شد و این روز را روز جمهوری اسلامی نامیدند. طبق اعلاميه دولت موقت، در رفراندوم ۲۰ ميليون و ۲۸۸ هزار نفر (۹۸/۲ درصد آراء) به حذف سلطنت و برقراری نظام اسلامي «بله» و ۲۴۱ هزار نفر «نه» گفته بودند.
پیام حضرت امام خمینی(قدس سره) به مناسبت ۱۲ فروردین ۱۳۵۸
انقلاب اسلامی ایران سرانجام با فدا شدن خون هزاران نفر در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به ثمر نشست و به امر امام خمینی(رحمهاللهعلیه) در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ با همهپرسی و رفراندوم عمومی به آراء ملت گذاشته شد و بدین ترتیب حکومت ۲۵۰۰ ساله ستمشاهی ریشهکن و نهال انقلاب اسلامی ایران در این مملکت غرس شد.
پس از این همهپرسی عظیم و تاریخی، امام خمینی(رحمهاللهعلیه) در پیامی فرمود: «روز دوازده فروردین، روز ظهور شخصیت واقعی مردم ایران، روز پیروزی مستضعفین بر مستكبرین و روز تثبیت انقلاب اسلامی است كه بیهیچ ریب و شكی زمینهساز حكومت عدل اسلامی در سراسر جهان خواهد بود».
این روز مقدس، این یومالله پربرکت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیاپرستان است كه از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال و آرزوهای حیوانی خود میدانند».
نکته این پیام مهم این است که امام خمینی(رحمهاللهعلیه) این روز را روز عید نامیدند که در خور توجه است، یعنی با تشکیل حکومت اسلامی و سرنگونی حکومت ستمشاهی و طاغوت، مردم ایران باید این روز را برای همیشه عید بگیرند، به خاطر اینکه حکومت الله پس از قرنها، در این سرزمین نهادینه شده است و حکومت جبر و استکبار و طاغوت سرنگون شده است. در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای رای اكثریت قریب بهاتفاق مردم مسلمان ایران تثبیت شد.
در این روز پربرکت نظامی متولد شد كه نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرنهای متمادی نهتنها در ایران اسلامی، بلكه در سراسر جهان متجلی ساخت. در این روز مقدس حكومتی شكل گرفت كه شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.
تشكیل جمهوری اسلامی نهتنها ارادهی ملی ایرانیان را بر سرنوشت خود تثبیت كرد و برای آنان استقلال و آزادی را به ارمغان آورد، بلكه این بارقهی امید در دل محرومان و مستضعفان جهان درخشید كه بعد از قرنها رنج و درد، جلوهای از وعدهی خداوند تبارکوتعالی را شاهد باشند.
ام البنین الگویی برای همه مومنین
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام فروردین, 1395نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علي (عليه السلام) با کنيه “امُّ البنين” (مادر پسران) مشهور شد. پدر و مادرش از خاندان بني کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد
(صلي الله عليه و آله) بودند و داراي خوبيها و صفات خانوادگي مشترک بودند فاطمه دختري پاکدل و باتقوا بود.
۱- خاندان شجاع با کرامت و محب اهل بیت
حزام بن خالد بن ربيعة بن وحيد بن کعب بن عامر بن کلاب [۱] پدر ام البنين است او مردي شجاع و دلير و راستگو بود که شجاعت از صفات ويژه اوست. وي از استوانه هاى شرافت در ميان عرب به شمار مى رفت و در بخشش، مهماننوازى، دلاورى و رادمردى و منطق قوي مشهور بود. مادر بزرگوار ام البنين، ثمامه (يا ليلي) دختر سهيل بن عامر بن جعفر بن کلاب
(از اجداد رسول خدا و اميرالمومنين) [۲] است که در تربيت فرزندان کوشا بوده و تاريخ از وي چهره درخشاني را به تصوير کشيده است.
پس نکته مهم در انتخاب همسر توجه به خاندان و خانواده همسر می باشد، زیرا به تحقیق خانواده تاثیرات خود را در اخلاق و عقیده و مذهب بر فرزند می گذارد. که می بینیم حضرت علی (علیه السلام) وقتی به عقیل (که نسب شناس معروف بود) مي فرمايد: «زني را براي من اختيار کن که از نسل دليرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برايم پسري شجاع و سوارکار به دنيا آورد». [۳] عقیل در پاسخ برادر گفت: «با ام البنين کلابيه ازدواج کن زيرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وي نيست». [۴] عقيل همچنين از ديگر خصوصيات بارز خاندان بني کلاب مي گويد و امام اين انتخاب را پسنديد و عقيل را به خواستگارى نزد پدر امالبنين فرستاد.
۲-امام شناسی بالای این بانو
عالم رجالي، مامقاني در کتاب خود، تنقيح المقال، ولايت فاطمه کلابيه را اين چنين به تصوير مي کشد:
«فَاِنّ علَقَتها بالحسين (عليه السلام) ليس اِلاّ لاِمامته [۵] همانا علاقه ام البنين به حسين بن علی (علیه السلام) به خاطر امامت حضرت است».
خوب این صفت یعنی امام شناسی بسیار قابل توجه می باشد زیرا در روایات ما تاکید ویژه به شناخت امام زمان خود شده است و در داستان کربلا بسیاری از بزرگان در شناخت امام زمان خود عاجز بودند و از یاری امام حسین (علیه السلام) بازماندند.
امروز هم بسیاری از علاقه مندان به اهل بیت در مرحله علاقه مانده اند و این علاقه گاهی به خاطر امامت آنها نیست و صرفا یک محبت است زیرا در مرحله عمل به دستورات اهل بیت کمیتشان می لَنگد.
بحر طویل شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 21ام اسفند, 1394و جز هِق هِق آهسته ی یک مرد، و یا نالهی آرام دو سه کودک بی تاب،
اگر گوش کنی می شنوی زمزمهی ریختن آب …
اگر چه همه خوابند، ولی در دل آن خانه پر از ماتم و غوغاست،
که این شب، شب بی مادری زینب کبراست،
شب اصلی ضربت زدن حضرت مولاست، شب غسل گل یاس علی حضرت زهراست …
علی بود وَ یک زانوی لرزان، علی بود و غم تازه یتیمان، علی بود وَ آن اشک روان،
سینه ی محزون پر از درد،وَ آن گریهی پنهان، علی بود، وَ یک یاس شهیده،
همان شیر خدا، حیدر کرار وَ رنگی که ز رخسار پریده،همان فاتح خیبر،
که قدش سخت خمیده، علی بود، همان همسر زهرا، که چندیست به جز فاطمه
از مردم آن شهر سلامی نشنیده، علی بود وَ رخساره ی زهرا که سه ماه است ندیده …
علی بود و دلی خسته در آن بارش غمها، علی بود وَ اسماء، کنار بدن خسته ی زهرا،
در آن نیمه شب ساکت و خلوت،همان نیمه شب غصه و غربت، شب هجر، شب اوج مصیبت،
شب مرگ علی، مرگ گل یاس، علی کرد نگاهی سوی اسماء، که بریز آب روان بر روی گلبرگ گل یاس …
وَ با اشک نگاهی به تن فاطمه اش کرد و چنین گفت: عزیز دل حیدر، مددی کن که دهم غسل تنت را،
کمک کن که بشویم بدنت را، وَ با نام خدا غسلِ گل یاس شد آغاز،
خدا داند از آن لحظه که شد چشم علی سوی گلش باز …
علی بود وَ قلبی که به اندازهی یک فاطمه غم داشت،
علی بود وَ بازوی کبودی که ورم داشت وَ دستان علی
بر گل زخم بدن فاطمه اش خورد، علی زنده شد و مرد،
نفس در دل او حبس شد و سوخت، علی چشم به چشمان گلش دوخت،
وَ آن بغض که در سینه نهان داشت رها شد، دوباره قد او خم شد و تا شد،
وَ روح از بدنش رفت و جدا شد، سرش را به روی شانه ی دیوار زد و زار زد و گفت:
، نگفتی به علی فاطمه یک بار، از این زخم وَ از قصهی دیوار، از این اذیت، آزار،
از این سینه و از لطمهی مسمار، خدایا چه کند حیدر کرار؟!
همه عالم هستی، فغان گشت و ز آه دل آن رهبر مظلوم،
وَ از اشک یتیمیّ حسین و حسن و زینب و کلثوم،
به جز زمزمه ی ریختن آب، از آن خانه صدائی به سما رفت،
که تا عرش خدا رفت، صدای طپش یک دل خسته،
که بندش شده پاره وَ از ریشه گسسته، صدای کمرِ کوه،
که از غصه شکسته …
فقط آه کشید آه، علی با مدد فاطمه استاد روی پا،
وَ چنین گفت به اسما، بریز آب به روی گل حیدر،
ولی سعی کن آرام بریزی که یاسم شده پرپر،
بریز آب ولی سعی کن آرام بریزی که گلم خسته ی خسته است،
بریز آب ولی سعی کن آرام بریزی، که پهلوش شکسته است …
علی شست تنش را، و َبا گریه چنین گفت به زهرا: شدی پرپر و این شهر نفهمید،
که گل طاقت این اذیت و این همه آزار ندارد،
تو رفتی و علی یار ندارد،وَ در مردم این شهر طرفدار ندارد، گذشت از من و تو قصه
ولی کاش به گلبرگ شقایق بنویسند، که گل تاب فشار در و دیوار ندارد …
شهادت مظلومانه و غریبانه ی بی بی عالم؛
سیدة النساء العالمین حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها
بر تمامی فاطمیــــــون تسلیت باد
روایت معتبر " إِنَّ فَاطِمَهَ ع صِدِّیقَهٌ شَهِیدَه " و تصریح بر شهادت حضرت زهراء (س)
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 12ام اسفند, 1394روایت معتبر ” إِنَّ فَاطِمَهَ ع صِدِّیقَهٌ شَهِیدَه “ و تصریح بر شهادت حضرت زهراء (س)
اصل شهادت حضرت فاطمه الزهراء سلام الله علیها از امور ثابت و قطعی تاریخ می باشد که بر مبنای نقل ها و روایات و اخبار به تواتر و قطعیت می رسد و از همین رو نیازی به سیر در اسناد اخبار و مرویات کتب روایی و تاریخی برای اثبات چنین امری نداریم اما در این مطلب قصد داریم تا به یکی از روایات معتبر و صریح الدلاله در اثبات شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها بپردازیم.
در روایتی با سند صحیح در اصول کافی آمده است :
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: إِنَّ فَاطِمَهَ ع صِدِّیقَهٌ شَهِیدَهٌ وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِیَاءِ لَا یَطْمَثْن.
الکافی،ج۲،ص۴۸۹و۴۹۰،ح۳ ط دار الحدیث
مسائل علی بن جعفر،ص۳۲۵،ح۸۱۱ ط موسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث
امام کاظم علیه السلام می فرمایند : فاطمه (ع) صدیقه ی شهیده است و دختران انبیاء دچار حیض نمی شوند.
سند روایت :
سند این روایت صحیح است و علمای بسیاری نیز آن را تصحیح کرده و معتبر شمرده اند. ابتدا ما به تک تک روات اشاره کرده و سپس اقوال علماء در مورد سند حدیث را می آوریم.
۷۹۶۷ – ۷۹۶۵ – ۷۹۷۹ – علی بن جعفر بن محمد : بن علی بن الحسین ( ع ) یکنى أبا الحسن من أصحاب الصادق والکاظم والرضا ( ع ) – ثقه – روى عن أخیه أبی الحسن موسى ( ع ) فی کامل الزیارات وتفسیر القمی – طریق الصدوق والشیخ الیه صحیح – له روایات تقدمت بعنوان علی بن جعفر فی ۷۹۶۱٫
در ایام بیماری رسول خدا بر فاطمه چه گذشت؟
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام اسفند, 1394اذان مغرب است، و مردم در مسجد منتظر آمدن رسول خوبیها بودند. اما هر چه صبر کردند، از وی خبر نشد، مردم در گوش یکدیگر زمزمه میکنند، گویا حال پیامبر(صلیالله علیهوآله) بدتر شده است. در میان گفتگوها پسر عموی رسول خدا (صلیالله علیهوآله)، علی (علیهاسلام) به مسجد میآید، و در محراب میایستد، و مردم به وی اقتدا میکنند.[۱]
ابوبکر و عمر به فرمان رسول خدا(صلیالله علیهوآله) در اردوگاه اسامه، به سر میبرند[۲] ابوبکر زمانی که میخواست از مدینه خارج شود، به دخترش عایشه گفت: «من به دستور پیامبر به جهاد میروم، اگر دیدی که بیماری پیامبر(صلیالله علیهوآله) بدتر از این شد به من خبر بده تا من بیایم و یک بار دیگر پیامبر(صلیالله علیهوآله) را ببینم». اکنون زمان آن رسیده است که عایشه پیکی به سوی اردوگاه اسامه بفرستد، تا پدر را از حال رسول خدا(صلیالله علیهوآله) آگاه کند. زمانی قاصد عایشه به خیمهگاههای سپاه اسلام میرسد، سراغ خیمه ابوبکر را میگیرد، او را پیدا میکند و به او میگوید: «من از مدینه میآیم، عایشه منرا فرستاده تا به تو خبر بدهم که دیگر امیدی به شفای پیامبر(صلیالله علیهوآله) نیست و او برای نماز مغرب به مسجد نرفته است، هر چه زودتر خود را به مسجد برسان!» عمر که همنشین ابوبکر بود، تا این سخن را شنید، رو به وی کرد و گفت: «برخیز، ما باید هر چه سریعتر خود را به مدینه برسانیم».[۳]
صدای اذان بلال در مدینه طنین انداز میشود، و مردم برای نماز به سوی مسجد میروند، آمدن پیامبر(صلیالله علیهوآله) طول کشد، در این میان هر کسی سخن میگوید، آیا رسول خدا(صلیالله علیهوآله) برای نماز میآید!؟ شاید دو باره برادرش علی(علیهالسلام) را برای نماز بفرستد! در میان این نجواها، ناگهان ابوبکر وارد مسجد میشود، و به سوی محراب میرود، همه تعجب میکنند که او در مدینه چه میکند!؟ مگر پیامبر(صلیالله علیهوآله) به او نگفته بود که به سپاه اسامه بپیوندد!؟
فاطمه؛ آزموده پیش از آفرینش
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 4ام اسفند, 1394با فرا رسیدن ایام حزنانگیز فاطمیه و سال روز شهادت حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) شایسته و مناسب است، که گوشههایی از فضائل آن حضرت تبیین شود تا با نگاه ویژهای آن حضرت را الگوی رفتار و اخلاق خویش قرار دهیم. در زیارت حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) در روز یک شنبه آمده است که: «السلام علیک یا ممتحنة امتحنک الله الذی خلقک قبلان یخلقک و کنت لما امتحنک به صابرة…[۱] سلام بر توای آزمایش شده، آنکس که تو را آفرید پیش از آنکه تو را خلق کند آزمودت و تو در آن آزمایش بردبار و شکیبا بودی» این حدیث بیان مینماید: روح بزرگ و ملکوتی فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) از ناحیه خداوند متعال مورد آزمایش و امتحان قرارگرفته است پیش ازآنکه خلقشده به دنیا بیاید. روح آن بانوی جلیله نوری از انوار الهی بوده و خداوند او را سالها پیش از آفریدن بدن مطهره اش آفرید و بر اساس روایات در اطراف عرش الهی جای داشت.
زينت خانه ي مهتاب به دنيا آمد * زينب حضرت ارباب به دنيا آمد
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام بهمن, 1394چهره اش منعکس از طلعت روي زهراست
عشق بازيش از آن حال و هوايش پيداست
حضرت زينب کبري خودش اقيانوسيست
گرچه چشمان پر از گوهر نابش درياست
اگر عباس علمدار صف کرب و بلاست
از ازل تا به ابد پرچم زينب بالاست
مادري کرد براي سه امامش زينب
پس ولايت به پرستاري او پا برجاست
سوره ي مريم قرآن نمي از تفسيرش
وسعت روح بزرگش چقدر نا پيداست
آمد؛ سیزدهمین حلقه از منظومه نور،
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 28ام دی, 1394
ای سامـرهات قبلـۀ دل کعبۀ جانها
ای سفرۀ احسان تو پیوسته جهانها
ای عبد خداوند و خداونـدِ زمانها
ای پایۀ قدر و شرفت فوق مکانها
آگاه ز اسـرار عیانهـا و نهانهـا
کوتاه به مدح تو و وصف تو زبانها
ای روی تو در بزم ازل شاهد و مشهود
وی آمده ساجد به خدا بر همه مسجود
هـم قبلـۀ حاجاتـی و هم حجت معبود
هم حمدی و هم احمد و هم حامد و محمود
غیر از تو کـه باشد پدرِ مهدی موعود
مهدی که بهـار آرد در فصلِ خزانها
ای جان جهان ای همه جانها به فدایت
ای نـام نکویت حسن ای حسنِ خدایت
خورشیــد پنــاه آرد در ظـلِّ لــوایت
امضــای عبــادات همـه مهـر ولایـت
بالاتــر از آنــی کــه بگوینــد ثنایت
بر اوج جلالت نرسـد وهـم و گمـانها
در وصـف تــو اشیـاء زبانند زبانند
جز مدح تو را خلق نخوانند نخوانند
پيام امام خميني به مناسبت فرار شاه! ايران
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 27ام دی, 1394پيام امام خميني به مناسبت فرار محمدرضا شاه پهلوي از ايران (1357 ش)
حضرت امام خميني(ره) به مناسبت فرار شاه از كشور در پيامي خطاب به ملت ايران فرمودند:
“فرار محمدرضا پهلوي را كه طليعه پيروزي ملت و سرلوحه سعادت و دست يافتن به آزادي و
استقلال است به شما ملت فداكار تبريك عرض ميكنم” امام در ادامه اين پيام، علاوه بر
درخواست از ملت ايران به ادامه دادن تظاهرات پرشور خود بر ضد رژيمسلطنتي و دولت غاصب
بختيار، بار ديگر از قواي نظامي و انتظامي خواستند كه به ملت بپيوندند. از سوي ديگر با فرار شاه
از ايران،مردم، مجسمههاي شاه فراري را در شهرهاي مختلف پايين كشيدند. در شهرهاي آمل،
نهاوند، اليگودرز و ايلام نيز، مأموران رژيم شاه، به مردم حمله و شماري از آنان را شهيد و مجروح كردند.
اولین آتش را در دل ما نواب روشن کرد
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 26ام دی, 1394وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوُا فی سَبیلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
سید مجتبی تهرانی معروف به نواب صفوی، در سال 1303 شمسی در خانواده ای روحانی و اصیل در خانه محقری در خانی آباد تهران قدم به عرصه ی وجود گذاشت. وی با علاقه و عشقی وصف ناشدنی به روحانیت و به قصد ادامه راه آبا و اجداد خود، در اواخر سال 1320، پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، رهسپار حوزه علمیه نجف اشرف شد. شهید از طرف مادر به سادات دُرچه اصفهان منتسب و از طرف پدر میرلوحی است.
شهید عنوان نواب صفوی را از خاندان مادر به ارث برده است. پدر او مرحوم سید جواد میرلوحی، دانشمندی روحانی بود كه در اثر فشار حكومت رضاخان مجبور به ترك لباس روحانیت شد، اما از طریق تصدی وكالت دادگستری همچنان به داد مظلومان می رسید.
مرحوم سید جواد در سال 1314 یا 15 در اثر مشاجره و درگیری لفظی با (داور) وزیر عدلیه ی رضاخان، غیرت علویش به جوش آمد و یك سیلی نثار وی كرد كه در اثر آن سه سال به زندان افتاد.
شهید پس از ورود به نجف اشرف، بدون كوچكترین درنگی به فراگیری مقدمات پرداخت و روابط تنگاتنگی با علمای دلسوز و بیدار و مبارز از جمله صاحب كتاب جهانی و كم نظیر الغدیر، آیت الله علامه امینی قدس سره برقرار كرد.
آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب درباره ی شهید می فرمایند:
باید گفت كه اولین جرقه های انگیزش انقلابی اسلامی به وسیله ی نواب در من به وجود آمد و هیچ شكی ندارم كه اولین آتش را در دل ما نواب روشن كرد.
اعدام انقلابی كسروی و اعلام موجودیت فداییان اسلام
بعد از شهریور 1320 و فراگیر شدن جنگ جهانی دوم، ایران نیز گرفتار شرایط دشواری شد، از یك طرف مورد تجاوز متفقین قرار گرفت، و از طرف دیگر سود جویانی قلم به مزد و اجیر، از آزادی سوء استفاده می كردند و از طریق ترویج فرهنگ غربی به جان مسلمانان افتاده بودند و درصدد بودند تا آنچه رضاخان از طریق زور قلدری نتوانسته بود انجام دهد، از طریق قلم و نگارش با مخدوش نمودن تاریخ اسلام انجام دهند.
«احمد كسروی» از جمله افرادی بود كه خط معارض و مهاجم علیه اسلام تشیع را دنبال می كرد. او نه تنها در كتاب «شیعی گری» به روحانیت، مقدسات اسلامی، پیشوایان مذهب تشیع و امامان بحق و معصوم علیهم السلام حمله می كرد، بلكه در كتاب های صوفی گری، بهاییگری، مادی گری و حتی تاریخ مشروطیت، مقدسات دینی و روحانیت را مورد حمله قرار داد.
نواب با كتاب های كسروی در نجف آشنا شد و موجی از احساسات مذهبی و دینی وجودش را فرا گرفت.
كتاب ها را نزد علما برد و از آن ها نظر خواست. همه حكم به مهدور الدم بودن نویسنده ی كتاب ها دادند.
سید در اواخر 1323، وارد تهران شد و بدون درنگ به خانه ی كسروی رفت و او را از گفتن و نوشتن سخنان توهین آمیز به اسلام و ائمه ی شیعه علیهم السلام و روحانیت برحذر داشت و وقتی مطمئن گردید كه وی اصلاح پذیر نیست، آماده ی اجرای حكم الهی شد.
شهید نواب در هشتم اردیبهشت 1324، در سر چهارراه حشمت الدوله به كسروی حمله كرد ولی توسط پلیس دستگیر و زندانی شد. بعد از آزادی از زندان، موجودیت فداییان اسلام را طی یك اعلامیه ی رسمی با جمله ی هوالعزیز و تیتر « دین و انتقام» اعلام كرد و اعدام كسروی را پیگیری نمود
فرار با پرواز شماره 26
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 25ام دی, 1394
با روشن شدن جرقه های اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی قدس سره و کشتار 17 شهریور و برگزاری مراسم چهلم شهدا در تهران، تبریز، اصفهان ،مشهد و …، و اعتصاب کارگران شرکت ملی نفت و چاپ مقاله توهین آمیز احمد رشیدی مطلق علیه امام« قدس سره»، کنترل امنیت کشور از دست نیروهای رژیم و حتی حکومت نظامی خارج شد و پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شاه گردید.
شاه بسیار حسابگرانه و بر اساس مصلحت اندیشیهای اربابان آمریکایی و انگلیسی خود، بدون خشونت و کشتار مردم و با تشکیل شورای سلطنت و برقراری حکومت نظامی و نیز تکیه بر پشتیبانی نیروهای ارتش و ساواک، برای خروج از کشور مصمم شد.
در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول بودند که حل بحران، با حضور شاه در ایران امکان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد کرد. شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامیازهاری در برقراری نظم و آرامش و رقع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت کنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.
والا پیام دار ،* محمد *
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 8ام دی, 1394ز یمن مقدم رسول خاتم
معطر آمده محیط عالم
مولد صادق آل محمد
مقارن گشت با میلاد احمد
میلاد نبی اعظم(ص) و امام صادق(ع) مبارک باد
وحدت، تپش هماهنگ قلبهاست
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 3ام دی, 1394وحدت، تپش هماهنگ قلبهاست و آهنگ حرکت دستها. وحدت اسلامی، عامل اقتدار اسلام در برابر کفر و نفاق و اختلاف، آفت بزرگ عزت و استقلال مسلمین است. آرمان و امید همه دوستان عظمت اسلامی، و جدائی و تفرقه، آرزوی شوم دشمنان دیرینه ماست. وحدت، کشتی نوح است و تفرقه، تازیانه عذاب الهی.
امید است در روزگاری که شیاطین، بذر نفاق و تفرقه می پاشند تا در سرزمین مقدس اسلام، درخت دشمنی پرورش دهند، با بیداری و یاد آوری سخنان وحدت بخش رسول خدا و ائمه معصومین علیهم السلام نقشه های شوم استکبار، نقش بر آب گردد و خداجویان وحدت اندیش برگرد قرآن و سنت هماهنگ شوند و با رهبری عترت علیهم السلام پرچم استقلال و آزادی را در سراسر گیتی به ا هتزاز درآورند.
ان شاء الله
قال الله تعالی:
و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم .
و بسان آنانکه پراکنده شدند و پس از آمدن دلیل های روشن الهی، اختلاف کردند، نباشید «زیرا» برای آنان عذابی بزرگ خواهد بود.
آل عمران / 105
دهم ربيع الاول سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) و حضرت خديجه (س) مبارکباد
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 1ام دی, 1394دهم ربیع الاول سالروز ازدواج پیامبر(ص) با خدیجه(ع) است .
عارف کامل مرحوم میرزاجوادآقا ملکی تبریزی(ره) در کتاب المراقبات می آورد: روز دهم ربیع الاول؛ تزویج رسول خدا(ص) با خدیجه(ع) در این روز صورت گرفته لذا بزرگ داشتن این امر خطیر (بناء به تاثیری که در این تزویج میمون و مبارک حاصل گردیده و خیرات و برکاتی که برای همگان بخشوده و از جهات انوار باهرات طاهراتی منتشر گشته) بر شیعیان فرض و بایسته است.
روز هفدهم ربیع الاول: هر چند در ابتدا؛ به پارهای از شرافتهای این فرخنده روز اشاره نمودیم لکن باز اشاره اجمالی (نسبت به پارهای از آنچه گفتیم) باکی نخواهد داشت.
فطانت و درایت هیچ فردی از رعایا بلکه بسیاری از انبیاء و اولیاء – صلوات الله و سلامه علیه و آله و علیهم اجمعین – نمیرسد که به کُنه فضایل رسول خدا(ص) در رسد و اخبار مستفیضه و وارده به این گویا است که هر پیمبری را جز پیمبران مرسل توان حمل پارهای از مقامات آل معظم او نیست چه رسد که به فضلی از فضایل نفس شریف آن حضرت پیبرند؛ چه آن بزرگوار اشرف تمام آفریدگان و نزدیکترین نفوس به خدا و او علت غائی ایجاد انبیاء و مرسلین و ملائکه مقربین و تمام جهانیان میباشد و او – صلوات الله علیه و آله – آقای تمام خلایق و داناترین آنها و او عقل اول و نور اول و خلق اول و اسم اعظم و حجاب اقرب و آخرین حد عالم امکان، او واسطه فیض خدا جل جلاله بر تمام ممکنات است و چون وجود او علت غائی ایجاد عالم و واسطه فیض اقدس فرض گردد چگونه ممکن است تعقل نمود که فردی از جهانیان به معرفت صفات و فضایل او کماهو اکتناه کند و پیبرد و تمامی هدایات به او منتسب و او آموزگار بلکه مبعوث بر ارواح تمام پیمبران و او در کتاب خدا صاحب خلق عظیم است و آل او و جانشینان دوازدگانه او پس از او اشرف تمام خلایق و آفریدگانند که اول آنها و امیرالمومنین(ع)، آن کسی است که با تمام پیمبران باطناً بود و آنان را یاوری مینموده و با آن حضرت به ظاهر بوده و او را کمک مینموده و آخر آنها مهدی – عجلالله تعالی فرجه- آن کسی است که به او خداوند به اهل حق از اولین و آخرین وعده نصرت داده و به او توحید را در زمین تکمیل و دین خود را تمام خواهد نمود تا بر روی زمین دینی “جز دین خدا” باقی نماند و اوست گشاینده و اوست پایان دهنده و اوست آن کسی که خداوند به نبوت او، تمام پیمبران را مژده داده و تمامی کتب آسمانی به وجود او بشارت داده و کتاب او، غالب و مسلط بر تمام کتب و وصی او، سید اوصیاء و امت او، افضل امم و شریعت او، اکمل شرایع و سیره او, افضل سیر و او است صاحب حضو ولوای حمد و او است صاحب وسیله و شفاعت کبری و او است که دربارهاش نازل گردیده “وَلَسَوفَ یُعطیکَ ربکَ فترضی” او است که برای او از انبیاء پیمان گرفتند در اینکه خودش بر آنها افضل و خلفائش بر سایرین اکملاند. اوست که نجات اهل بلا از سایر امم به توسل به ذیل عنایت او و پیوستن به ذروه شفاعت ذریه او است – صلوات الله علیهم اجمعین- و او است رحمه للعالمین و حبیب اله العالمین، هیچ فضیلتی به پایه فضیلت او نرسد و او است ام الفضائل.
آغاز گشته امامت مهدی موعود
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 29ام آذر, 1394آغاز گشته امامت مهدی موعود
روشن کنید شمعها و عود
برای آمدنش دعا کنید
طولانی کنید نمازتان رابا سجود
آغاز امامت امام زمان(عج)، زمانی برای شادی منتظران
بر اساس تعالیم اسلامى یكى از وظایف مهم هر مسلمان، انتظار ظهور حضرت قائم(عج) است؛ انتظار تحقق وعده الهى بر حاكمیت صالحان و تشكیل دولت اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است. اما آیا هیچ مىدانید كه پاداش این انتظار چیست و چه ثمرى براى منتظران دارد؟
امام صادق(علیه السلام) در روایت زیر به این پرسش پاسخ مىدهند:
«الا اخبركم بما لا یقبلالله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت: بلى. فقال: شهادة ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده [و رسوله] و الاقرار بما امرالله، و الولایة لنا، و البراءة من اعدائنا - یعنی الائمة خاصة - و التسلیم لهم، و الورع و الاجتهاد و الطمانینة، و الانتظار للقائم - علیهالسلام - ثم قال: ان لنا دولة یجیىء الله بها اذا شاء. ثم قال: من سره ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه، فجدوا وانتظروا، هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة.(1)
سپس [امام] فرمود: براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مىسازد. آنگاه [امام] فرمود: هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم(عج) باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج)، بپا خیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند! آیا شما را خبر ندهم به آنچه كه خداى صاحب عزت و جلال، هیچ عملى را كه جز به آن عمل، از بندگان نمىپذیرد؟ گفتم: بله. فرمود: گواهى دادن به این كه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و این كه محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده او است، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج) .
براى منتظران زمان غیبت همین پاداش بس كه نام آنها در زمره یاران امام عصر(عج)، و از جمله كسانى ثبت شود كه آن حضرت را به هنگام ظهور همراهى مىكنند.
آجرک الله یا صاحب الزمان
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 28ام آذر, 1394عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا دوباره سائلی آمد،درِ حرم بگشا نشان خانه تان را ز هرکه پرسیدم - نشان سیدی از خانواده ی
زهرا- به گریه مردم عابر جواب می دادند برو به کوچه ی رحمت،محله ی طاها کسی به داد دل من نمی رسد جز تو بگیر دست مرا
خورده ام زمین آقا
فرزند غایبش را سر سلامت بگویید و باران اشکتان را در بی شکیبی انتظار، بهانه سازید . .
نوشته شده توسطحوزه علمیه باقرالعلوم (ع) 28ام آذر, 1394فاطمه امشب به سامرّا عزا برپا کند / دیده را یاد امام عسگری دریا کند
ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود / خون دل جاری به رخ در مرگ آم مولا کند
امام حسن عسكرى، فرزند امام هادى(عليه السلام)، در روز هشتم ربيع الثّانى يا 24 ربيع الاوّل سال 232 هجرى قمرى در مدينه به دنيا آمد.
نام مادر گرامى آن حضرت را، سوسن و بعضى «سليل» و «حُدَيْث» نيز گفته اند.
او در هشتم ربيع الاوّل سال 260 هجرى قمرى با توطئه معتمد خليفه عبّاسى در شهر سامرّا، در 28 سالگى به شهادت رسيد.
آن حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارش در 22 سالگى به مقام امامت رسيد.
برنامه و مواضع او به عنوان مرجع فكرى شيعيان قلمداد گرديد و مصالح عقيدتى و اجتماعى آنان را كاملاً مراعات مىكرد.
در عصر آن حضرت، دشوارى ها و گرفتارى هايى پيش آمد كه از قدرت عبّاسيان كاست، تا جايى كه موالى و تركان بر حكومت دست يافتند، ولى فشار و شكنجه و آزار نسبت به امام و يارانش تخفيف پيدا نكرد.
متوكّل او را به زندان انداخت، بىآن كه سبب آن كار را بگويد! عبّاسيان تلاش مىكردند كه امام عسكرى(عليه السلام) را در دستگاه حكومت وارد كنند تا پيوسته مراقب او باشند و او را از پايگاه هاى خويش و از ياران و پيروانش دور سازند.
آن حضرت نيز مانند پدر بزرگوارش ناچار شد در سامرّا اقامت كند و زير نظر باشد.
مواضع علمى امام عسكرى(عليه السلام) در پاسخ هاى قاطع و استوار در مورد شبهه ها و افكار كفرآميز و بيان كردن حقّ، با روش مناظره و گفتگوهاى موضوعى و مناقشه ها و بحثهاى علمى، روز به روز شخصيّت آن حضرت را بارزتر نشان مىداد و مؤمنين را به شخصيّت مكتبى و فكرى خود مجهّز مىنمود و از طرفى پايدارى و ايستادگى آنان را در برابر جريانهاى فكرى خطرناك تضمين مىنمود.